امروزه اقتصاددانان می‌کوشند تا با بررسی و تبیین الگوهای رفتاری عرضه و تقاضا در بازار دارایی‌ تحولات و نوسان آن را تحلیل کنند؛ اما به نظر می‌رسد گاهی روند قیمت در بازار دارایی‌ها بر پایه انتظارات ذهنی و سوداگرانه افراد، بدون توجه به متغیرهای اساسی تعیین می‌شوند. چنان‌چه قیمت سهام را تابعی از جریان سود نقدی زمان حال و آینده بدانیم، قیمت سهام با نرخ تنزیل مشخص برابر است با ارزش فعلی سودهای حال و آینده که خود تابعی از ریسک جریان سود نقدی بنگاه به‌شمار می‌رود؛ این قسمت از قیمت را ارزش ذاتی می‌نامند. اما گاهی قیمت سهام به‌طور کاذب و جدا از تأثیر متغیرهای اساسی مؤثر بر سود بنگاه افزایش می‌یابد، که این قسمت کاذب را حباب می‌نامند.

مفهوم حباب[1] از اوایل قرن هفدهم وارد ادبیات اقتصاد شده است؛ به‌طوری‌که واژه جنون لاله‌ای[2] برای اشاره غیرمستقیم به وجود حباب در یک اقتصاد به‌کار می‌رود. این واژه از سال 1636 زمانی که تقاضا برای گل‌های لاله در هلند به حد بسیار بالایی افزایش یافت به‌طوری‌که قیمت یک شاخه لاله به 1000 فلورینس[3] (واحد پول وقت هلند) رسید در حالی‌که درآمد سرانه افراد 150 فلورینس بود. از آن زمان تاکنون نمونه‌های متعددی به‌عنوان دوران حباب قیمتی یاد شده است. برای مثال، در دوره 1990-1985 دارایی‌های ژاپن و همچنین در سال‌های 2000-1998 بازار اینترنت آمریکا دچار حباب شده بودند که دومی به جنون دات کام[4] معروف است.

با وجود این سابقه تاریخی، موضوع حباب‌های قیمتی تا اواخر قرن بیستم مورد تحلیل علمی قرار نگرفته است. در اواخر قرن بیستم و بر اساس پیشرفت‌های مختلف در علم اقتصاد و به‌ویژه در اقتصادسنجی، مفهوم حباب به‌طور جدی وارد ادبیات اقتصاد شده و سؤال اصلی این است که با وجود فرض حداکثرسازی مطلوبیت و رقابتی بودن بازارها، آیا سرمایه‌گذاران در دارایی‌‌های حباب‌دار سرمایه‌گذاری می‌کنند؟ آیا با فرض رفتار و انتظارات عقلایی، حباب در بازار به‌وجود می‌آید؟ حبابی که در این شرایط به‌وجود می‌آید حباب عقلایی معروف است؛ در مقابل، حباب غیرعقلایی نیز وجود دارد که بررسی علمی آن بسیار مشکل‌تر است؛ زیرا در تحلیل رفتار مصرف‌کنندگان عقلایی فرضیاتی مانند عقلایی بودن، حداکثرسازی مطلوبیت و غیره وجود دارند که امکان تحلیل رفتار آن‌ها را ممکن می‌سازد در حالی‌که بررسی رفتار عوامل غیرعقلایی بسیار پیچیده است.

با گذشت زمان تقسیم‌بندی دیگری در حباب‌های عقلایی به وجود آمده و این تقسیم‌بندی عبارت است از حباب‌های عقلایی انفجاری[5] و حباب‌های عقلایی تحلیل رونده[6]؛ حباب انفجاری حبابی است که پس از شروع به‌طور پیوسته صعود می‌کند در حالی‌که حباب تحلیل‌رونده در حین صعود می‌تواند سقوط و دوباره صعود کند.

تحلیل امکان به‌وجود آمدن حباب قیمتی و تقسیم‌بندی نظری آن به‌نوعی شرط لازم نظریه حباب‌های قیمتی است و چگونگی تشخیص آن مسئله دیگری است. خوشبختانه در این زمینه هم از دهه 1980 پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای به‌وجود آمده است؛ به‌طوری‌که امروزه روش‌های آزمون مبتنی بر ساختار حباب‌های عقلایی معرفی شده‌اند که توانایی لازم برای تشخیص حباب‌ها را دارند؛ هر چند هنوز هم در برخی موارد ابهاماتی وجود دارد.

نکته حایز اهمیت در شرایط تشکیل حباب، حس اعتماد و خوش‌بینی نسبت به بازار است. واقعیت این است که بازارهای مالی گاهی اوقات به شکوفایی و رشدی موهوم می‌رسند که هیچ تناسبی با سازوکارهای اقتصادی و شرایط جامعه ندارد. در این شرایط بهای سهام و عایدات مربوط به آن بر ضوابط درست و مناسبات مالی استوار نیست و تنها یک اصل بر بازار حکم‌فرماست و باعث رشد بازار می‌شود و آن اعتماد فزاینده‌ای است که به بازار و رشد آن وجود دارد.

در این شرایط سهام دارای یک ارزش صوری می‌گردد که به‌کلی مستقل از ارزش ذاتی و اقتصادی آن است؛ اما به  محض این‌که این حس اعتماد به هر دلیلی در بازار از بین برود، ارزش صوری سهام نیز تنزل می‌یابد و بازار اعتماد خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی وقتی زمینه برای سقوط در بازار فراهم می‌آید آن‌گاه تنها حادثه کوچکی می‌تواند منجر به آغاز طوفان در بازار اوراق بهادار گردد.



[1].Bubble

[2].Tulip Mania

[3].Florins

[4].Dot-Com Mania

[5]. Explosive Bubbles

[6]. Collapsing Bubbles