بورس (زندان جذاب نقدینگی)
این یک وبلاگ آموزشی درباره آشنایی با بازارهای مالی و به ویژه بازار اوراق بهادار یا بورس است. هر یک از بازدید کنندگان حتی می توانند در قالب سوال طرح موضوع نمایند و در اولین فرصت مطالب مورد نیاز آموزشی در این خصوص در همین وبلاگ ارایه خواهد شد.
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
 
نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٠/۱/٢٩

چرا عرضه عمومی اولیه؟

ترجمه: سید روح‌الله حسینی مقدم*
رضوانه نداف *
فروش سهام توسط شرکت برای اولین بار عرضه عمومی اولیه نامیده می‌شود. شرکت‌های کوچک در جستجوی راه‌هایی برای رشد بیشتر خود هستند و اغلب از IPO به‌عنوان راهی برای افزایش سرمایه خود که برای توسعه بیشتر به آن نیاز دارند، استفاده می‌کنند.

 

اگرچه توسعه بیشتر به نفع شرکت است، اما مزایا و معایبی هم که از عمومی شدن شرکت ناشی می‌شود، وجود دارد. 
عمومی شدن، فرآیند فروش سهام شرکتی است که در گذشته به‌صورت خصوصی نگهداری می‌شد به سرمایه‌گذاران جدید و برای اولین بار.
به عبارت دیگر، عمومی شدن به عرضه عمومی اولیه شرکت‌های خصوصی اشاره دارد و به این ترتیب به موسسه‌ای مستقل و قابل معامله برای عموم تبدیل می‌شود. شرکت‌ها معمولا به‌منظور افزایش سرمایه و به امید توسعه، عمومی می‌شوند. عمومی شدن تاثیرات مثبت و منفی دارد که موسسات باید به آنها توجه کنند. بعضی از مزایا شامل نقدشوندگی برای شرکت و سایر سهامداران، افزایش سرمایه، تسهیل فرآیند ادغام و اکتساب، متنوع کردن ترکیب سهامداری، و افزایش اعتبار و وجهه شرکت و از سوی دیگر معایب آن شامل اعمال فشار بر شرکت به منظور رشد کوتاه‌مدت، افزایش هزینه‌ها، افزایش محدودیت‌ها بر مدیریت و عملکرد، اجبار به افشای عمومی اطلاعات و کاهش کنترل مالکین سابق در اتخاذ تصمیم است. برای تعدادی از کارآفرینان، عرضه عمومی شرکت یک رویای دیرینه و علامت موفقیت آنها به‌شمار می‌رود، اما قبل از عرضه عمومی اولیه شرکت باید الزامات تعیین شده از سوی پذیره‌نویس را فراهم سازد.
عمومی شدن یک فرآیند هزینه‌بر است و یک شرکت سهامی عام با مسوولیت‌ها و تعهدات زیادی روبه‌رو می‌شود که در گذشته با آنها روبه‌رو نبود. اگرچه عمومی شدن مزایایی دارد، صاحبان شرکت و کسب‌و‌کار باید به‌طور جدی تمام انتخاب‌ها، وظایف و مسوولیت‌های بالقوه جدید را به‌منظور اتخاذ تصمیم آگاهانه که بیشترین نفع را برای شرکت به همراه داشته باشد، بررسی کنند. مشاوران سرمایه‌گذاری می‌توانند به شرکت‌ها در تحلیل مزایا و معایب عرضه عمومی اولیه کمک کنند.
از زمانی‌که شرکت، اوراق بهادار خود را به‌منظور عرضه و فروش، ثبت کرد از خصوصی به عمومی تبدیل می‌شود. هدف بیشتر شرکت‌ها از عمومی شدن، افزایش منابع مالی است؛ با وجود این، یک شرکت خصوصی موفق، انتخاب‌های دیگری نیز برای تامین مالی دارد. برای مثال، شرکت می‌تواند منابع مالی مورد نیاز خود را از طریق شرکت‌های مخاطره‌پذیر کسب کند. گزینه دیگر برای شرکت، تامین مالی از طریق مشارکت با شرکت‌های دیگر است. برای شرکت توجه به پتانسیل‌های رشد، مزایا و معایب عمومی شدن قبل از تصمیم به این اقدام بسیار اهمیت دارد.
مزایای عرضه عمومی 
دسترسی به منابع مالی: رشد مداوم شرکت‌ها نیازمند دسترسی آنها به منابع مالی جدید است. عمومی شدن یکی از راه‌های به‌دست آوردن آن سرمایه است، ولی امری زمانبر است. علاوه بر این تقریبا همه شرکت‌هایی که عرضه عمومی می‌شوند در نخستین گام به نقدینگی نیاز دارند. انتفاع مالی بزرگترین مزیت افزایش سرمایه است. منابع مالی می‌تواند برای تحقیق و توسعه، مخارج سرمایه‌ای یا تسویه بدهی‌های موجود شرکت به‌کار گرفته شود. سایر دلایل در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
چنانچه شرکت نیاز به افزایش سرمایه داشته باشد، می‌تواند سهام بفروشد یا اوراق قرضه (اوراق بدهی) منتشر کند. این وجوه ممکن است برای اهداف متنوعی مانند رشد و شکوفایی، تسویه بدهی موجود، بازاریابی و توسعه، خرید دارایی و غیره استفاده شود. 
با عمومی‌سازی، روش‌های تامین مالی شرکت افزایش می‌یابد. شرکتی که عرضه عمومی می‌شود می‌تواند به جذب منابع مالی جدید از طریق انتشار اوراق قرضه، انتشار اوراق قرضه قابل تبدیل یا انتشار مجدد سهام اقدام کند. چنین شرکتی می‌تواند روش‌های دلخواه خود را برای تامین مالی از طریق سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی انتخاب کند.
افزایش نقدشوندگی: به‌منظور فروش سهام یک شرکت خصوصی، صاحب سهام باید شخص دیگری را پیدا کند که تمایل به داشتن سهام وی داشته باشد؛ این بسیار مشکل است.
با عرضه عمومی، یک شرکت برای سهام خود بازاری ایجاد می‌کند که در آن خریداران و فروشندگان سهیم می‌شوند. به‌طور کلی سهام یک شرکت عمومی نقدشونده‌تر از سهام یک شرکت خصوصی است. سرمایه‌گذاران شرکت ممکن است قادر باشند تا سهام شرکت را آسان‌تر از گذشته خرید و فروش کنند.
نقدشوندگی می‌تواند ارزش شرکت را ارتقا دهد. قابلیت نقدشوندگی سهام به عوامل مختلفی نظیر محدود کردن فروش توسط سهامداران عمده و دوره نگهداری سهام بستگی دارد. 
همچنین نقدشوندگی می‌تواند برای سرمایه‌گذار یا مالک شرکت امکان خروج، تشکیل سبد سهام متنوع و انعطاف پذیری در تخصیص دارایی ایجاد کند.
انگیزه‌دهی به کارکنان: بسیاری از شرکت‌ها از سهام و طرح‌های اختیار معامله سهام برای جذب و نگهداری کارکنان مستعد استفاده می‌کنند. استخدام و پاداش به مدیران با مجموعه‌ای از حقوق و سهام به‌طور فزاینده‌ای معمول شده است. در شرکت‌های سهامی عام، سهام می‌تواند به‌عنوان مبنای پاداش عملکرد یا عامل انگیزاننده رواج یابد.
زمانی‌که سهام قابل دادوستد باشد، این پاداش مطلوب‌تر خواهد بود. سهام می‌تواند نقش کلیدی در جذب و نگهداری کارکنان داشته باشد. همچنین، مزیت مالیاتی در این روش هم قابل توجه است؛ زیرا به‌طور کلی مالیات بر سود سرمایه‌ای کمتر از مالیات بر درآمد است. یادآور می‌شود ممکن است مالکان و کارکنان محدودیت‌های خاصی در ارتباط با فروش سهام داشته باشند.
آن‌چنان‌که اشاره شد عرضه عمومی سهام می‌تواند برای سهام شرکت، بازار ایجاد کند. این بازار می‌تواند در نقدشوندگی و پاداش برای کارکنان نقش داشته باشد. چنین برنامه‌هایی برای کارکنان، نمایش جالبی از همکاری به‌وجود می‌آورد و به کارکنان اجازه خواهد داد تا مالک بخشی از سهام شرکتی باشند که در آن کار می‌کنند.

 

بقیه مطلب را در لینک زیر از روزنامه دنیای اقتصاد پیگیری نمایید....

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=249315




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٠/۱/٢٧

تحلیلی از وضعیت صنعت فولاد و سنگ آن کشور

عدم توازن چشم انداز صنعت فولاد و  سنگ آهن: به نفع سنگ آهنی‏ها

 

 

ظرفیت و تولید فولاد خام (شمش، بیلت، بلوم و اسلب) کشور تا پایان سال 89 به­ترتیب به  18 و 12 میلیون تن افزایش یافته است که برآورد می‏شود تا پایان سال 1393 با بهره­برداری طرح‏های توسعه شرکت‏های فولادی موجود به ظرفیت 11 میلیون تن، هشت طرح استانی ( فولاد نی‏ریز، میانه، بافق و ...) به ظرفیت 6.4 میلیون تن و طرح‏های جدید فولادی ( فولاد ارفع، غدیر ایرانیان، طرح‏های فولادی گل گهر و چادرملو و ...) به ظرفیت 7.6 میلیون تن، میزان کل ظرفیت فولاد خام کشور به بیش از 43 میلیون تن برسد.

این در حالیست که برای تولید 43 میلیون تن فولاد خام کشور به بیش از 62 میلیون تن گندله (یا به 63 میلیون تن کنسانتره) نیاز خواهیم داشت.

 در حالیکه ظرفیت فعلی کنسانتره کشور حدود 24 میلیون تن و ظرفیت فعلی گندله 18 میلیون تن (5 میلیون تن گل گهر، 3.4 میلیون تن چادرملو و نیز فولاد خوزستان و مبارکه هر کدام به ظرفیت 5 میلیون تن ) است و با به بهره‏رسیدن طرح‏های توسعه کنسانتره شرکت‏های سنگ آهنی و گندله تا انتهای سال 93، ظرفیت کنسانتره و گندله کشورمان به ترتیب به 46 و 40 میلیون تن خواهد رسید که این میزان، جوابگوی تولید 62 میلیون تن فولاد خام نخواهد بود.

بنابراین تا انتهای سال 93 با 17 میلیون تن کمبود ظرفیت کنسانتره و 22 میلیون تن کمبود ظرفیت گندله مواجه خواهیم بود.


 در چنین شرایطی (کمبود کنسانتره و گندله) انتظار می‏رود به دلیل مازاد تقاضای کنسانتره و گندله، هم شرکت‏های سنگ آهنی از بازار فروش بسیار خوبی برخوردار بوده و هیچ­گونه نیازی به صادرات کنسانتره و گندله نداشته باشند و هم اینکه قیمت‏های کنسانتره و گندله به دلیل مازاد تقاضا و متعاقب آن افزایش قدرت چانه زنی سنگ آهنی‏ها از رشد قابل توجهی برخوردار باشند.

بنابراین انتظار می‏رود چشم انداز بسیار مساعد و خوشایندی در انتظار سهامداران هلدینگ‏های سنگ آهنی (از جمله مدیریت سرمایه‏گذاری امید و توسعه معادن و فلزات ) و نیز قیمت سهام شرکت‏های سنگ آهنی ( از جمله گل گهر و چادرملو) ‏باشد.

شایان ذکر است که عمده صادارت کنسانتره در طی سال‏های گذشته توسط شرکت سنگ آهن گل گهر انجام می‏گرفت که با توجه به کمبود کنسانتره در داخل کشور طی سال‏های آتی، نه تنها شرکت گل گهر دیگر هیچگونه نیازی به صادرات محصولات خود نخواهد داشت حتی انتظار می‏رود محصولاتش را در سال‏های آتی پیش فروش کند.


از آنجا که تبدیل کنسانتره به گندله، ارزش افزوده بسیار بالایی را برای شرکت‏های سنگ آهنی به همراه دارد برای همین شرکت‏های سنگ آهنی (از جمله گل گهربه ظرفیت 5 میلیون تن و چادرملوبه ظرفیت 3.4 میلیون) اقدام به احداث واحد گندله سازی نموده‏اند و طرح‏های توسعه دیگری را نیز در جهت افزایش ظرفیت گندله‏سازی(از جمله طرح افزایش ظرفیت 1.6 میلیون تن گندله چادرملو) در اولویت کاری خود قرار دادند و  در سال‏های آتی از ارزش افزوده این طرح‏ها بهره‏مند شده و سودآوری‏شان از رشد قابل ملاحظه‎ای برخوردار خواهد بود.

علاوه بر این، شرکت‏های بورسی سنگ آهن گل گهر و چادرملو در راستای تکمیل چرخه ارزش افزوده محصولات خود، طرح‏های فولادی از جمله فولاد ارفع، فولاد ثامن، فولاد چادرملو و فولاد گل گهر ... را در دستور کار خود قرار دادند. بنابراین در سال‏های آتی باید منتظر چندین برابر شدن سودآوری این دو شرکت سنگ آهنی بورسی باشیم. به عنوان مثال،کارشناسان و تحلیلگران بنیادی بازار سرمایه سود هر سهم گل گهر را برای سال‏های 90، 91، 92 و 93 به ترتیب بیش از 1500 ریال، 2030 ریال،  3460 ریال و 4490 ریال برآورد می‏کنند.

شایان ذکر است که در حال حاضر کنسانتره شرکت چادرملو به شرکت‏های فولاد مبارکه و فولاد خوزستان به ترتیب 10 درصد و 12 درصد قیمت بیلت فولاد خوزستان و نیز قیمت کنسانتره گل گهر به فولاد خوزستان و فولاد مبارکه به ترتیب 9 درصد و 9.62 درصد بیلت فولاد خوزستان فروخته می‏شود. در حالی که در بازارهای جهانی «نسبت قیمت کنسانتره سنگ آهن به بیلت» بیش از 20 درصد می‏باشد. با تکیه بر کمبود کنسانتره کشورمان نسبت به تقاضای شرکت‏های فولادی‏ طی سال‏های آتی به نظر می‏رسد که شرایط و پتانسیل  افزایش «نسبت قیمت کنسانتره به بیلت» در کشورمان فراهم شود.




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٠/۱/۱٤

 

2-1 ساختار مقرراتی کمترین اثرگذاری را دارد:

تحلیل این موسسه از ساختار مقرراتی برای صنعت بانکداری سرمایه‌گذاری به بررسی استانداردهای تنظیمی در این صنعت استوار است. از این­رو آنها به عملکرد قانون­گذاران در مدیریت بحران­های مالی دوره­های گذشته توجه خاصی دارند و همچنین حاکمیت شرکتی در سطح گسترده، شفافیت و کیفیت اطلاعات مالی فراهم شده توسط مشارکت­کنندگانِ بازار­های داخلی را ارزیابی می­کنند.

نتایج حاکی از آن است که میزان اثرگذاری مقررات بر بانکداری سرمایه‌گذاری متفاوت از میزان اثرپذیری فعالیت‌های بانکداری تجاری از مقررات است. به­صورت سنتی، مقررات موجود و متعارف در بانکداری به فعالیت بانک‌های تجاری و به­ویژه بر موضوع ریسک‌های اعتباری متمرکز شده است؛ در حالی­که قانون‌گذاران شبکه بانکی بر فعالیت­های بازار سرمایه تمرکز ندارند. هر چند این موضوع در حوزه­های مقرراتی و کشورهای مختلف متغیر است. بنابراین "اس اند پی" اعتقاد دارد که اغلب فعالیت­های شرکت­های تامین سرمایه در حوزه­هایی که مقررات نسبت به تغییرات سریع بازار سرمایه با وقفه همراه است، از ریسک بیشتری برخوردار خواهد بود.

در این راستا اخیرا، قانون­گذارانِ صنعت بانکداری و سایر بازارها و همچنین مقامات دولتی این ریسک را در نظر گرفته و پیشنهاداتی برای مدیریت اثربخش آن ارائه داده‌اند. به­طور مثال الزامات سرمایه­ای بالاتر در بازار و لحاظ نمودن ریسک نکول و الزامات سخت­گیرانه در نقدینگی کوتاه‌مدت نشان از توجه مقامات در حوزه­های اشاره شده دارد. البته باید دید که این سیاست­ها تا چه اندازه کارا و موثر هستند. "اس اند پی" با ارزیابی شفافیت و حاکمیت موسسات تامین سرمایه دریافت که مدیریتِ اهداف مالی در بانکداری سرمایه­گذاری موجب تمایل پذیرش ریسک بیشتری نسبت به بانکداری سنتی می‌شود. علاوه بر این، آن­ها همچنین با بررسی مدیریت سرمایه، اهرم مالی، نقدینگی و گزینه‌های تامین مالی صنعت بانکداری سرمایه­گذاری، به استراتژی‌های مالی پرریسک در این صنعت دست یافتند.

بانک‌های سرمایه‌گذاری پیشگام در نوآوری­ها و ارائه محصولات و ساختارهای جدید مالی هستند که فرآیند مدیریت ریسک را دشوارتر می­سازد؛ زیرا در این فرآیند از مدل­های ریاضی و مفروضاتی استفاده می‌شود که مبتنی بر داده‎های تاریخی با فراوانی اندک هستند و حتی ممکن است دارای همبستگی باشند. لذا این پیچیدگی بوجود آمده، همراه با معاملات انجام گرفتۀ بی‌شمار در این شرکتها و نیاز به اخذ استراتژی­های لازم در این زمینه، موجب کاهش شفافیت مالی از جانب سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران می‌شود که در نهایت به عکس‌العمل منفی در بازار منجر خواهد شد.

علاوه بر این، با استفاده نسبتا گسترده از روش حسابداری منصفانه و به­روز[1] برای معامله دارایی­ها و بخش عمده­ای از معاملات بدهی، نوسان شدیدتری را در نتایج مالی در مقایسه با حالتی که هزینه­های قدیمی مستهلک می­شوند و یا کمتر از روش حسابداری ارزش بازار[2] که توسط بسیاری از بانک­های تجاری به­کار گرفته می­شود، شاهد هستیم. این عوامل در کنار هم می­تواند زمینه بوجود آمدن هزینه­های اعتباری شدیدی برای بانکهای سرمایه‌گذاری فراهم کند که بسیار حساس به رتبه اعتباری و میزان اعتماد بازار به این شرکت­ها است. حتی شرکت­های فعال در این صنعت به‌طور چشمگیری انگیزه­های کسب و کار متفاوتی دارند که موجب تعدیل یا افزایش ریسک مختص به آن می‌شود.

نکته دیگر آن­که هر چند شرکت­های تامین سرمایه تنها نهادهای مالی نیستند که با ریسک­های مربوط به قوانین و مقررات مواجهند، اما چنین ریسکی می­تواند به­دلیل جریان درآمدی بانک­های سرمایه­گذاری که در حوزه­های خاصی متمرکز شده­اند، آنها را بیشتر در معرض ورشکستگی قرار دهد. همچنین سرمایه­گذاران اصولا انتظار کمک و پشتیبانی‌های مالی از جانب دولت، در مواقع بحران، به این شرکت­ها را نداشته و این عامل هم موجب می­شود بازار با این شرکت­ها سرسخت­تر و بدون گذشت برخورد کند. البته نظارت­های قانون‌گذاران و دعاوی حقوقی می‌تواند مانع زیان­های احتمالی شده و موجب کاهش نگرانی اعتباردهندگان و اشخاص حقیقی یا حقوقی طرف قرارداد می­شود. به‌طور مثال شرکت سالومون[3] به‌دلیل فعالیت­های غیرقانونی در بازار اوراق خزانه آمریکا در سال 1991 پس از پرداخت 290 میلیون دلار جریمه نقدی به گروه تراولرز[4] فروخته شد. همچنین "درکسل بورنهام لامبرت[5]" به علت فعالیت­های غیرقانونی در بازار اوراق قرضه با رتبه اعتباری پائین[6] در سال 1990 ورشکسته شد.

2-2 رقابت مداوم، پذیرش ریسک را تقویت می­کند.

از دیدگاه "اس اند پی" رقابت دائمی در بانکداری سرمایه‌گذاری ضعیف­تر از این ویژگی در بانکداری تجاری است. حوزه مورد بررسی در میزان رقابت­پذیری صنعت بانکداری سرمایه­گذاری شامل ریسک‌پذیری و عملکرد شرکت‌های تامین سرمایه، آسیب‌پذیری مشارکت­کنندگان تازه­وارد در این صنعت نسبت به تغییرات در محیط رقابتی (به­ویژه در سیستم بانکداری نهان[7] (واسطه­های مالی غیرسپرده­پذیر) که واسطه­های مالی با مقررات یکسانی مواجه نیستند)، تغییر در روش­های قیمت­گذاری[8] و تغییرات ناگهانی در رفتار مشتریان است. "اس اند پی" معتقد است که وجود ظرفیت مازاد در کشورهای توسعه یافته موجب می‌شود بانکهای سرمایه­گذاری، برای رقابت­پذیر بودن در این صنعت، تحت فشار شدیدی برای کاهش کارمزدها قرار بگیرند که در نهایت ریسک عدم توازن درآمدها در مقابل هزینه­هایشان را افزایش خواهد داد.

فعالیت­های معامله­گری و بانکداری سرمایه­گذاری زمینه ایجاد بازده بالا و جذاب را فراهم می­کند که نشان از وجود ریسک زیاد در این صنعت دارد. همچنین به دلیل اثرات منفی ظرفیت مازاد بر روی سودآوری در این صنعت، شرکت­های تامین سرمایه برای حفظ سهم بازار و درآمد خود ناچار به پذیرش ریسک بیشتر می‌شوند.

به‌طور مثال در هنگام پذیره­نویسی اوراق بهادار، بانکهای سرمایه­گذاری اقدام به انجام فعالیت­های پرریسک و تهاجمی برای بازاریابی و فروش کامل این اوراق می‌نمایند. قبول این ریسک اعتباری و بازار در این فرآیند، در صورتی­که همراه با وقوع شرایطی باشد که تقاضای سرمایه‌گذاران را کاهش دهد یا اختلات وسیع در بازار سرمایه را موجب شود، بانکهای عامل و کارگزاران را در معرض زیان‌های بسیار بالایی قرار می‌دهد. نکته قابل توجه آن­که، این شرکت­ها در هنگام گزارش­دهی، درآمدها و هزینه­های پذیره­نویسی ناموفق را به­عنوان "معاملات"، طبقه­بندی می­کنند و نه "پذیره­نویسی" که "اس اند پی" معتقد است این دو جز،  یک مفهوم مشابه هستند.

نکته دیگر در مورد شرکت­های تامین سرمایۀ بزرگ با روابط چندگانه با مشتریان، ریسک تضاد منافعی است که متحمل می‌شوند؛ که این می‌تواند زمانی اتفاق افتد که منافع مشتریان در تضاد با یکدیگر باشد و یا با ترجیحات شرکت همسو نباشد. همچنین مواردی وجود دارد که شرکت­های تامین سرمایه اطلاعات نهانی در اختیار دارند که مقررات، انتشار آن را منع نموده است؛ و این سوال بوجود می­آید که تا چه اندازه محدودیت­های بزرگ توسط بانکهای سرمایه­گذاری به­صورت جدی پیگیری می­شوند؟

فعالیت­های معامله‌گری فعالیت‌هایی هستند که نیازمند بررسی تعداد بسیاری معاملات با موقعیت­های مختلف بوده که می‌بایست همواره با سازمان­های دیگر همچون اتاق پایاپای و بورس‌ها در ارتباط باشد و شدیدا به آنها وابسته هستند. لذا هرگونه تاخیر عملیاتیِ بااهمیت در این فرآیند، منجر به وقوع معاملات غیرقطعی شده و  زیان‌های زیادی را بوجود می­آورد. اگرچه تمامی شرکت­های معامله­کننده اوراق بهادار فرآیندهایی برای کنترل و مدیریت ریسک خود اتخاذ کرده­اند اما کارکنان این بخش‌ها می­توانند نقش عمده­ای در افزایش این زیان­ها به شرکت باشند.

2-3 منابع تامین مالی شرکت­های تامین سرمایه متغیر هستند.

وجوه نوسان پذیر مشخص می‌نماید که به چه میزان اعتباردهندگان یا سپرده­گذاران نسبت به وقایعی که در شرکت اتفاق می­افتد و اعتماد آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، حساس هستند.

تمرکز اصلی "اس اند پی" ارزیابی میزان ثبات منابع مالی شرکت­های تامین سرمایه است؛ به­ویژه زمانی­که به­جای تامین وجوه کلان مانند منابع دولتی یا وجوه ارزی و ...، از سپرده­های خرد به­عنوان منابع کوتاه­مدت مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه از مزایای استفاده نمودن از منابع کلان می‌توان به تنوع منابع در آن، نقدشوندگی دارایی­ها و تطابق منابع تامین مالی با نقدشوندگی دارائی­ها  و... اشاره کرد، اما از نظر "اس اند پی"  بازارهای سرمایه نسبت به بازارهای پول سنتی، مستعد تغییرات بیشتری هستند. به همین منظور نوسان کمتری در رتبه­بندی به­دلیل اتکا به منابع تامین مالی کلان کوتاه­مدت و اعتماد نسبی را شاهد هستیم.

برخلاف بانک­های تجاری، بانکداری سرمایه­گذاری نمی­تواند از سپرده­های خرد استفاده کند، مگر آنکه بانکی جهانی باشد. همچنین این شرکت­ها وام­دهندگان بلندمدت نیستند و اکثر دارایی­های آنها ذاتا کوتاه­مدت است. لذا روش تامین وجوه برای آنها متفاوت با بانکهای سنتی است. با در نظر گرفتن این مساله، میزان تامین مالی این شرکتها در بازارهای ساختار یافتۀ مالی و مخصوصا بازارهای جهانی بسیار بالاتر از میانگینِ سیستم مالی است؛ لذا این شرکت­ها به نسبت دیگر مشارکت‌کنندگان در بازار، در برابر عدم تخصیص مناسب وجوه کوتاه­مدت آسیب­پذیرتر خواهند بود.

به همین دلیل برای افزایش اعتماد مشتریان، این شرکت­ها بایستی از درجه بالای اعتباری برخوردار باشند. شرکت­های وابسته به اعتماد مشتریان باید به­طور مداوم اعتماد شرکای تجاری و اعتباردهندگان خود را به منظور عملیات روزانه حفظ کنند. به­عنوان مثال شرکتهای کارگزاری اولیه[9] از این دسته اند و روزانه نیازمند حجم بالایی از نقدینگی، اوارق بهادار و اوراق مشتقه با افراد طرف قرارداد هستند تا موقعیت موجودی اوراق بهادار خود را حفظ نمایند. مشتریان طرف قرارداد انتظار دارند که اعتمادشان در انجام تسویه معاملات جلب شود و تعهدات موردنظر در قراردادهای مشتقه، طبق شرایط تعیین شده انجام شود. در حقیقت در اوراق مشتقه نوعی ریسک اعتباری می‌تواند وجود داشته باشد که وثیقه درخواستی همراه با این اوراق، به­دلیل عدم اعتماد سرمایه­گذاران، احتمال افت رتبه شرکتها را افزایش دهد. در صورتی­که سرمایه­گذاران فعال در اوراق­بهادار تجاری[10] و وام­دهندگان در قرارداد بازخرید[11] اعتماد خود را به توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی از دست دهند، دیگر تمایلی به اعتباردهی بیشتر به این شرکت­ها نخواهند داشت.

همچنین افراد طرف قرارداد با این شرکتها وارد کسب و کار نخواهند شد، مگر آنکه اطمینان­شان نسبت به تسویه معاملات بر اساس عرف و شرایط مندرج در قرارداد فراهم شود. زمانی­که اعتماد بازار در مورد توانایی مالی بانکهای سرمایه‌گذاری از بین رود، حجم معاملات این شرکتها کمتر خواهد شد و الزام ارایه وثیقه از جانب اعتباردهندگان به‌عنوان تضمین در اعطای اعتبار افزایش می‌یابد؛ لذا تامین مالی کلان و از طریق عموم برای شرکت­های تامین سرمایه، به­دلیل آنکه سرمایه­گذاران حاضر به پذیرش ریسک اعتباری و سایر ریسک­های آن نیستند، گران­تر می‌شود.

به اعتقاد "اس اند پی" وجود ذخیره‌هایی مانند نقدینگی و اتخاذ سیاست­های محافظه‌کارانه در مورد اهرم مالی می‌تواند تاثیر بسزایی در ریسک این صنعت داشته باشد؛ اما به­دلیل آنکه بانکهای سرمایه‌گذاری کنترل کمی بر روی اعتباردهندگان و مشتریان دارند، این ریسک به‌صورت کامل حذف نخواهد شد.

1-    صنعت ریسکی­تر

بانکداری سرمایه­گذاری بدلیل آنکه کسب و کاری است که با منابع کوتاه­مدت، عملیات روزانه خود را می­گذراند و همچنین بدلیل تاثیر اختلالات بازار سرمایه بر درجه اعتباری آنها، حتی با وجود سرمایه و میزان نقدینگی بالا، از بانکهای تجاری ریسکی­تر است. موارد ذکر شده در صورت بالا بودن اهرم مالی، پائین بودن نقدینگی و ریسک­های بازار و اعتباری در معرض شرکتهای تامین سرمایه، جدی­تر خواهد شد. اگرچه قوانین و مقررات حاکم و فعالیت به­صورت یک بانک جهانی، این ریسک­ها را کاهش خواهد داد؛ اما بدلیل آنکه هسته اصلی فعالیت بانکهای سرمایه­گذاری وابسته به وجوه کوتاه­مدت در بازار سرمایه است، ریسک آن به­طور کامل حذف نخواهد شد.

بانکهای مرکزی قادر بودند با فراهم آوردن وجوه حتی به­صورت موقت به بازار سرمایه ثبات بخشند. این مهمترین مزیت این صنعت با توجه به نظام واسطه­های مالی غیرسپرده­پذیر است. همچنین به نظر "اس اند پی" فعالیت بیشتر شرکتها موجب رشد نقدینگی از طریق افزایش اندوخته­های احتیاطی[12]، تامین مالی مجدد تعهدات کوتاه­مدت خود و پیدا نمودن راهکارهای تامین وجوه به­عنوان عوامل اعتباری مثبت خواهد شد.



[1]  Mark to Market accounting

[2]  Market Value accounting

[3]  Salomon Inc

[4] Travelers Group

[5]  Drexel Burnham Lambert Inc

[6]  Junk Bond Market

[7]  Shadow Banking systemواسطه های مالی غیر سپرده پذیر همانند بانکهای سرمایه گذاری، صندوقهای پوشش ریسک و...  

[8]  Shifts in pricing

[9] Prime Brokerage شرکت کارگزاری بزرگی هستند که در حراج اوراق خزانه و اوراق قرضه با بانک مرکزی و شرکت­ها وارد می­شوند و سپس به سایر مشارکت­کنندگان می­فروشند.

[10]  Commercial Paper

[11]  Repo lender

[12] Cash reserve




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٠/۱/۱٠

ایده ترجمه مطلب حاضر و همچنین ترجمه اولیه آن توسط یکی از دوستان خوبم بود . این متن را من تنها ویرایشش کردم. به نظرم رسید با توجه به نقش حساس این نهاد و همچنین روند روبه رشد سهم بازار آن در بازار سرمایه کشور جای این مطلب تو این صفحات خالی است.

شرکت اس اند پی در اوایل سال 2011 به بررسی ریسک های پرداخت و در نهایت معیارهای دیگری را در رتبه بندی بانک های سرمایه گذاری اضافه کرد...

 

نظر شما به بخش اول این مطلب جلب می کنم.

 

ریسکهای صنعت بانکداری سرمایه گذاری  ( ازدیدگاه

Poor’s & Standard)

 

بحران مالی اخیر موجب شد تا موسسه "اس اند پی" معیاری جدیدی را برای رتبه­بندی بانک­ها به­ویژه بانک­های سرمایه­گذاری در نظر بگیرد.

ترجمه: ندا گودرزی  و   سید روح­الله حسینی مقدم

 

در حالت کلی، ریسک صنعت برای بانکداری سرمایه‌گذاری از دیگر نهادهای مالی بیشتر است.

مقدمه

از دیدگاه موسسه Poor's & Standard، شاخصه­های ریسک در صنعت بانکداری سرمایه­گذاری بسیار متفاوت از نهادهای سنتی وام­دهنده است؛ بطوریکه بانکداری سرمایه‌گذاری عموما در معرض ریسک و نوسان‌پذیری بیشتری قرار دارد. روش تامین مالی توسط بانکداری سرمایه‌گذاری موجب می­شود که در دوره رکود و بحران مالی، این بخش نسبت به محدودیت‌های نقدینگی حساس­تر از نهادهای سپرده­پذیر باشند و ممکن است اعتماد سرمایه­گذاران نسبت به آنها از بین برود و از این­رو شرکت­های این صنعت در معرض ورشکستگی بالاتری قرار دارند. در حقیقت عملکرد مالیِ شرکت­های تامین سرمایه به موقعیت و چرخه تجاری بازار سرمایه وابسته است که از لحاظ حجم عملیات و فرآیند کشف قیمت[1] ذاتا از چرخه تجاری برخوردار است. چشم­انداز نامطمئن اقتصادی نسبت به بازارهای مالی و گستردگی میزان ریسک­پذیری سرمایه­گذاران در نوسان فعالیت بانکهای سرمایه‌گذاری نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. علاوه بر این، بانک‌های تامین سرمایۀ بزرگ با اهرم مالی بالا، در معرض ریسک‌های اعتباری و بازار قرار دارند که منجر به کاهش ارزش بسیار سریع دارایی آنها می­شود. به عقیده ما، بانک‌های سرمایه‌گذاری با وجوهی سروکار دارند که، برخلاف سپرده در بانک‌های تجاری، تضمین نشده‌اند و در نتیجه موجب به‌وجود آمدن اهرم مالی بسیار بالا و زیان‌های احتمالی ناشی از شرایط بازار شده و در نهایت این شرکت‎ها را در شرایط عدم ثبات بیشتری نسبت به بانک‌های سنتی قرار می‎دهد.


بحران مالی اخیر موجب شد تا موسسه "اس اند پی" برای رتبه‌بندی بانک‌ها معیارهای دیگری را نیز در نظر بگیرد[2]؛ به­طوریکه ریسک بالاتری برای خدمات بانکداری سرمایه‌گذاری نسبت به خدمات بانک‌های تجاری، متصور است. در مقایسه با فعالیت بانک‌های تجاری، موسسات تامین سرمایه نوسان‌ بیشتر در درآمد، انعطاف‌پذیری کمتر در هزینه‌های عملیاتی و پیچیدگی و ابهام بیشتری دارند. این عوامل به نظر موسسه "اس اند پی" موجب اختصاص امتیاز جداگانه‌ای به ریسک این صنعت می­شود.


فعالیت­های پرریسکی که بانکهای سرمایه­گذاری انجام می­دهند مانند معاملات اختصاصی[3] عموما در پاسخ به برخی مقررات نظیر قانون حمایت از مصرف­کننده در سطح ایالات متحده[4] و در سطح جهانی نیز در پاسخ به مقررات وضع شده تحت قوانین بازل[5] است. همچنین این موسسه مالی معتقد است که ریسک صنعت برای فعالیت بانکداری سرمایه‌گذاری حداقل معادل ریسک صنعت بانکداری در کشورهای گروه 5 در رتبه‌بندی بانکداری است[6].

1-    بانکداری سرمایه­گذاری

بانکداری سرمایه­گذاری به ارائه خدمات مالی گسترده­ای می­پردازد که از آن جمله می­توان به پذیره­نویسی سهام و اوراق بدهی، فعالیت­های تملک و ادغام، مشاوره برای تجدید ساختار شرکتها، دادوستد و فروش اوراق بهادار و معاملات اختصاصی اشاره کرد. همچنین معامله به خرید و فروش طیف متنوعی از ابزارهای مالی و اوراق بهادار در بازار ثانویه مانند سهام، اوراق بهادار با درآمد ثابت، کالا و ارز چه در بازار نقد و چه بازار مشتقه اشاره دارد.

منظور "اس اند پی" از بانکداری سرمایه­گذاری نیز بانک­های جهانی و شرکت­های مستقل فعال در زمینه­های مذکور است. عملیات بانکداری سرمایه­گذاری جهانی، از چرخه تجاری برخوردار است که مدت زمان هر چرخه با چرخه­های اعتباری موثر در بانکهای تجاری متفاوت است و ممکن است حتی با چرخه­های اقتصادی نیز هماهنگ نباشد.

در دو دهه گذشته، صنعت اوراق بهادار با چرخه­های کاهشی بسیاری مواجه بوده که هر کدام از لحاظ مدت زمان و علل رخداد منحصر به فرد بوده­اند. روند کاهشی اخیر در صنعت اوراق بهادار در سال 2007، قبل از رکود اقتصاد جهانی آغاز شد و در سال 2009 و زودتر از سایر بخش­ها به دلیل بهبود معاملات اوراق بهادارِ با درآمد ثابت و دادوستد سهام، روند صعودی به خود گرفت. در حالیکه وقوع روند کاهشی در سال 2001 با رکود سراسری همراه شد و صنعت اوراق بهادار به­دلیل افزایش شدید در نرخ­های بهره در سال 1994 و بحران مدیریت سرمایه بلندمدت و همچنین رکود مالی روسیه در سال 1998، به طور منحصر به فردی تاثیر پذیرفته بود.

هر یک از این چرخه­های کاهشی، متمایز از یکدیگر هستند و هر کدام موجب ورشکستگی مشارکت­کنندگان اصلی در صنعت اوراق بهادار شدند. نوسان­پذیری بالا و حساس بودن وجوه بانک­های سرمایه­گذاری به ریسک­های ذکر شده، نهایتا درصد نرخ ورشکستگی بالاتری را برای آنها، بجز بانکهای اعطا کننده وام­های رهنی به همراه دارد. اکنون تنها 2 بانک سرمایه­گذاری مستقل، در مقایسه با پنج بانک سرمایه­گذاری مستقل در اوایل سال 2008، در آمریکا به فعالیت خود ادامه می­دهند.


در دوران بحران، کسب­و­کارهای مبتنی بر اوراق بهادار، منبع زیان­های وسیعی بوده­اند و به­طور مثال بانک­های جهانی UBS AG, Dresdner AG ,West LB AG در معرض ورشکستگی قرار گرفته­اند. همچنین ورشکستگی Merrill Lynch, Lehman Brothers, Bear Stearns بر ریسک­هایی که در این مدل کسب و کار وجود دارد، تاکید می­کند.

علاوه بر این، ورشکستگی­های این صنعت در دو دهه اخیر، فعالیت بانک­های سرمایه‌گذاری به‌عنوان واسطه‌های مالی در انتقال ریسک، نه نگهداری کننده ریسک را زیر سوال می‌برد.

 

2-    ویژگی‌های صنعت فعالیت  بانکداری سرمایه­گذاری در نظر گرفتن ریسک بالاتر را پیشنهاد می­کند.

موسسه "اس اند پی" منابع ریسک صنعت بانکداری سرمایه­گذاری را سه عامل زیر معرفی می­کند:

ساختار مقرراتی، پویایی رقابت و تامین مالی کلان.



[1] Pricing

[2] See "Request for Comment: Banks: Rating Methodology," published on Ratings Direct on Jan. 6, 2011

[3]  Proprietary Trading

[4] از سایر مقررات نیز می­توان به  Dodd- Frank Wallstreet Reform اشاره کرد.

[5]  Higher risk-weightings basel 2.5 and 3.

[6] موسسه "اس اند پی" طبقه­بندی ده­گانه­ای از ریسک کشوری برای صنعت بانکداری ارایه می­کند. در این طبقه­بندی گروه اول را کشورهای با رتبه اعتباری بالا تشکیل می­دهند و به همین ترتیب از بالا به پایین، ریسک فعالیت در کشورهای مورد ارزیابی افزایش می­یابد.


 

 

 

ادامه دارد.......





نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٠/۱/۸

نوروز به همه دوستانم مبارک باشه...

آرزو میکنم سال خوبی پیش روی همه باشه...

سال 1389 هر طور که بود، گذشت. بعضی ها خیلی راضیند از اتفاقاتی که افتاد...

اما اون چیزی که بصورت یکسان بر همه گذشت و شاید خیلی ها با من هم عقیده باشند بحث سریع گذشتن این سال بود. نمیدونم سال چی بود که انقدر سریع گذشت.

 

یادم میاد نوروز پارسال خیلی برام شیرین بود. همه چیز رنگ و بوی دیگه ای داشت.  نشستمو چند تا برنامه برای سال 1389 نوشتم تا ان شائالله بتونم به همشون برسم. الان که نگاه میکنم میبینم به هیچ کدومش نرسیدم. اصلا خیلی از برنامه هام فاصله دارم. همین عامل باعث شده دیگه امسال برا هیچی برنامه نداشتم باشم...

 

سال بسیار بدی بود برای من ولی ارزو میکنم سال بسیار خوبی در انتظار همه خوانندگان عزیز و دوستان خوبم باشد...

برای خالی نبودن مطلب چند تا پیشنهاد به سرمایه گذاران تازه وارد در این تاپیک دارم و ارزو میکنم سال پر پولی را پشت سر بگذارن.

 

فعالیت در بازار سهام شبیه به سوار شدن یک اسب وحشی است. قیمت به طرز بی رحمانه ای نوسان میکنند و معامله گران مظطرب و احساساتی را به لرزه در می آورند. تنها کسانیکه با نظم و دقت برنامه شان را دنبال میکنند، میتوانند از حرکات بازار سود ببرند.

 

برنامه ریزی برای یک معامله درست شبیه برنامه ریزی برای یک سفر است. باید هر اتفاقی را پیش بینی کرده باشید و برای هر اتفاقی آماده باشید. به خصوص برای انواع پیش بینی نشده آن. داشتن یک برنامه درست همه نظرات و عقاید و احاسات را از معامله شما کنار می زند و می تواند باعث اتفاقات خوب شود.

 

 

هیچ تفاوتی نمیکند که شما به میزان 5 میلیون تومان معامله میکنید یا 5 میلیارد تومان. اصول موفقیت در معامله یکسان است. تنها باید کلیه احساسات را از برنامه خود حذف کنید و از برنامه پیروی کنید.

یک تصمیم قطعی بگیرید. اول از همه از خود بپرسید که آیا حقیقتا می خواهید یک معامله گر باشید یا خیر؟؟؟!!!

چگونه برخی از افراد توقع دارند که در طی مدت زمان کم، به یک معامله گر بزرگ تبدیل شوند. همه معامله گران موفق، تلاش، پشتکار و زمان زیادی برای تصمیم گیری و شکست های فراوانی را پشت سر گذاشتند تا به جایی که هستند ، رسیده اند. 

تبدیل شده به یکی از بزرگان و برندگان بازارهای مالی و سهام فرقی با تبدیل شدن به یک حقوقدان برجسته، یک پزشک و یا یک تاجر موفق ندارد. آیا می توان انتظار داشت که شما بعد از شرکت در چند سمینار پزشکی و خواندن چند کتاب پزشکی ، یک جراح مغز شوید؟!

 

معامله گر موفق نه تنها به زیر بنای محکمی از دانش نیاز دارد بلکه همواره باید در این راه بیشترین تلاش ممکن را انجام دهد.

 

با آرزوی بهترین ها برای همه

 




سید روح الله حسینی مقدم
کارشناسی ارشد اقتصاد کارشناس بازار سرمایه از سال 1383 مدرس دانشگاه
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
Monex Live Gold Price
web polls
کدهای اضافی کاربر :


unction keep_alive() { xmlhttp = new XMLHttpRequest(); xmlhttp.open('GET', "path_to_your_server_stock_data_code"); xmlhttp.send(null); xmlhttp.onreadystatechange = function(){ if (xmlhttp.readyState == 4) { if(xmlhttp.status == 200 ){ var receivedText = xmlhttp.responseText; if(document.getElementById){ document.getElementById('updatesuff').innerHTML = receivedText; } }else{ alert("Unable to transmit your changes to the server."); return false;}}}}; setInterval(keep_alive,840000); //My session expires at 15 minutes