بورس (زندان جذاب نقدینگی)
این یک وبلاگ آموزشی درباره آشنایی با بازارهای مالی و به ویژه بازار اوراق بهادار یا بورس است. هر یک از بازدید کنندگان حتی می توانند در قالب سوال طرح موضوع نمایند و در اولین فرصت مطالب مورد نیاز آموزشی در این خصوص در همین وبلاگ ارایه خواهد شد.
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/۳۱

معاون ناشران و اعضای شرکت بورس تهران، از بهبود وضعیت شفافیت شرکت ها و گزارشگری آنها در سال های اخیر خبر داد و گفت: امروز به طور متوسط نزدیک به 80 درصد گزارشگری شرکت ها وضعیت مطلوبی دارد.

روح الله حسینی مقدم به پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه (سنا،(گفت: در حدود یک دهه گذشته، تقریبا هر ساله وضعیت شفافیت شرکت ها و گزارشگری آنها بهبود پیدا کرده است و این نشان می دهد شرکت ها در این حوزه همت زیادی داشته اند.

معاون ناشران و اعضای شرکت بورس تهران اظهار داشت: ما در بازار سرمایه از زمانی که شرکت ها را می پذیریم، بر اساس مقررات و رویه های جاری، شرکت ها را موظف می کنیم که شفاف باشند و گزارشگری کاملی نسبت به سهامداران و بازار سرمایه داشته باشند. یعنی اهالی بازار سرمایه به سادگی می توانند همه اطلاعاتی را که در شرکت ها هست، در دسترس داشته باشند.

وی با بیان اینکه پذیرفتن این شفافیت برای شرکت ها هزینه های زیادی دارد، افزود: بسیاری از شرکت ها با اینکه می دانند رقبای آنها از این اطلاعات استفاده کنند، ولی باز گزارشگری می کنند. چون فرض اول این است که مالکان واقعی شرکت ها که سهامداران و سرمایه گذاران بازار سرمایه هستند، باید از اطلاعات و اتفاقات  شرکت ها باخبر باشند.

حسینی مقدم با طرح این سوال که ما در قبال این گزارشگری، چه امتیازی برای شرکت ها قائل شده ایم، گفت: در اقتصادی که میل به فاصله گیری از شفافیت دارد، درخواست ما از همه ارگان ها این است که کمک کنند انعطاف داشته باشیم و مقررات زدایی کنیم؛ مخصوصا برای شرکت هایی که در بورس تهران و فرابورس ایران هستند و همواره خود سعی در شفافیت دارند.

وی با تاکید بر تشویق شرکت هایی که درجه شفافیت خوبی دارند، گفت: یکی از نکاتی که باعث می شود ما بتوانیم شرکت ها را جذب بازار سرمایه کنیم، این است که کاری با  گذشته آنهایی که پیش از این در بورس نبوده اند ولی اکنون با حضور در بازار سرمایه در جهت شفافیت حرکت می کنند، نداشته باشیم.

معاون ناشران و اعضای شرکت بورس تهران ادامه داد: با توجه به اینکه شرکت های بورسی شفافند و مالیات آنها را حسابرس معتمد سازمان بورس تایید کرده، می توان به این شرکت ها  وزن بیشتری داد و در واقع به نوعی جایزه شفافیت برای آنها در نظر گرفت.  

وی با بیان اینکه خوشبختانه مسوولان سازمان مالیاتی نسبت به بازار سرمایه اشراف کامل دارند، افزود: انتظار ما از ارگان ها و نهادهایی که تصمیم گیر و تصمیم ساز هستند؛ از جمله سازمان امور مالیاتی که می داند شرکت های بورسی از چه درجه شفافیتی برخوردارند، این است که نگاهشان به شرکت هایی که در بورس هستند، متفاوت باشد .

حسینی مقدم در عین حال خاطرنشان کرد: همه شرکت ها باید مالیات دهند و شرکت هایی هم که در بورس می آیند رقم درآمد آنها کاملا شفاف است و بحث مالیات ستانی خیلی سریع تر و قابل محاسبه تر در اینجا اتفاق می افتد. دلیل ما هم این است که آنها هر روز سعی می کنند شفاف و شفاف تر باشند و خوشبختانه شفافیت آنها از حد معقولی برخوردار است .

وی گفت: سازمان امور مالیاتی همچنان که رویه همیشگی اش بوده، زمانی که به دفاتر شرکت ها مراجعه می کند، طبیعی است که شرایط گزارش ها را بررسی و در نهایت برای اخذ مالیات اقدام کند، اما  پیشنهاد ما این است که دوستان ما در سازمان امور مالیاتی به کمک شرکت ها بیایند و  مبنا را برای این شرکت ها از زمانی بگیرند که صورت های مالی را در اختیار بورس ها قرار می دهند و بر اساس آن پذیرش می گیرند و وارد بورس می شوند .

معاون ناشران و اعضای شرکت بورس تهران اطمینان داد: اگر این شرایط فراهم شود؛ تعداد بیشتری از شرکت ها به سمت بازار سرمایه بیایند و شفافیت را بپذیرند.




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/۳٠

روز یکشنبه 28 شهریور به دعوت کارگزاری بانک کشاورزی در چلسه تحلیل صنعت پالایشگاهی شرکت کردم. اساتید بزرگوارم آقایان دکتر غلامی ، معاون اسبق سازمان خصوصی سازی و همچنین دکتر زادمهر مدیرعامل هلدینگ پتروشیمی از سخنرانان بودند.

نکاتی را تحت عنون چالش های صنعت پالایشگاهی از منظر بازار سرمایه مطرح کردم و در مدت چهل دقیقه سخنرانی خودم سعی کردم پیشنهادهای برای بهبود اوضاع صنایع داشته باشم.

نکات این جلسه را آقای حلاجیان ، مدیر روابط عمومی کارگزاری بانک کشاورزی در گروه های تلگرامی منتشر کردند. فایل صوتی و تصویری به همراه فایل پاورپوینت در کانال تلگرامی زیر در دسترس است:

 

سید روح اله حسینی مقدم 
معاون ناشران و اعضای شرکت بورس اوراق بهادار تهران:

پالایشگاهیها به دلیل ارزش بازار چشمگیر بیشتر در معرض بررسی و تحلیل قرار دارند. چه بسا صنایعی که ابهام بیشتری نسبت به این صنعت دارند ولی علت توجه به این صنعت، پمپاژ ابهام از سوی دولت به این شرکتهاست.

سهم این صنعت در بازار 5.6 درصد است. از 9 پالایشگاه موجود در کشور 6 شرکت
 در بازار سهام پذیرفته شده اند.
 طی 5 سال گذشته میانگین بازدهی کل بازار 32 درصد بوده در حالی که در صنعت 
پالایشی این رقم 42 درصد بوده است . با این حال مساله ی مهم برای سرمایه گذاران
 ثبات نسبی در بازدهی این صنعت است چرا که نوسان نسبتا در فرآورده های نفتی 
بالا بوده است .

گزارشات پالایشگاهی از نظر قابلیت اتکا وضعیت مناسبی ندارد و کیفیت و شفافیت
 قابل دفاعی ندارد.

نکته مهم : از منافع خصوصی سازی که عبارتند از: افزایش بهره وری، افزایش روح رقابت
 در سودآوری، قیمت گذاری مبتنی بر بازار نه دیکته ای، توسعه مناسب کسب و کار؛
 در جریان بورسی شدن پالایشگاهی ها اتفاق نیفتاد.
 مشکل اساسی صنعت از گذشته تا کنون همچنان مشکل قیمت گذاری است
 که سبب عدم شفافیت در این صنعت شده است . 
رشد شرکتها ناشی از بورسی شدن یا خصوصی شدن آنها نبوده است و بیشتر 
ناشی از برنامه های گذشته ی شرکتها بوده است .

شرکت های پالایشی بیشتر به دنبال افزایش تولید هستند در حالیکه انتظار هست
به دنبال افزایش سودآوری باشند

مهمترین چالش های این صنعت :

ابهام اساسی در تعیین نفت خام

ابهام در قیمت گذاری محصولات اصلی

ابهام در روابط مالی نهادهای حاکمیتی و نگاه از بالا به پایین پالایش و پخش به این
مجموعههمه دولتها مطالبات صنایعی که مستقیم با آنها سروکار دارد را پرداخت نمیکنند.

سهم بالای فرآورده های با ارزش افزوده پایین در سبد محصولات این شرکتها

عدم استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا

نوسان قیمت جهانی نفت

عدم حضور در سایر بخشهای زنجیره نفت و گاز و بالا بودن ریسک عملیاتی
 
بخش اعظم بهای تمام شده ی این شرکتها به قیمت گاز خوراک مربوط می شود .
 اختیارنحوه ی تامین خوراک باید به خود شرکت ها داده شود .

بنگاه ها امروز به تزریق منابع مالی از سوی دولت نیاز ندارند چراکه این حمایت ها ؛
مسکن های کوتاه مدت است آنچه نیاز است مقررات زدایی و ایجاد انعطاف بیشتر 
در این صنایع است.
از محصولات با ارزش افزوده پایین که در سبد محصولات پالایشگاههای کشور
سهم 24درصدی دارد نفت کوره است در حالیکه متوسط جهانی سهم این محصول 
در سبد محصولات حدود 10 درصد است.
صنعت نفت همچون سایر بخشهای اقتصادی کشور به منظور رشد و بالندگی نیازمند
 ترمیم، انعطاف پذیری و مقررات زدایی است.
مشکل صنایع ما این روزها مشکل اقتصاد کلان نیست، این حیطه از اقتصاد قابلیت
 پیش بینی و اتکا پیدا کرده است. امروزه توجه قانونگذار باید به اقتصاد بنگاهها و دید 
خرد باشد.
 

فایل صوتی در کانال تلگرامی زیر قابل دسترسی است:
@hkhezli



نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/٢٥

مصاحبه سید روح الله حسینی مقدم معاون بورس اوراق بهادار تهران با نشریه آوای بورس

در ابتدا ورود تابلوهای حاوی عکس های قدیمی نصب شده در اتاقش خودنمایی می کند. از او در مورد تابلو ها و میزان علاقه اش به جمع آوری عکس های قدیمی پرسیدم و او می گوید: یکسری عکس از اولین ساختمان بورس تهران و معاملات سال 1346 تا امروز یعنی سال 1395 اینجا قرار داده ایم. این عکس ها تاریخ بورس را نشان می دهد. برای مهمان ها این موضوع که بورس یک بازار نوپا نیست و حداقل پنجاه سال در این کشور قدمت دارد، جذاب است. همچنین عکسی از آمار معاملات سالهای 1350 و 1352 نیز موجود است که معاملات اوراق قرضه، سهام و سایر ابزار های مالی را نشان می دهد. این عکس ها نمایانگر نحوه معاملات بورس در آن دوره زمانی است.

خودتان را در چند عبارت کوتاه معرفی کنید؟

من سید روح الله حسینی مقدم متولد اول  شهریور 1359 از شهر نکا در مازندران هستم. از سال 1378 بواسطه دانشگاه در تهران زندگی می کنم و در یک دوره دو ساله نیز در تالار منطقه ای رشت مشغول به کار بوده ام.

خصوصیات اصلی خودتان را بیان کنید؟

من  خیلی آدم متفاوتی نیستم. مانند باقی افراد جامعه هستم. سعی می کنم با همه دوست شوم و با همه گرم می گیرم، خصوصیت خاصی ندارم. در جمع های دوستانه کمی شیطنت دارم و سعی می کنم راحت باشم اما در محافل دیگر نه!

سرزمین مادریتان نکا هست؟

بله . روستایی که پنجاه کیلومتر با شهر فاصله دارد ولی بزرگ شده شهر نکا هستیم.

آداب و رسوم شهر شما چیست؟

شهر ما مانند همه شهر های شمال، آداب و رسوم مردم شمال را دارد و چون بافت آن به جنگل نزدیک تر است، آداب و رسوم روستاییان نزدیک جنگل را داریم.

فرهنگ مردم حاشیه جنگل با اهالی ساحل نشینان چه تفاوتی دارد؟

هم نحوه زندگی و هم نحوه کار آنها بسیار متفاوت است. بالاخره زندگی در حاشیه جنگل و روستا خیلی سخت تر است و  همین موضوع جزیی از فرهنگ آن ها شده است.

یعنی مردمان سخت کوشی هستند؟

بله سخت کوش ترند و به سختی زندگی می کنند. آنها آدمهای قناعت پیشه ای هستند چیزی را که بدست می آورند سخت از دست می دهند و انسان هایی هستند که کمتر ریسک می کنند.

 

شهر شما آیا غذاهای خاص و مشهوری دارد؟

در شهر ما غذاهای دریایی کمتر استفاده می شود. درحالی که بیشتر شمالی ها ماهی و غذای دریایی زیاد مصرف می کنند. در روستاهای حاشیه جنگل لبنیات و سبزیجات و گوشت در سبد غذایی قرار دارد.

غذاهای مربوط به این خطه را نام می برید؟

یک نوع آش به نام آش ترشی است که زیاد استفاده می شود و در هفته چند بار مصرف می شود. ته چین ها  هم با یک ظرافت دیگری در این شهر طبخ می شود. فسنجان هم در این شهر خیلی مرسوم است.

شما آشپزی بلد هستید؟

بله، اگر وقت داشته باشم  آشپزی می کنم. تفریح من غذا خوردن و آشپزی هست. البته هم زمان با مطالعه کتاب و جستجو در اینترنت آشپزی می کنم.  

ازدواج کرده اید؟

نه مجرد هستم. درگیر کار بودم و هنوز شرایط ازدواج برای من پیش نیامده است. ازدواج حقیقتی است که باید در زمان خودش پیگیری شود.

شما چگونه با بورس آشنا شدید؟

سال 82 و بعد از فارغ التحصیل شدن در آزمون استخدامی کارمند بانک تجارت شدم. به نوعی کارم با بانک تجارت آغاز شد. از آنجایی که همیشه بورس برایم جذاب بود، در استخدام بورس تهران شرکت کردم و خوشبختانه قبول شدم. مصاحبه استخدامی را هم با موفقیت سپری کردم. از سال 83 تاکنون در بورس تهران هستم. دو سال از این مدت را در بورس منطقه ای رشت مشغول به کار بودم. من از سال 78 یعنی از 18 سالگی از خانواده دور بودم .

زندگی به این شکل سخت نبوده است؟

این شکل زندگی هم سختی های خاص خودش را دارد. اما الان مدتی است که به این نوع زندگی عادت کرده ام.

آیا شما از آن دسته آدم های هستید که وقتی وارد منزلشان می شویم همه جا به هم ریخته است ؟

نه. اگر در جایی همه چیز منظم و وسائل بر سر جایش نباشد، کار و زندگی در چنین محیطی برایم سخت می شود و نمی توانم کار کنم.

 

رشته تحصیلی شما در دوران دبیرستان چه بود؟

من در رشته ریاضی فیزیک درس خواندم. درکنکور رشته فیزیک دانشگاه اصفهان قبول شدم. اما دوست داشتم حتماً در تهران درس بخوانم برای همین دوباره کنکور شرکت کردم.

چرا دوست داشتید تهران درس بخوانید؟

دلایل خاصی داشت. یکی از دلایل من جذابیت شهر تهران برای من و هم سطح بالای علمی دانشگاه های تهران بود. با وجودی که رشته فیزیک را خیلی دوست داشتم و همیشه نمره های فیزیک من در دبیرستان خوب بود. اما در رشته اقتصاد ادامه تحصیل دادم.

مدرک کارشناسی را در رشته اقتصاد کسب کردید؟در چه دانشگاهی درس خواندید؟

بله،من مدرک کارشناسی خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی تهران دریافت کردم. در مقطع کارشناسی ارشد رشته اقتصاد ادامه تحصیل دادم و هم اکنون دانشجوی دکتری اقتصاد از دانشگاه آزاد هستم.

از اولین روزهایی که مشغول به کار شدید خاطره ای دارید؟

اولین روز کار من و خاطره کار در بورس تهران به واحد روابط عمومی برمی گردد. من به همراه آقای ادبی و چند تن از دوستان برای دوره آموزشی به واحد روابط عمومی آمدم و در کنار همکاران شما مشغول به کار شدم.

کار در بورس برای من خیلی جالب و لذت بخش بود. من بنا بود در بدنه بانکی کار کنم اما محیط آنجا را نمی پسندیدم. به نظرم در محیط بانکی پویایی لازم وجود ندارد. تمام روزهای کاریم را به یاد دارم و هیچ وقت فراموش نکرده ام. من با افرادی که در زندگی می دیدم با اشتیاق و شادی با آنها رفتار می کردم. من ابتدا با آقای مهران فر که کارشناس ارشد در بورس رشت بودند، همکار شدم و خیلی مسائل کاری  را از ایشان یاد گرفتم.

اولویت شما در زندگی چه چیزهایی بوده است؟

اولین اولویتم پیشرفت در زمینه کاری بود. کار کردن را خیلی دوست دارم.کسانی که با من در ارتباط هستند می بینند که من همیشه تمام فکر و ذهنم به موضوعات کاری و بورس مشغول است.

در شبکه های اجتماعی هم شما مطالب کاری را بیشتر نشر می دهید؟

 

 

همیشه دوست دارم در کارم پیشرفت کنم. برهمین اساس کاستی هایم را شناسایی و آنها را برطرف می کنم. فرآیند کارم را بهبود می بخشم و پیشنهادات جدید ارائه می دهم. از حق نگذریم محیط کاری ما در بورس تهران محیط خوبی بوده است و من مدیران خیلی خوبی داشته ام که اقداماتم مورد پسند آن ها واقع شده است. از من حمایت کردند و کارهایم را در جاهای دیگر ارائه کرده اند. آقایان علی عباس کریمی، سنگینیان، دکتر قالیباف اصل، محمدرضا عربی و امیر حمزه مالمیر مدیران من بودند که در زندگی و کار من بسیار تاثیر گذار بودند. همچنین آقای قلی زاده در بورس منطقه ای رشت هم از استادانم بودند و هم مدیریت آنجا را بر عهده داشتند. تمام این افراد کسانی بودند که به من کمک کردند و باعث پیشرفت در کارم شدند.

 در نتیجه تمام زندگی ام مربوط به کار شده است. البته متاسفانه یا خوشبختانه هنوز هم اولویت اول زندگی من کار است و دوست دارم فعلاً به کار فکر کنم.

صحبت های شما همه در زمینه کار هست؟

خوب، دوستان من هم عمدتاً در حوزه بازار سرمایه فعال هستند و کمتر دوستی در بیرون از این فضا دارم. طبیعتاً گپ و گفتگوهایمان هم حول و حوش کار است. من با افرادی که خارج از این فضا هستند زیاد حرف مشترکی پیدا نمی کنم ولی با بچه های این بازار حرف مشترک زیادی داریم.

فکر نمی کنید خودتان را خیلی اذیت می کنید؟

شاید زندگی من را محدود تر کند. اما اذیت نمی شوم و در آن لحظه لذت می برم.

اطرافیان شما را چگونه معرفی می کنند؟

خیلی از بستگان شاید من را هر چند سال یکبار می بینند. چون هر زمان هم که به خانه می روم زیاد در شهر آفتابی نمی شوم و تنها به دیدار با بستگان خیلی نزدیک بسنده می کنم. خیلی کم به مازندران می روم.

چند تا خواهر و برادر هستید؟

دو تا برادر دارم و یک خواهر. دو تا خواهر زاده و یک برادر زاده هم دارم.

برادر و خواهر ها را هم کم می بینید؟

بله متاسفانه اینطور است. بچه ها زبان باز کرده اند و من تلفنی با آنها صحبت می کنم. البته هر وقت هم که به خانه می روم با همین اعضای درجه یک خانواده هستم. در شش سال اخیر هم هر زمان که به خانه رفته ام، کارم بازی کردن با این بچه ها بوده است.

 

پس بچه ها را دوست دارید؟

بله.

آنها شما را چگونه توصیف می کنند؟

به هر حال چون با آنها بازی می کنم برایشان جذاب هستم. پدر و مادرشان سرشان شلوغ است و کمتر بیرون می روند ولی من دوست دارم این بچه ها را با خودم به بیرون ببرم. یکسری وسایل هیجانی مثل ترقه و سیگارت هم برایشان می گیرم و این موضوع باعث می شود من برایشان جذاب باشم و من را فعلا دوست دارند.

خواهر و برادرتان در مورد شما چگونه صحبت می کنند؟

آنها هم فکر کنم بدشان نمی آید یکی با بچه هایشان بازی کند.

در محیط کار به چه شکل است؟

زمانی که در تحقیق و توسعه بودم خیلی با همکاران دوست بودیم و با هم بیرون می رفتیم. در ناشران هم شاید در سال اول به این شکل نبود اما از سال دوم  به بعد با همکاران رفیق شدم. محیط خیلی خوبی داشتیم و من سعی می کنم با همه دوستانه برخورد کنم.

الان کارتان خیلی سخت تر شده است؟

کارم بیشتر شده است. اما سختی کارم این است که باید کارها زودتر بر روی غلتک بیفتد. من فکر می کنم که همکارهای خوبی دارم و به من کمک خواهند کرد. خیلی نگران این موضوع نیستم.

سخت گیر هستید؟

در کار بله سخت گیر هستم.

به قول معروف "مو را از ماست بیرون می کشید"؟

نه خیلی آدم دقیقی نیستم ولی سعی می کنم کارهای بیشتری را تعریف کنم تا تمام وقتم صرف کار می شود.

یعنی سیستم ژاپنی دارید؟

نه اینطور هم نیست. بیشتر سعی می کنیم از تمام زمانی که اینجا هستیم، بیشترین استفاده و بهره را ببریم. خاطرم هست در اداره ناشران ، از آنجاییکه رشته من اقتصاد بود و حسابداری خیلی کم بلد بودم و مدیریت مالی و استاندارد های حسابداری را هم کم می دانستم. این موارد را با توجه بهه توانایی همکاران اداره ناشران، بین همکاران پخش کرده بودیم و هر سری یک بخش را مطالعه می کردیم و به بقیه یاد می دادیم. جلساتمان را هم ساعت 7 تا 7:30 صبح می گذاشتیم. یعنی تا8:30 که باقی همکاران می آمدند ما یک ساعت درباره استانداردهای حسابداری صحبت می کردیم. الان هم دوست دارم برگردم به همان دوران چرا که خیلی نکات جدیدی یاد می گرفتیم و چون در محفل دوستانه خودمان این موضوعات را یاد می گرفتیم برای من خیلی دوره خوبی بود.

الگوی شما در زندگی و در شرکت چه کسی بوده است؟

من اقتصاد می خواندم، مرحوم دکتر نوربخش استاد دانشکده ما بود و در همان زمان رییس کل بانک مرکزی بود به نوعی شخصیت ایشان برای من الگو شد. نه اینکه بگویم خیلی از جزییات زندگی ایشان می دانستم نه! ولی همیشه نحوه برخوردشان در ذهنم بوده است. در بورس تهران افراد بسیار خوبی را دیدم. آدم هایی که رفتارشان واقعا الگو هست. آقایان دکتر رحمانی، دکتر قالیباف اصل و دکتر سنگینیان از این دست هستند، من رفتار این اساتید را معیار قرار دادم و خودم را با آنها می سنجیدم تا عملکردم بهبود پیدا کند.

آقای دکتر سنگینیان را دو بار ذکر کردید. دلیلش چیست؟

من از سال 85 مستقیم با آقای دکتر سنگینیان تعامل داشتم و کار کردم. یکی از ویژگی های ایشان که از آن لذت بردم این بود که او تمام انرژی خود را برای کار می گذاشت. درضمن به همکاران جوان بها می داد.

من خوش شانس بودم که مدیرانم آقایان سنگینیان و کریمی بودند این واقعا یک خوش شانسی است. نه اینکه بقیه مدیران خوب نبودند نه، ولی من با این مدیران واقعا هماهنگ بودم.

اگر در محیط کار شما در حال نوشتن یک گزارش باشید و به سکوت احتیاج داشته باشید یک نفر بلند صحبت کند شما چه کار می کنید؟

عکس العمل خاصی نشان نمی دهم و برخورد تندی نخواهم داشت. ممکن است از او بخواهم که اجازه دهد من کارم را اتمام برسانم و بعد خودم هم به او ملحق شوم و اگر شیطنت می کند با او همراه شوم.

اگر کسی شما را عصبانی کند شما چه عکس العملی نشان می دهید؟

اگر عصبانی شوم مانند همه آدم ها با عصبانیت برخورد می کنم.

یعنی به فرد خاطی فرصت جبران می دهید؟

بله. طبیعتاً چنین کاری می کنم. همه ما در مجموعه بورس تهران جوان هستیم و من هم در همین مجموعه فعالیت می کنم. طبیعی است که خطا باشد و اشتباهاتی رخ دهد و حتی ممکن است این اشتباهات گران تمام شود ولی باید به یکدیگر فرصت جبران دهیم.

 

وقتی ناراحت می شوید خودتان را چگونه آرام می کنید؟

یک گوشه می نشینیم و با موبایلم بازی می کنم، با کسی حرف می زنم و یا با نزدیکان تماس می گیرم.

شخص آرامی هستید؟

حداقل در ظاهر که این طور به نظر می رسد.

چه چیزهایی شما را خوشحال می کند؟

مسافرت با دوستان، من را شاد می کند.

چند دوست دارید؟

نمی دانم. زیاد.

دوست خوب؟

زیاد هستند.

یعنی قابل شمارش نیست؟

تقریبا پانزده تا و خوشبختانه تعدادشان کم نیست..

اوقات فراغتتان را چطور می گذرانید؟

من بیشتر اوقات فراغتم را با دوستانم می گذارنم. ورزش می کنم. شنا و پیاده روی را دوست دارم. در ضمن تلویزیون تماشا می کنم و گاهی هم کتاب می خوانم.

من تلویزیون را برای برنامه های سرگرمی آن تماشا می کنم. مثلاً از شبکه نسیم برنامه دور همی را نگاه می کنم. البته معمولا به دلیل خستگی در میان برنامه دورهمی خوابم می برد و گاهی باز پخش آن را در ساعت 7 صبح دنبال می کنم.

چه کارهایی در زندگی شما هست که شما هنوز به دنبال آن نرفته اید و دوست دارید انجام دهید؟

دوست داشتم برای تحصیل، حداقل دوره دکتری را در خارج از کشور بگذرانم. حتما هم یک روزی برای دوره هایی غیر از دکتری برای دوره های پژوهشی به خارج از کشور می روم.  این موضوع همیشه از مواردی بوده است که دوست داشتم تجربه کنم. دوست داشتم از همان اول یعنی از دوران کودکی زبان انگلیسی ام خوب باشد و  آموزش های کامل را دیده بودم. البته برای انجام خواسته ها هیچ وقت دیر نیست. من تمام تلاشم را در رسیدن به اهدافم انجام می دهم.

 

آیا تا به حال شکست خورده اید؟

بله خیلی زیاد.  مخصوصاً افرادی که در سنین من هستند معروف به دهه شصتی ها هستند. این گروه معروف به نسل سوخته هستد. یعنی هر کس که در سنین من هست زیاد شکست خورده است. دهه شصتی ها با مشکلات متفاوت دست و پنجه نرم  کردند که در برخی از این مراحل هم شکست خوردند. این مراحل یا هفت خوان دهه شصتی ها شامل کنکور و پیدا کردن شغل مناسب بود. این موضوع فقط شامل من نمی شود. خیلی از هم دوره های من همین طور هستند.

ولی به نظر من شما در این سن و سال و با این شرایط شغلی پیشرفت خوبی داشته اید. چطور شد که این شکست ها باعث پیشرفت شد؟ شاید از دید یک جوان و هم سن و سال شما باید گفت که شما یک آدم موفق بوده اید؟

نه -خوش شانس بوده ام.

به هر حال در مراحل مختلف زندگی تلاش کرده اید؟

بله - آدم انرژی می گذارد و وقت خود را صرف انجام کارها و اهداف مورد نظر خود می کند تا موفق شود. ولی شانس هم در این زمینه بی تاثیر نیست و هیچ کس این موضوع را رد نمی کند. هرچند شاید در مجامع علمی گذشته زیاد به این موضوع وزن نمی دادند،  اما الان گروه هایی هستند که این موضوعات را تحت عنوان نظریه شانس مطرح می کنند. بالاخره همیشه یک بخشی از موضوع شانسی است.

جالب است. نظریه شانس چه می گوید؟

نظریه شانس، عمدتاً در مباحث توسعه ای کشورها مطرح می شود. چطور دو کشوری با شرایط جغرافیایی و با مردم یکسان و نهادهای یکسان هستند، اما یکی از این کشور ها پیشرفته می شود و دیگری یک کشور کمتر توسعه یافته می شود. بعضی از علمای علم توسعه که نمی توانند این موضوعات را توضیح دهند. نظریه شانس" luck theory" برای مسائلی که هیچ توضیحی ندارد مطرح می شود. من بعید می دانم این نظریه درست نباشد چرا که نظریه پردازان قدرتمندی آن را مطرح می کنند و دیدگاه های آنها در مجامع علمی مطرح است.

من شکست های زیادی را تجربه کرده ام البته تعداد زیادی از هم دوره ای های من شرایط سختی را گذراندند. من معتقدم سرنوشت آدم ها دست خودشان نیست. با پشتکار و برنامه ریزی همه چیز به خوبی پیش نمی رود. به هر حال اتفاقات نیز تاثیر گذار است. یکی خوش شانس می شود مثل من و یکی دیگر شانس کمتری داشته است و مسیر دیگری می رود. (با خنده) به هر حال انسان باید از فرصت ها و اتفاقات استفاده کند!

ببینید شما نمی دانید که طی این مسیری که در زندگی قرار دارید حتماً فرصت به حساب می آید و شما موفق می شوید یا خیر! اما به هر حال از طرف دیگر نیز انسان باید توکل کند و نباید زیاد بدبین باشد. کارمان را پس از تصمیم گیری باید با توکل پیش ببریم و انرژی و وقت خودمان را برا ی آن کار بگذاریم. تنها توجه داشته باشیم کاری که می خواهیم انجام دهیم براساس علاقه انتخاب کنیم.

به جز کاری که الان انجام می دهید. به چه کارهایی علاقه مند هستید؟

بیشتر دوست داشتم در شغل واردات و صادرات مشغول به کار شوم.

چرا؟

نمی دانم. احساس می کنم این شغل جالب و قابل تامل است. معلم بودن و تدریس را هم دوست دارم. دوست دارم کاری که یاد می گیرم به دیگران هم بیاموزم.

اگر قصد سفر داشته باشید اولین مکانی که به ذهنتان می رسد، کجاست ؟

خیلی جاهای ایران را ندیده ام و دوست دارم ببینم. اخیراً یکی از دوستان درباره سیاه چادر و عشایر ایل بختیاری صحبت کرده و من دوست دارم به این مناطق بروم و یک دوره مثلاً یک هفته ای با آنها تعامل داشته باشم. دوستم در همین سیاه چادرها بزرگ شده است و الان هم دانشجوی دکتری اقتصاد هست. به نظر من هم این فرد خیلی سختی کشیده است و الان آدم موفقی هست. در اولین فرصت به این نقاط می رویم.

تمام هم دوره ای های من در زندگی مسیر سختی داشته اند. شما اگر در همین شرکت نگاه کنید افراد زیادی هستند که همین مسیر را به سختی طی کرده اند. تفاوت زیادی در نحوه زندگی و شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه در زمان کودکی ما با بچه های الان است.

آیا به والدینتان سر می زنید؟

بله- همیشه به آن ها سر می زنم.

شما در پست جدیدتان چگونه کارشناسانتان را مدیریت می کنید؟

کاری که انجام می دهم این است که در مرحله اول با همکارانم خیلی نزدیک می شوم.  سعی می کنم حتماً با آنها جلسات هفتگی داشته باشم. این امر از یک سو باعث آشنایی بیشتر همکاران با یکدیگر و از سوی دیگر تقویت همکاری های کاری می شود. در ضمن همکاران از پروژه های در دست اقدام و مراحل انجام کار مطلع شده و در صورت نیاز همکاری لازم و پیشنهادات مورد نیاز را به یکدیگر منتقل می کنند. البته این چند وقت تمرکزم بیشتر در حوزه پذیرش بود و هر هفته یک جلسه تشکیل می دادیم. برگزاری جلسات هفتگی به بهبود فرآیند کارها و انجام کار تیمی کمک می کند. انجام کار تیمی نگرانی های کاری را تنزیل می کند و تقسیم کار منجر به رشد دسته جمعی همکاران در زمینه کاری و تسریع در رسیدن به نتیجه می شود. من این روش را در پیش گرفتم و از مدیرانم هم خواسته ام که جلسات هفتگی برگزار کنند. یک نفر مسئول پیگیری این جلسات است تا مشخص شود هر هفته چه کارهایی انجام شده است و چه کارهایی باید بررسی شود. نکته  مهم برای من داشتن برنامه توسعه ای در واحدهای معاونت ناشران و اعضاء است. یعنی برای توسعه واحد خودشان برنامه تدوین کنند و همه به هم کمک کنند که واحدشان یک پله رشد کند.

در واحد اعضا شرایط چطور است؟

در آنجا هم شرایط همین است. در سال جاری به کمک همکاران سعی کرده ایم برنامه هایی در واحد اعضا تعریف و تدوین کنیم تا این واحد مقداری متفاوت شود. جنس کارهای آن، کارشناسی تر شود. همکاران ما در این واحد سالهای سال کارهای سختی را به پیش می برند که برای اصلاح آن باید انرژی بگذاریم و به آنها پیشنهاد دهیم. به نظر من تمام همکارانم در این واحد بیشترین ارتباط را با کارگزاران دارند. آنها کارشان بسیار زیاد است و زحمت زیادی هم می کشند.

ما یک تریبون به نام روابط عمومی بورس تهران و یک سایت پربازدید داریم که اعتبار خوبی هم دارند. سایت ما هیچگاه خبرهای ضد ونقیض منتشر نکرده است. به نظر من همه ما باید برای گروه هایی که با آنها کار می کنیم فعال باشیم. باید بخش ناشران با ناشران بورسی و یا بخش پذیرش با شرکت های کارگزاری و تامین سرمایه ها برای جذب آنها در تعامل باشند. بخش اعضا برای ارتباط با معامله گران و کسانی که با شرکت های کارگزاری کار می کنند و خود کارگزاران در تماس باشند. به همین طریق شما این موضوع را به همه واحد هایی که ارتباط بیرونی دارند تعمیم دهید. سایت بورس تهران بهترین سرمایه ای هست که در اختیار ما است. برای ارتباط موثر و مناسب با بیرون از شرکت می توانیم از آن استفاده کنیم. در برخی مواقع برای اطلاع رسانی یک خبر به تعداد کثیری از افراد باید ماهها زمان صرف شود.جلسات، یا کارگاه  و همایش ها متعدد برگزار شود تا یک خبر به خوبی انعکاس داده شود. در حالی که با انعکاس چند خبر به صورت متوالی در سایت می توان اتلاف انرژی را به میزان زیادی کاهش داد.

پیشنهاد شما برای بهبود این روند های کاری در شرکت چیست؟

به نظرم باید همیشه فرایند کاری در بورس تهران را با بنگاه های اقتصادی دیگر مقایسه کنیم و روش های متداول را استفاده کنیم و در نهایت خودمان را تقویت کنیم. سطح آموزشی را در شرکت ارتقاء دهیم. در محیط شرکت باید در روابطمان اولویت را به روابط کاری اختصاص دهیم و پس از آن به روابط دوستی ارج نهیم. بعضی مواقع توجه بیش از اندازه به روابط دوستی کار را در درجه دوم اهمیت قرار می دهد و نقش آن را کم رنگ و یا فراموش شده می نماید.

به نظر شما بازار سرمایه و بورس تهران برای بزرگ شدن نیازمند چه اقداماتی است؟

اقدامات زیادی باید انجام شود تا بورس تهران توسعه یابد. ما در حوزه نهادهای حرفه ای و ابزار های مالی حرفه ای خیلی باید کار کنیم. همچنین به لحاظ بستر های نرم افزاری باید خیلی وقت و انرژی بگذاریم و در حوزه شفافیت این موضوع باید تبدیل به یک خواست درونی در شرکت ها شود.

منظور شما ناشران بورسی است؟

بله. بورس تهران هر اطلاعاتی که دارد بر اساس مقررات به صورت شفاف منتشر می کند. اگر می خواهیم بازار سرمایه ما رشد کند، ناشران ما باید به این نتیجه برسند شفافیت یک اصل است.  خودشان با میل و رغبت و نه به زور مقررات و قانون در اجرای آن پیشگام شوند. موضوع دیگر هم این است که در حوزه مقررات آن قوانینی که بازار ما را شاداب تر می کند و نشاط را به بازار می آورد تدوین شود. در این حوزه هر زمان که احساس کردیم باید تغییر ی ایجاد شود سریع این تغییرات را ایجاد کنیم. یعنی باید بازار را پایش کنیم و هر زمان که بازار ما کسل می شود باید با تغییر مقررات این حالت را برگردانیم. این که دستور العملی را ده سال بدون تغییر استفاده کنیم اشتباه است. ما برای پیشبرد بازار باید به این نتیجه برسیم که گاهی باید این دستورالعمل ها را سریع تغییر دهیم. برای مثال دستور العمل پذیرش نباید ده سال یک بار عوض شود. دستورالعمل پذیرش هر دو سال یکبار می تواند اصلاح شود تا شاهد وضعیت بهتری باشیم. در حوزه معاملات هم همین موضوع مطرح هست. در بحث شفافیت هم هر زمان که شفافیتی لازم است باید سریع دستورالعمل اصلاح شود در حالی که دستورالعمل شفافیت الان 9 سال بدون تغییر مانده است. یعنی بحث های مربوط به گزارشگری شفافیت در این 9 سال در دنیا هیچ تغییری نکرده است؟ قطعا تغییر کرده است ما باید در این حوزه ها سریعتر تصمیم بگیریم و در حوزه اصلاح مقررات باید دنیا را رصد کنیم. با چابکی دست به تغییرات لازم بزنیم تا شاهد رشد و توسعه بازار سرمایه باشیم.

کار اصلاح قوانین با سازمان هست؟

بله اصلاح قوانین با سازمان است و ما هر قسمتی که نیاز به اصلاح داشته باشد. پیشنهاد می دهیم.

بخش تحقیق و توسعه  چه کمکی می تواند ارائه کند؟

بخش تحقیق و توسعه می تواند با بررسی این موضوعات در سایر بورس ها کمک کند. به نظر من هر واحدی که بایکسری دستورالعمل ها کار می کند و سالهاست این دستورالعمل ها تغییری نکرده ، باید برای اصلاح این دستورالعمل ها پیش قدم شود، نه اینکه سازمان برای این موضوع تصمیم بگیرد. یکسری مقررات وجود دارد و ما بر اساس این مقررات کسب و کار خودمان را پیش می بریم. باید با توجه به نیازهای جامعه، بورس تهران متحول شود. یکسری از این قوانین سخت گیرانه است و قسمت دیگر آن نادیده گرفته می شود. همچنین قسمت های تفسیری قانون هم مشخص شود و در نهایت باید این دستورالعمل اصلاح شود. نباید برای اصلاح یک دستورالعمل ده سال زمان طول بکشد. دستورالعمل باید در اختیار واحد هایی که با آن کار می کنند باشد، تا با افراد تصمیم گیر تعامل کنند و این قوانین اصلاح شود. هر چقدر هم فرایند تصویب دستورالعمل ها به طول انجامد مهم نیست باید این کار صورت پذیرد.

آیا شما به سایت ها و شبکه های اجتماعی هم مراجعه می کنید؟

بله همیشه در این فضا هستم.

بیشتر دوست دارید مطالب کاری را پخش کنید؟

من خودم مطالب کاری می گذارم. ولی در بعضی از این گروهها و جاهایی که هستم مطالب شخصی خودم را  مانند عکس از سفر هایی که می روم را قرار می دهم.برای ارتباط با دوستانم که از من دور هستند بیشتر در این شبکه های مجازی حضور دارم.

درباره آوای بورس هم صحبتی دارید؟

نشریه ای به این خوبی منتشر می شود و باید تعریف کرد. یادم می آید اولین شماره آوای بورس را از این معاونت تهیه کردید. زمانی که من مدیر ناشران شدم. در سال 1390 که آقای سنگینیان هم اینجا بودند. بعد از آن هم آوای بورس منتشر شد. فکر کنم آوای بورس را خیلی ها می خوانند.

  من چند شماره آوای بورس را نگاه نکرده ام. یعنی این شماره های آخر را ندیده ام.  ولی همه شماره های آی­وای بورس را خواندم (با خنده). آن هم دست نوشته های خیلی خوبی بود و با ذوق تهیه می شد. هنوز هم برخی از آی وای بورس را دارم و میخوانم.

 

پس پیشنهاد می کنید از طریق اتوماسیون این مطالب را منتشر کنیم؟

بله. اگر مقدور باشد به این شکل بهتر است.

من واقعا از انتشار آوای بورس خوشحالم چرا که خیلی از همکاران مناطق را اولین بار در آنجا دیدم. خصوصیات برخی از همکاران را در همین آوای بورس خواندم. از طریق آوای بورس همکارانم را بیشتر شناختم. از این بابت ممنونم.

توصیه آخر شما به همکاران چیست؟

 توصیه می کنم کار در محیط بورس را جدی بگیرند. برای مجموعه خودمان انرژی بیشتر صرف کنیم. آنها که کارشناس هستند، کارشناسی فکر کنند و کارشناسی رفتار کنند. من دوست دارم یک کارشناس بمانم. یعنی نگاهم کارشناسی باشد و همیشه به سمت پژوهش بروم و دنبال پیدا کردن پاسخ برای خیلی از سوالات باشم. کمتر خودم را درگیر کارهای روتین کنم. کارهای تکراری را اصلا نمی پسندم. باید برای اصلاح کار تلاش کرد.

 

 




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/٢٤

 

تحلیل جامع صنعت پالایشی و ۶ پالایشگاه بورسی و فرابورسی
توسط معاون بورس، معاون سابق خصوصی سازی و یک مدیر:

تحلیل جامع صنعت پالایشی و ۶ پالایشگاه بورسی و فرابورسی

جلسه تحلیل جامع صنعت پالایشی و ۶ شرکت حاضر در بورس و فرابورس توسط سه مدیر و کارشناس در کارگزاری بانک کشاورزی برگزار می شود.
 

 

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، کارگزاری بانک کشاورزی در ادامه برگزاری نشست های تخصصی و تحلیل های مرتبط با بازار سرمایه و صنایع، اقدام به برگزاری جلسه تحلیل جامع صنعت پالایشی و 6 شرکت حاضر در بورس و فرابورس می کند.

در این جلسه که بعدازظهر یکشنبه آینده 28 شهریور برگزار خواهد شد، روح الله حسینی مقدم معاون ناشران و اعضاء شرکت بورس، اسماعیل غلامی معاون سابق سازمان خصوصی سازی و حسینعلی زادمهر مدیرعامل گروه توسعه بین المللی اقتصاد پردیسان و معاون سابق پارسان و صندق ذخیره فرهنگیان و رئیس امور مجامع و سهام شرکت ملی صنایع پتروشیمی و شستا و... حضور دارند.

به دلیل محدودیت تالار استاد فقید اسلامی بیدگلی، علاقمندان جهت هماهنگی و ثبت نام حتما" با شماره 8658 داخلی 317 تماس حاصل کنند.




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/٩
نقش دولت در جذاب نگه ‌داشتن بازارهای مالی، پول و سرمایه پررنگ و غیر قابل کتمان است. به بهانه هفته دولت در این یادداشت سطوحی که دولت می تواند با ورود به آن زمینه رشد و توسعه بازارهای مالی را فراهم کند، تشریح شده است.
 

*سید روح اله حسینی مقدم- معاون بورس اوراق بهادار تهران

ادبیات اقتصادی پذیرفته‌شده‌ امروز دنیا حکایت از آن دارد که تجهیز کارآمد و مناسب سرمایه می‌تواند به رشد اقتصادی در کشور کمک کند، این در حالی است که اولین و مهم‌ترین وظیفه‌ بازارهای مالی تجهیز بهینه و کارآمد سرمایه است. سرمایه‌ای که ناشی از پس‌انداز خرد آحاد افراد جامعه است و با سازوکارهایی توسط بازار مالی تجهیز شده و در اختیار بخش واقعی اقتصاد قرار می‌گیرد.

برای نیل به این رسالت بزرگ مالی در کنار اینکه باید زیرساخت‌ها و بسترهای لازم را فراهم آوری کرد، ضرورت جذاب نگاه‌داشتن آن است. بازارهای مالی باید همواره جذاب باقی بمانند تا متولیان بازار مالی بتوانند در تجهیز سرمایه‌ها به سمت بخش واقعی قدم بردارند. بخشی از این جذابیت‌ها ذاتی است و از ابزارهای موجود در این بازارها تأمین می‌شوند، اما دولت‌ها می‌توانند در جذاب نگه‌داشتن این بازارها نقش بسیار مؤثری داشته باشند.

به بهانه‌ هفته‌ دولت و ضمن گرامیداشت این ایام، ذکر نکاتی در خصوص نقش دولت در جذاب نگه‌داشتن بازارهای مالی، پول و سرمایه خالی از لطف نیست.

بازار سرمایه در کشور ما طی سال‌های اخیر به‌واسطه‌ تصویب قانون بازار اوراق بهادار و همچنین قانون اصل 44 و همت مسئولان این بازار رشد قابل‌ملاحظه‌ای داشته است، بطوریکه امروزه بخش قابل‌توجهی از اقتصاد ما را شامل می‌شود. ضریب نفوذ این بازار در بین اقشار جامعه هم هر ساله رشد قابل‌ملاحظه‌ای یافته است، به‌طوری‌که بخش قابل‌توجهی از هم‌وطنان ما با ادبیات این بازار آشنا شده‌اند.

در قیاس با بازار پول، بازار سرمایه از امتیازات و مزایای قابل‌توجهی برای سرمایه‌گذاران و صاحبان پس‌انداز و هم‌چنین شرکت‌هایی که در بخش واقعی اقتصاد کار می‌کنند برخوردار است.

یکی از مهم‌ترین مزایای بی‌بدیل این بازار تنوع ابزارهای سرمایه‌گذاری است که به سرمایه‌گذارانی با دید سرمایه‌گذاری متفاوت و ذائقه‌های متنوع امکان سرمایه‌گذاری و پس‌انداز را می‌دهد؛ از سهام و اوراق بدهی گرفته تا انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک.

به نظر می‌رسد گسترش این ابزارها در سال‌های اخیر به‌گونه‌ای بوده که توانسته بخش اعظمی از مردم را پوشش دهد و کافی است که با معرفی آن امکان جذب سرمایه‌های اندک را فراهم کرد. دولت می‌تواند با ارائه‌ امتیازات، حتی برای دوره‌های مقطعی، به جذابیت این بازار بیفزاید. شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس تهران و فرابورس ایران میزان با اهمیتی از تولید ناخالص داخلی و اقتصاد را رقم می‌زنند. این شرکت‌ها از درصد گزارشگری و شفافیت قابل قبولی برخوردار هستند.

به نظر می‌رسد دولت می‌تواند به این شرکت‌های شفاف، امتیازات ویژه ارائه کند. این امتیازات ویژه به معنی دادن رانت نیست، بلکه این شرکت‌ها به این منظور است که شرکت‌ها بتوانند جایزه‌ شفاف بودن را در اقتصادی که از شفافیت قابل قبولی برخوردار نیست، دریافت کنند.

شرکت‌های بورسی باید در نگاه دولت متفاوت باشند. حضور طولانی مدت امور این شرکت‌ها در سازمان‌های دولتی مانند گمرک، مالیات و ... نه‌تنها جایزه شفافیت نیست بلکه به‌نوعی تنبیه این افراد است.

امید است تا دولتمردان نگاه ویژه‌ای در خصوص جذاب نگه‌داشتن این بازار برای همه گروه‌های ذینفع که در این یادداشت صرفاً به بخش کوچکی از آن اشاره شد، داشته باشند تا بتوانند در بلندمدت از منافع بی‌شمار آن بهره‌برداری کنند.





نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/٩

تهران- ایرنا- معاون ناشران و اعضا بورس تهران پیش بینی کرد، با پایان زمان سررسید قراردادهای بلند مدت بانک ها، از فصل پاییز شاهد ورود نقدینگی جدید به بورس خواهیم بود.

 

روح الله حسینی مقدم در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، دلیل اصلی کم رمقی بازار سرمایه را وجود چند متغیر سیاسی و اقتصادی در پیش روی عنوان کرد که سرمایه گذاران، چشم انداز روشنی از آنها ندارند.
وی درباره شکل گیری وضعیت رکود در بورس و نارضایتی سهامداران خرد از شرایط موجود، افزود: پیش از برگزاری مجامع شرکت ها، شاهد بازار کم رمقی بودیم که پیش بینی می شد با برگزاری مجامع، وضعیت معاملات بهتر شود که چنین موضوعی رخ داد و قیمت بسیاری از سهام افزایش یافت. 
معاون ناشران و اعضا بورس تهران اضافه کرد: البته این رونق در سهام صنعت بانکداری رخ نداد که انتظار داریم سریعتر بانک ها نیز تعیین تکلیف شوند.
حسینی مقدم یادآور شد: در مجموع پس از پایان فصل برگزاری مجامع شرکت ها، رونق معاملات کاهش یافت به طوری که اکنون رونق کافی در بازار وجود ندارد. 
وی به کاهش سود بانکی اشاره کرد و گفت: اگرچه نرخ بهره روند نزولی دارد، اما هنوز در سایر بازارها جذابیت برای سرمایه گذاری وجود دارد که اجازه نمی دهد منابع گسترده ای وارد بازار سرمایه شود.
معاون ناشران و اعضا بورس تهران با بیان این که منابع مالی عمده ای در بازار پول جذب شده است که انتظار داریم در آینده به دنبال بازارهای جذابتر بروند، افزود: با توجه به اینکه بانک ها پیش از این، قراردادهای بلند مدت سپرده گذاری را با مردم امضا کرده اند هنوز نرخ های سود بالایی را به سرمایه گذاران پرداخت می کنند، بنابراین شاهد تاخیر در حرکت منابع مالی از بازار پول به بازار سرمایه هستیم.
حسینی مقدم اضافه کرد: بسیاری از قراردادهای یکساله بانک ها در شهریور ماه امسال به سررسید خود نزدیک می شود، بر این اساس، در فصل پاییز منابع مالی جدیدی از بانک ها به بازارهای دیگر از جمله بازار سرمایه منتقل خواهد شد.
وی ادامه داد: به نظر می رسد دلیل اصلی جذب نشدن منابع مالی گسترده از بازار پول به بازار سرمایه این عامل بوده است، که امیدواریم این اتفاق در یک یا دو ماه آینده رخ دهد و مسیر حرکت منابع مالی به سوی بورس تغییر کند.
معاون ناشران و اعضا بورس تهران به احتمال کاهش مجدد نرخ سود بانک ها اشاره کرد و گفت: اجرایی شدن این موضوع به رونق بازار سرمایه می کند و با توجه به این که مردم نیز درک درستی از تحولات اقتصادی دارند، به سراغ بازارهای دارای بازدهی بیشتر خواهند رفت.
به گزارش ایرنا، پس از کاهش نرخ سود بانکی به 15 درصد در تابستان امسال، این انتظار وجود داشت جذابیت سپرده گذاری در بانک ها کاهش یافته و سرمایه گذاران به سراغ بورس و سایر بازارهای مالی بروند، اما چنین پیش بینی تحقق نیافت.
بر این اساس، بازار سرمایه پس از رونق کوتاه مدت پس از برگزاری مجامع شرکت ها، دوباره در وضعیت رکود قرار گرفته که البته همراه با کاهش نرخ اغلب سهام است.
به نظر کارشناسان، انتظار برای تاثیر سریع کاهش نرخ سود بانکی بر بورس، غیر منطقی بوده و معمولا تاثیر این رخداد، پس از دوره زمانی دو تا سه ماهه، آشکار خواهد شد.
به گزارش ایرنا، شاخص کل بورس دیروز(یکشنبه) با 444 واحد کاهش به 77 هزار و 313 واحد رسید.
معاملات دیروز همچون روز قبل از آن با کاهش شدید همراه بود ، به طوری که یک میلیارد و 26 میلیون سهم و حق تقدم به ارزش بیش از 2 هزار و 361 میلیارد ریال در 60 هزار و 658 خرید و فروش شد.
شاخص کل بورس روز شنبه گذشته نیز 323 واحد افت کرده بود.
اقتصام**2022**1561

 




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/٦/۸
سید روح االله حسینی مقدم، مدیر امور ناشران بورس تهران؛ علی اسلامی، عضو هیات مدیره شرکت سرمایهگذاری آتی نگر و جواد عشقی نژاد، مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری و خدمات مدیریت صندوق بازنشستگی کشوری در میزگردی مهمان ماهنامه بازار و سرمایه بودند.
 
 

سید روح االله حسینی مقدم، مدیر امور ناشران بورس تهران؛ علی اسلامی، عضو هیات مدیره شرکت سرمایهگذاری آتی نگر و جواد عشقی نژاد، مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری و خدمات مدیریت صندوق بازنشستگی کشوری در میزگردی مهمان ماهنامه بازار و سرمایه بودند. در این میزگرد موضوع بازار بدهی مورد بررسی قرار گرفت، از اهمیت توسعه آن تا چالشهای پیشرو. ضمن اینکه نهادهای رتبه بندی موضوعی است که باید به سرعت برای ریسک سرمایهگذاری مورد توجه قرار گیرد. در ادامه مشروح کامل این میزگرد از نظرتان میگذرد.

 

  این روزها در بازار سرمایه خیلی صحبت از بازار بدهی است و سال 94 هم رشد این بازار، نشان داد که از قابلیت خاصی برخوردار است.در مورد قابلیتهای بازار بدهی برای ما بگویید و اینکه رشد این بازار تا چه اندازه بازار سرمایه را توسعه میدهد؟

حسینی مقدم: ما بسیار دیر به سمت اوراق بدهی رفتیم یعنی شاید اگر زودتر درک دقیقی از مزایای بازار بدهی پیدا میکردیم دیگر موضوع افزایش نقدینگی در گذشته برای ما تورم زا نمیشد. همانطور که میدانیم طی سالهای گذشته تاکنون وجود افزایش نقدینگی در اقتصاد ما یک مشکل محسوب میشود و عمدتا تورم را ناشی از این افزایش نقدینگی میدانیم  تصمیمگیران در کشورهای پیشرفته افزایش نقدینگی عامل رشد و توسعه است اما در کشور ما چون نسبت نقدینگی به تولید با هم همخوانی ندارد این پول مازاد همواره برای ما تورم زا بوده است.ما نقدینگی را در یک فضای مدیریتی و شفافی هدایت نکردیم.در هر حال روزی که تصمیمگیران اقتصادی و دولت بر این منوال ذهنیت پیدا کردند که اوراق بدهی را در بازار سرمایه رواج دهند در واقع هدایت نقدینگی در مسیر سازمان یافته تری بود. الزام دیگر اینکه دولت تصمیم گرفت تا با این شیوه بازار بدهی بنگاههای تولیدی منابع مورد نیاز خود را از بازار تأمین کنند نه اینکه از بانکها استقراض نمایند. به طور متوسط در دنیا نظام تأمین مالی شرکتها، بنگاهها، و طرحهای توسعهای بیش از 50 درصد آن از طریق اوراق بدهی صورت میگیرد، 25 درصد آن از طریق بازار سهام و 25 درصد دیگر هم از سایر منابع با وام بانکی است که البته در کشور ما این شکل برعکس است چون شیوه تأمین مالی از طریق وام بانکی پررنگتر است. به هر رو عوامل متعددی برای رونق بازار بدهی دست به دست هم دادند تا امروز ما کارشناسان دور هم جمع شویم و بحث کنیم که بازار برای توسعه اوراق بدهی چه ظرفیت و پتانسیلی دارد. آینده این اوراق چگونه پیش خواهد رفت؟ و با چه چالشهایی مواجه خواهد شد چیزی که شاید قبلترها اساسا موضوعیت طرح هم نداشت.

اسلامی: در سالهای گذشته شاید سال 1385 بود که تنها منتشر کننده اوراق بدهی در کشور دولت بود تا اینکه بعد از اصلاح قانون بازار اوراق بهادار موضوع طبقه بندی اوراق منتشر شده بوجود آمد و تغییراتی در آن صورت گرفت در واقع از آن تاریخ به بعد شیوه بدین ترتیب شد که تنها شرکتهایی میتوانستند اجازه انتشار اوراق بدهی را از بانک مرکزی دریافت کنند که در ردیف بودجه دولتی قرار داشتند در غیر این صورت شرکتهایی که دارای ردیف بودجه دولتی نیستند نظیر شرکتهای خصوصی و حتی نهادهای عمومیغیر دولتی که مازاد بر ردیف بودجههای دولتی قصد تأمین مالی از طریق اوراق بدهی را دارند هم باید از طریق بازار سرمایه این فرآیند را طی کنند. ما در تمام این سالها به دلیل نوپا بودن بازار بدهی دچار یک سری عواقب و عوارضی شدیم. نزدیک 10 سال از قانون ابلاغ بازار اوراق بهادار میگذرد و اجازه انتشار اولین اوراق بدهی با مجوز سازمان بورس در سال 87 منتشر شد.در آن سالها با چالش بسیار بزرگی مواجه بودیم و آن اینکه دولت یک بدهی قابل توجهی داشت،طرحهای نیمه کاره را در اختیار داشت و مجبور بود از طریق استقراض از بانکها تأمین مالی کند،پول ملی تضعیف شد و افزایش نقدینگی هم متوقف شده بود در نتیجه دولت مجبور شد از طریق انتشار اوراق بدهی تأمین مالی پروژهها را انجام دهد و همزمان هم بخش خصوصی نیازمند منابع مالی شد، لذا این همزمانی نیاز بخش دولتی و خصوصی برای تأمین مالی باعث گردید که بگوییم این شیوه تأمین مالی اوراق بدهی خیلی مسیر درستی را طی نمیکند چون ما همزمان به بخش خصوصی اجازه میدهیم تا با حداکثر نرخ،اوراق بدهی منتشر کند اما این به اندازه اوراق منتشره دولتی هم نباشد و طبیعتا ریسک این دو موضوع را که با هم متفاوت بود را هم در نظر نگرفتیم.

با این نگرش بدیهی است که برای سرمایهگذار منهای این روزها ریسک اعتباری اوراق دولت از اشخاص حقیقی بالاتر میرفت و رتبه اعتباری آن پایینتر میآمد، ولی طبیعتا در شرایط عادی احتمال نکول یک اوراق منتشر شده توسط دولت از بخش خصوصی بسیار پایینتر است و لذا طبیعی است که باید نرخ اوراق منتشر شده توسط بخش خصوصی بیشتر باشد که جذابیت خرید بیشتری برای سرمایهگذار پیدا کند. بدیهی است که دولت وقتی با حجم قابل توجهی نسبت به تأمین مالی از این طریق اقدام میکند بخش خصوصی خیلی موفق به استفاده از این تأمین مالی نباشد.

این مقدمه را در مورد وضعیت موجود اوراق بدهی عرض کردم تا این را بگویم که ضرورت توسعه این بخش اولا نیازمند ایجاد بسترهای مناسب و فرهنگسازی است. باید موسسات رتبه بندی برای مقدمات اولیه این بازار بدهی شکل بگیرد،چون قانونا این گونه است.در قانون بازار اوراق بهادار سال 84 مقرر شده بود که هفت نهاد مالی جدید باید تاسیس شود از جمله شرکتهای تأمین سرمایه، مشاورسرمایهگذاری، سبد گردانها و شرکتهای رتبه بندی است. این روزها با توسعه بازار بدهی خلا وجود شرکتهای رتبه بندی بیش از همیشه احساس میشود که باید به آن پرداخته شود.

حسینی مقدم:  منطق بازار بدهی این گونه حکم میکند که باید مجموعه و موسسات رتبه بندی تشکیل شود و چه بهتر که از نهادهای اعتبار دهنده دارای نشان اعتباری معتبرتر استفاده شود. در دورهای که ما تحریم بودیم تلاشهایی شد تا با موسسات رتبه بندی خارجی وارد مذاکره شویم اما آن شرکتها به دلیل تحریمها خیلی معتبر نبودند. حال بعد از لغوتحریمها در حال مذاکره با موسسات و شرکتهای معتبر رتبه بندی در دنیا هستیم و وارد گفتوگو شدیم تا از دانش ومهارتهای آنها استفاده کنیم و ایران بازار بکر برای آنهاست.اما از آن طرف قضیه هم استفاده کنندگان از اوراق هستند که همه ما بهعنوان منتشر کنندگان اوراق استقراضی باید درک این موضوع را داشته باشیم که از این به بعد قرار نیست شهرت صرفا مبنا باشد یا اینکه اوراقی که در بازار منتشر میشود باید برای آن خریداری وجود داشته باشد بلکه باید نهادی باشد تا بر روی اوراق برچسب بزند و آن برچسب تعیین کند که چه نرخی و با چه درصدی موفق است یا خیر. در حال حاضر ما بهعنوان نهاد انتشار دهنده اوراق در حال جمع بندی هستیم و میخواهیم به سرانجام برسانیم تا علاوه بر اینکه در داخل از ابزارهای داخلی استفاده میکنیم با انتشار آن در سطح بینالمللی هم بهره بگیریم که این یک الزام اساسی و اولیه است.

عشقی نژاد: این تاخیر در ایجاد و دادن جواز به رتبه بندیها و صدور اوراق بدهی باعث میشود به مرور زمان ریسک اعتباری نهادهای دولتی و شرکتها روز به روز بالاتر برود که بخشی از آن به خاطر عدم تسویه برخی از مطالبات و بدهی بخشی از شرکتها به پیمانکاران کوچک و بزرگ است.به اعتقاد بنده یکی از این چالشها تاخیر در اجرای خود این موضوع است یعنی تسریع در اجرای اوراق بدهی میتواند در آینده نزدیک یک چالش بزرگی را محتمل کند.

 آیا این درست است که باید بازار سرمایه به شکلی صورت بگیرد که تأمین مالی آن 30 درصد از بخش سهام و 70 درصد تأمین مالی از روش بازار بدهی باشد.نظر شما در این زمینه چیست؟

اسلامی: این درصد بستگی به بازار پایهای دارد اینکه چه قدر به بازار پول و بازار سرمایه وابسته است تصور کنید در کشوری مانند آلمان و یا سوئیس که بانک پایه هستند قطعا در بازار سرمایه آنها نسبت بازار بدهی به سهام بیشتر نخواهد شد و مرسوم نیست که شرکتها برای پروژهها از طریق انتشار اوراق بدهی تأمین مالی کنند و آنها روشهای دیگری مانند فاینانس استفاده میکنند.در کشور ما رتبه بازار سرمایه بسیار پایین است.در مباحث مالی و در کشورهای دیگر استفاده میکنند که برای پروژهها تأمین مالی از سرمایه و از اوراق بدهی است. به طور معمول در کشورهای توسعه یافته بین 10 تا 20 درصد سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژه از طریق آورده سهامداران تأمین میشود و بقیه از طریق اوراق بدهی است. شاید ما در ایران هم به دنبال آن هستیم که که بازار بدهی را تا حدی توسعه دهیم که نزدیک به 70 درصد کل بازار سرمایه را پوشش دهد این چیزی است که در آینده معلوم میشود.

حسینی مقدم: در مورد سئوال شما که مثلا بازار بدهی درصد بیشتری داشته باشد یک قاعده نانوشته است در واقع اگر فضا طوری شود و فرهنگسازی مناسب به شکلی صورت بگیرد و شرکتها هم به قابلیت این ابزارها واقف شوند شاید بتوان به جایی برسیم که این نسبت تغییر کند یعنی شرکتها بتوانند از  فضای بازار سرمایه   بهره بگیرند.  در حال حاضر دولت 16 درصد از اوراق بدهی خود را در بازار منتشر کرده است تصمیمگیران این نسبت در اقتصاد کشورهای توسعه یافته بیشتر هم هست.

در ابتدای بحث به موضوع اوراق دولتی و شرکتی اشاره کردید در این مورد توضیح دهید که روند انتشار و عرضه اوراق دولتی آیا توانسته است موفق باشد؟آیا دولت با توجه به مشکلات مالی توانسته است به موقع اوراق را سررسید کند؟

اسلامی: در واقع در این سالها دولت تأمین کننده اصلی و ناشر اولیه اوراق بدهی بوده است هر چند که از نظر بنده سودهای منتشر شده غیر اسلامیاست به عبارتی طی این سالها اوراقی منتشر میشود و سود علی الحساب قطعی به سهامداران پرداخت شده است،هزاران میلیارد تومان اوراق از سوی دولت منتشر شده که مابه التفاوت سود مشارکت پرداخت شده است، البته شاید این نوع پرداخت سود به دلیل نوع پروژههای زیربنایی دولت بوده و این پروژهها پیامد بازدهی حتی برای اوراق منتشر شده را هم نداشتند و این روزها به مرور ما شاهد نکول برخی از اوراق منتشر شده هستیم و حتی برای برخی از اوراق منتشر شده در بازار سرمایه هم میتوانیم پیشبینی کنیم که قطعا این اوراق نکول خواهد شد.همانطور که میدانید کوپنهای اوراق تسویه خزانه اسلامیپرداخت نمیشود و یا با تاخیر پرداخت میشود. آنچه امارهای بانک مرکزی منتشر شده حدود 120 میلیارد تومان بدهی دولت به بانکها اعلام شده است که اگر نهادهای عمومیغیر دولتی و صندوقهای بازنشستگی و تأمین اجتماعی را به آن اضافه کنیم بر اساس رقم واقعی یک چیزی حدود 400 تا 500 میلیارد تومان بدهی دولت است.

البته ابزار بدهی و انتشار اوراق بدهی به کمک دولت آمده است تا بتواند به موقع بدهی خود را به طلبکاران پرداخت کند پیشبینیها چگونه است یعنی اگر این ابزار پیگیری میتواند درصد قابل توجهی از بدهیها را تسویه کند؟

عشقی نژاد: در بودجه سال 95 فقط 50 هزار میلیارد تومان از این عدد دیده شده است. یک نکتهای را میخواهم عرض کنم در طول یک دهه گذشته فقط یک روشی به نام روش آتش نشانی پیاده کردیم یعنی بعد از اینکه بحران رخ میدهد ما به سرعت به دنبال رفع بحران میگردیم یعنی کاری که تیم آتش نشانی برای خاموش کردن آتش در زمان مقتضی انجام میدهد.وقتی فرابورس ایجاد شد و یا پس از ابلاغ قانون بازار سرمایه بازار بدهی فعالیت خود را آغاز کرد، دیدیم چه اشتیاقی برای جذب و پذیرش شرکتها به بازار سرمایه بوجود آمد و فهمیدیم که یکی از راههای تأمین مالی میتواند بازار بدهی باشد و امروز وقتی عدد چند صد میلیاردی را روی کاغذ میبینیم به سمتی رفتیم که برای سال 95 نزدیک به  50 هزار میلیارد بدهی دولت یعنی 15 درصد را از این محل تأمین کنیم.امروز با توجه به پیشبینی نکولی که پیش رو داریم ممکن است جذب و اعتماد سرمایهگذار را هم کمتر کند. البته ناشر کار خودش را انجام میدهد اما سرمایهگذار بررسی میکند که با چه قیمتی آن را خرید کند بسیار تاثیرگذار است. از منظر دیگر اگر امروز برای سال 95 اوراق بدهی 50 هزار میلیاردی تعیین کردیم برای سال بعد یا 5 سال آینده چه رقمیپیشبینی شده است؟آیا سازمان مدیریت و برنامهریزی این موضوع را پیشبینی کرده است که ممکن است به جمع بدهی دولت اضافه شود؟چه میزان از بدهی را طی این سالها و چه میزان از این بخش و چه میزان از بخشهای دیگر؟ آیا اینها برای روند آینده دیده و یا برنامهریزی شده است؟ دراینجا به جرات میگویم ما همچنان مدیریت آتش نشانی را برای حل بحران در پیش گرفتیم و چشماندازی برای این روند ندیدیم و به صورت مقطعی رفع بحران میکنیم.

حسینی مقدم: دولت بدهکار است و این موضوع برای همه ثابت شده است در دنیا دولتها همه بدهکارند اما آنها یک انضباطی در پرداخت بدهی خود دارند دولت و تصمیم گیران باید رویه انضباطی را پیش بگیرند در واقع در پرداخت دیون و پرداختهای منظم سعی کنند به موقع آن را انجام دهد. البته تا جایی که بنده اطلاع دارم تاکنون هیچ اوراقی در بورس نکول نشده است، این طور نیست آقای دکتر اسلامی؟

اسلامی: بله،هیچ اوراقی تاکنون نکول نشده است. البته سال گذشته ما با تاخیر چند روزه شرکت گوهر زمین مواجه شدیم...

حسینی مقدم: البته شرکت گوهر زمین دولتی نیست...

اسلامی: بله مربوط به بازار و بخش خصوصی است.اما در مجموع مردم باید به مرور با مفهوم ریسک و بازده اوراق بدهی آشنا شوند یعنی فرهنگسازی شود. ببینید مادامیکه دولت بدهکار است و ریسک نکول هم وجود دارد، طبیعتا باید بدانیم که اقتصاد ما دولتی است و مطمئن باشیم که اوراق دولتی ریسک نکول پایین تری نسبت به سایرین دارد.

عشقی نژادبا توجه به مفهوم فرهنگسازی پس شما هم به این موضوع اعتقاد دارید که اصول یک فرهنگسازی مبتنی بر اعتماد است و متقابلا اگر این اعتماد حفظ شود الزاما باید از دولت شروع شود. ایجاد بازار بدهی با انتشار بدهی دولتی است. البته از دولت هم شروع شده اما امروز که صحبت از ورود شرکتها و بخش خصوصی و احتمال نکول آنها پیشبینی میشود، بر طبق فرمایش دکتر اسلامیباید گفت که این موضوع ممکن است آثار سویی بر فرهنگسازی داشته باشد و سالهای سال نتوان آن را جمع کرد و حداقل دولت باید بخش قابل توجهی از بدهی خود را از این مسیر تسویه کند تا مردم بتوانند با فرهنگ ریسک پذیری بیشتر آشنا شوند.

اسلامی: ما یک بار به عقب برگردیم و ببینیم عدم ایفای تعهدات در سررسید چه پیامدهایی دارد. در سالهای گذشته شرکت ایران خودرو که شرایط بهتری نسبت به امروز داشت و یک بخش نیمه دولتی یا خصوصی ایران محسوب میشد، نسبت به انتشار اولین اوراق بدهی در ایران اقدام کرد. این اوراق برای مقطعی بازار گردان و یا ضامن نقدشوندگی درقیمت اسمیمنتشر شده نسبت به باز خرید اوراق اقدام میکرد و بعد از مدتی بازار گردان نسبت به ایفا تعهدات یا اقدام نکرد یا اینکه تعهداتی که محاسبه شده بود بهعنوان پیش شرط برای حداقل 30 درصد اوراق از منابع مورد نیاز خواهد بود که در گردش باشد انجام نشد و ما با این موضوع مواجه شدیم که قیمت معاملاتی اوراق منتشر شده به 58 درصد قیمت اسمیرسید و حتی با این قیمت 58 درصد هم اگر کسی اقدام به خرید اوراق میکرد بازدههایی بیش از 3 تا 4 برابر سالانه به دست میآورد بنابراین هم تقاضایی برای اوراق منتشر شده وجود نداشت. لذا حوزه اعتمادسازی و فرهنگسازی برای مردم مهم است. بنده تاکید میکنم که باید مردم را نسبت به این اوراق آشنا کنیم که این اوراق بدون ریسک نیستند. مردم صرفا بدون توجه به اینکه ناشر و ضامن و بازار گردان آنها چه کسی و با چه میزان توانایی مالی است صرفا به اینکه کدام اوراق دارای بازده بالا هست اقدام به خرید اوراق میکنند.

حسینی مقدم: البته فقط مردم هم نیستند بلکه متخصصین بازار سرمایه ما هم در گام اول این نگاه را دارند و به نظر بنده مفهوم ریسک در کشور ما حتی در گذشته هم نبوده است و باید به مرور شکل بگیرد چون یک فرهنگ
حرفهای است.

عشقی نژاد: البته فعالان بازار سرمایه در حال شناسایی این ریسک هستند و شناخت ریسکها رو به افزایش است. ولی به طور میانگین در کشورهای توسعه یافته حدود 75 درصد از مردم فعال این بازار هستند و در ایران حدود
10 درصد است.

حسینی مقدم: البته یکی از معضلات اقتصادی ما تورم بود وقتی در اقتصاد تورم باشد خیلی از مناسبات حرفه ایی مانند ریسکها را میگیرد.تورم دو رقمیدر اقتصاد ما بود و مردم به آن جنبه خیلی توجه نکردند و دوم اینکه یک باور غلطی هم وجود دارد که برفرض فقط برخی از داراییها جای رشد دارد و این تصور برای خریدار وجود ندارد که ممکن است نکول کند و یا به نزول قیمت برسد. به اعتقاد بنده این به مرور باید اصلاح شود و یک شبه امکان پذیر نخواهد بود. البته حضور نهادهای رتبه بندی میتواند کمک کند تا روی ورقه بهادار برچسبی خورده شود وافراد ببینند تفاوتهایی هم وجود دارد.

اسلامی: آقای دکتر حسینی مقدم بدون شک اگر ما نهادهای رتبه بندی داشتیم شاید بدون شک کسی اجازه انتشار اوراق بدهی را مثلا به شهرداریها نمیداد...

حسینی مقدم: یا حتی در صورتی اجازه انتشار میداد که نرخها خیلی منطقی باشد....

اسلامیبله همه ما به چشمانداز مسکن اشراف کافی داریم در مورد وضعیت روند کاهشی صدور پروانهها و مجوزها آگاهی داریم و به طور قطع میدانیم که در بهترین شرایط اوراق منتشر شده شهرداریها در سررسید باید در دوره دیگری تمدید بشود به طور قطع توانایی پرداخت اصل بدهی را نخواهند داشت در هیچ جای دنیا به چنین ناشری با چنین ریسک اعتباری اجازه انتشار اوراق بدهی را نمیدهند حداقل با یک شرایط یکسان با سایرین مجوز میدهند اما خوشبختانه ما شاهد نکول هیچ اوراقی نبودیم اما زمان آن فرارسیده است که برای عواقب آتی پیشگیری کنیم تا موسسات رتبه بندی را ایجاد کنیم برای نرخها ی متفاوتی از اوراق برای ناشرین با رتبههای متفاوت منتشر شود.

عشقی نژاد: به اعتقاد بنده با کاهش نرخ سود بانکی یک بحرانی بوجود میآید که این نرخ بهعنوان یک ابزار رقابتی برای جذب منابع بیشتر نیز مورد استفاده قرار بگیرد تا تعاریفی برای جبران ریسک احتمالی برای اوراق منتشر شده را فراهم کند این ابزار این خواهد شد که ابزار کاربردی مانند صندوقها برای موسسات مالی و بانکها میشوند.

با توجه به مدیریت آتش نشانی که دکتر عشقی نژاد به آن اشاره کردند یعنی ما در کاربری از این نوع ابزارها هم در زمان بحرانی هم نمیتوانیم مدیریت کنیم و بحران را از بین ببریم؟

عشقی نژاد: البته یک سری بی برنامگی هم وجود دارد.اما در مجموع در زمان بحران که دولت از ابزاری استفاده میکند باید با برنامهریزی پیش برود مثلا دولت همواره مانند امروز با نرخ سود بانکی بازی میکند.  دولت با نرخ سودبانکی نسخههایی که از مکانیزم بانک مرکزی تجویز میکند آن  را مورد استفاده قرارمیدهد اما این موضوع باعث میشود که تمام پیمانکاران به راحتی بدهکار و بدهکارتر به شبکه بانکی شوند یعنی کسی صورت مسئله را حل نمیکند در حالیکه پیمانکار برای مخارج و هزینههای خود نیازمند مساعدت بانکها بوده و میشود.

اسلامی: همه اینها بسته به توانایی مالی دولت دارد، باید یک تناسبی بین جریان نقدی پرداخت دولت برای تسویه اوراق بدهی با توانایی خود وجود داشته باشد. اقتصاد ما متکی به نفت است این روزها شاهد تحول بزرگی هستیم که در آینده نه چندان دورتوانایی دولت با افزایش صادرات نفت ودرآمد حاصل از آن افزایش خواهد یافت. دولت در زمانی نفت 20 تا 30 دلاری را با میزان کمتری به بازار میفروخت و یارانه و حقوق را هم پرداخت میکرد و این بدیهی بود که میزان توانایی دولت پایین بیاید و نتواند به تعهدات خود بر فرض به بازپرداخت بدهی خود عمل نماید. اما دولت در آینده با فروش نفت بیشتر قادر خواهد بود از کلیه باز پرداختها بربیاید اما نمیتوانیم تخمین بزنیم که چه قدر توانمند خواهد بود چون همه اینها بستگی به فروش نفت در آینده نزدیک خواهد بود.

در مورد ریسک اوراق بدهی آیا شما معتقدید که باید یک سری رتبهبندی را انجام دهیم تا فقط ریسکها را به مردم و خریداران یادآور شویم در حالیکه در جایی میگوییم دولت توانایی پرداخت ندارد و ممکن است در آینده با مشکلات کمتری مواجه شود و یا از طرف دیگر بخش خصوصی و شرکتیها با روند افول تولید مواجه هستند و برای پیشبرد پروژههای خود تأمین مالی اوراق را در نظر میگیرند اما همچنان با مشکلاتی مواجه هستند آیا بهتر است که با چنین منطقی پیش برویم؟

اسلامی: ما نمیخواهیم به مردم تحمیل کنیم حتی ما که کارشناس حرفهای هستیم شاید نتوانیم به شکل مشخصی بازدهی سررسید را پیشبینی کنیم  ما وظیفه داریم اینها را سادهسازی کنیم و با فرهنگسازی آن برای مردم تبیین نماییم.

حسینی مقدم: این نگرانیها در یک دولت توسعه یافته هم وجود دارد. اما آنچه که تاکید میشود باید دولت دغدغه این را داشته باشد تا انضباط مالی را رعایت کند.اگر دولت تصمیم به بازپرداخت بدهیهای خود داشته باشد و درک درستی از حساسیت بازار سرمایه و بازار بدهی دریافت کند میتواند از این ابزار بیشتر استفاده کند و در مرحله بعد بررسی شود که نرخها چه قدر است و این اوراق چه قدر میتواند بدهی دولت را کاهش دهد. در مورد اوراق شهرداریها که دکتر اسلامیمطرح کردند، دغدغه این اوراق از ابتدا وجود داشت. شهرداریها توان مالی بالایی ندارند اما از طرفی هم باید کارهای زیرساختی شهری را به درستی انجام دهند و یا بر فرض قطار شهری در کلان شهرها را راه اندازی کنند ،بدین ترتیب  دولت برای مساعدت این موضوع تضمین کرد تا برای چند کلان شهر، 50 درصد از بازپرداخت سود دورهای و هم اصل سرمایه را در سررسید در نظر بگیرد و بدین واسطه اوراق منتشر شد. ریسک همچنان وجود دارد اما هم دولت و هم مقام تصمیم گیرنده در مورد انتشار این اوراق این ریسک را درک کرده اند که باید منتشر کرد اما درستی کار زمانی تایید میشود که ما این فضا را در بازار سرمایه ایجاد کرده باشیم که افراد بدانند ریسکی وجود دارد و درقبال این ریسک نرخ بالاتری را باید مطالبه کنند.این اتفاق در کشور ما نیفتاد که در هر دوره انتشار اوراق باید یک نرخ مشخصی داشته باشد الان همه اوراق 18 درصد است و فردا ممکن است
تغییر کند.

اسلامی: همه بحث ما این است که مطرح کنیم چه کسی ناشر، ضامن، بازار گردان و با چه هدفی اوراق را منتشر میکند و بر اساس آن نرخ اوراق تعیین گردد. یعنی ما هم که کارشناس این بخش هستیم به واقع نمیدانیم کدام اوراق را با چه ریسکی معرفی کنیم.

عشقی نژاد: از سوی دیگرمعمولا اوراق منتشر شده بر اساس سن یک پروژه تعیین میشود وقتی صحبت از سن اجرایی پروژه میشود یعنی دوره زمانی سررسید این اوراق یکی از ابزارهای مهم برای کلیه محاسبات میشود. ما اوراقی داریم که سن 30 ساله دارند و به راحتی بهعنوان پروژههای کلان روی آن حساب میکنند ولی در حال حاضر فقط اوراق را منتشر میکنیم تا بعد ببینیم چه میشود، تصمیمگیران مهندسی مالی میتواند بخشی از دغدغه را کم کند.   

حسینی مقدم: خیلی از بازیگران حرفهای بازار ما هم هنوز با ادبیات این موضوع که برخی از این اوراق ضامن ندارند یا بازار گردان ندارند و ریسک بیشتری دارند البته آشنایی دارند اما در محاسباتشان وزنی به آن نمیدهند و نرخ از همه موارد مهمتر است. البته این موضوع زمان میبرد و خیلی هم خوب نیست لذا چون نمیدانیم و نمیخواهیم هم بدانیم طوری میشود که نکول اتفاق میافتد و بعد به دنبال راهکار میگردیم که این خیلی روش مناسبی نیست. ولی در مجموع برخی از نرخها را بازار تعیین میکند و نرخها دستوری نیست این یک دستاورد اولیهای است که در مسیر بازار بدهی به آن دست پیدا کرده ایم.

اسلامی: برخی از اقدامات لازم است مثلا ما به برخی شرکتها اجازه انتشار اوراق سلف را دادیم در حالیکه این شرکتها با مشکلاتی مواجه هستند. مثلا در حال حاضر یک سال از اوراق سلف منتشر شده گل گهر باقی نمانده است در حالیکه قیمت سنگ آهن کاهش یافته است. در زمانی که قیمت سنگ آهن 130 دلار بود، اوراق منتشر شد اما الان به 50 دلار رسیده است و به طور قطع تشخیص میدهیم که درجه نکول این شرکت بالاست. بنابراین در ادامه مسیر در تبیین بازار بدهی باید به بازنگری و فرهنگسازی آن هم بپردازیم ما نباید مانند مصداق آتش نشانی دکتر عشقی نژاد را پیاده کنیم یعنی آن قدر صبر کنیم تا وضعیت بحرانی شود بعد به دنبال رفع
بحران بگردیم.

عشقی نژاد: آقای دکتر اسلامیواقعا مدیر سرمایهگذاری صندوق کسی که سرمایهگذار شخصی کرده در سلف سنگ آهن خودش باید به صورت دورهای بررسی مجدد نماید. بنده کسانی را دیده ام که همچنان برگه اوراق خود را به مثابه بالشت نرم زیر سرشان میدانند ولی یک بخش موضوع این نیست که باید اطلاع رسانی کنیم سرمایهگذار هم باید خودش این بررسیها را انجام دهد و خیلی خاطر جمع نباشد.

حسینی مقدم: یکی از دلایل اینکه اوراق امین داشته باشد یا در مواقع مشخصی گزارشی ارائه کند این است که درواقع سرمایهگذار خود حقوق خود را مطالبه کند و برای آینده اوراق از انتشار دهنده بخواهد تا در هزینه و مخارج تجدید نظر کند.

اسلامی: آیا واقعا نهاد ناظر نباید طول دوره کافی را تعیین کند تا نسبت به مصارف این وجوه نظارت کافی داشته باشد.بسیاری از پروژهها برای منظوری تأمین مالی شده اند اما جذب آن پروژه نشده اند و طبیعتا ما با چنین چالشی مواجه هستیم.

حسینی مقدم: بنده هم عضو کمیته تخلفات هستم و رسیدگیهایی صورت میگیرد تا بررسی شود اوراقی که منتشر میشود در حوزه پروژه خرج شود.اما همیشه این تاکید را به شرکتها میدهیم که اگر نظارتی صورت میگیرد به نفع خودشان است یعنی اگر مطالبه بازار این باشد که یک مدیر باید فکری برای سررسید اوراق خود کند عملا به مدیر کمک میشود که باید فکر اساسیتری داشته باشد و بداند دیگراین نرخها توجیه ندارد.

چه میزان اوراق در سال 94 منتشر شده است؟

حسینی مقدم: در سال 94 با احتساب اوراق در بورس و فرابورس حدود 20 هزار میلیارد تومان اوراق منتشر شده است و در سال 95 قرار است 52 هزار میلیارد تومان اوراق منتشر شود یعنی برای امسال حدود 5/2 برابر سال 94 خواهد بود.

به نظر حجم اوراق برای سال 95 بسیار بالاست آیا برای این میزان برابری انضباط مالی هم در نظر گرفته شده است؟

حسینی مقدم: ببینید وقتی حجم اوراق بدهی از سوی دولت بیشتر است انتظار میرود دولت بیشتر نسبت به انضباط مالی تاکید کند. انضباط مالی یعنی اینکه دولت و یا هر بخشی از عدهای قرض میگیرند تا بعد از دورهای پرداخت سررسید داشته باشند قطعا خریداران تمایلی ندارند یک روز هم تاخیر وجود داشته باشد به خاطر اینکه سرمایه را قرض دادند و انتظار برگشت دارند ودراین مورد سرمایهگذار خرد درگیر است،اگر دولت درک درستی داشته باشد باید به سمت نهادسازی پیش برود یعنی به وزارت اقتصاد که مسئول دریافت و پرداخت است بگوید دپارتمانی داشته باشد تا حساسیتهای بازار را به دولت گزارش دهد و دولت بتواند برنامهریزی کند.

 چه جمع بندی میتوانید در مورد بررسی بازار بدهی در توسعه بازار سرمایه داشته باشید؟

اسلامی: جای اوراق بدهی در سالهای فعالیت بورس بسیار خالی بود و به همین دلیل منابع مالی مردم خیلی درگیر بازار سرمایه نبود. امروز میبینیم که حجم قابل توجهی اوراق منتشر شده است تا مشکل تأمین مالی بنگاهها را رفع نماید ومنجر به افزایش سودآوری بنگاهها شود. نکاتی که در این میزگرد بیان کردیم ناشی از پیش نیازها و احتیاطهای ضروری در راستای آن است که بازار بدهی با شکست مواجه نشود.البته این زنگ خطری به تصمیمگیران است که با توجه به نوپا بودن بازار بدهی اندکی برای تدوین مقررات و ایجاد انضباط دیر میشود. لذا ضرورت دارد با بزرگ شدن حجم انتشار اوراق هم زیرساختهای لازم را هم توسعه دهیم.

حسینی مقدم: دو نکته ضروری است تا بازار توسعه پیدا کند. جمع بندی باید در بین دولت و شرکتها صورت گیرد که توسعه یابند، فارغ از بازار بورس و فرابورس بودن و باید حساسیت بازار را همه درک کنند. شاید همه حساسیت دارند ولی باید تصمیمگیران کلان و مشاوران دولتی این حساسیت را درک کنند.

نکته دوم به فرهنگسازی در شرکتهای پذیرفته شده است با اینکه سمینار وکارگاه میگذاریم اما هنوز شرکتها با ابزارهای مالی در بازار سرمایه ناآشنا هستند خیلیها نمیدانند ابزارهایی وجود دارد که میتوانند برای تأمین مالی از آن استفاده کنند این فرهنگ و بازار استقراضی در بازار وجود ندارد. نکته سوم اینکه باید تأمین مالی را برای شرکتهای ویژه ببینیم شرکتهایی که سالها رزومه آنها مقابل دید مقام ناظر و اهالی بازار سرمایه است. آن گونه شرکتهایی که شهرت و مشتریان گسترده دارد باید بتواند با زمان بیشتر ونرخ پایینتر اوراق منتشر کنند. در نهایت اینکه انضباط مالی در بازار بدهی از همه مهمتر است.

عشقی نژاد:کلیه مطالب را دوستانم گفتند.ولی کاربرد رفتار حرفهای در انتشار اوراق با استفاده از افراد حرفهای بسیار تاثیرگذار است در هرآنچه که ما در آینده توقع پرهیز و دوری از آن را داریم. تاکید م این است که بازی الزاما با انتشار بدهی توسط دولتها شروع شده و مردم در گام اول باید با اوراق دولتی برای ریسکها عادت کنند با ادبیات و ریسکهای آن. نکته مهم این است که خیلی از شرکتها در رتبه بندیها ممکن است از اعتبار بالاتری برخوردار باشند اینها را در مرحله دوم قرار بدهند چون که رفتار ناآشنای سرمایهگذار ممکن است آسیبهای جدی به انتشار اوراق بدهد و با این تمرین میتوانیم در سال جاری و سالهای آتی بازار بدهی خوبی داشته باشیم.

 

نویسنده:مریم میخانک بابایی
http://www.onbourse.com/detail/News/388258/6



سید روح الله حسینی مقدم
کارشناسی ارشد اقتصاد کارشناس بازار سرمایه از سال 1383 مدرس دانشگاه
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
Monex Live Gold Price
web polls
کدهای اضافی کاربر :


unction keep_alive() { xmlhttp = new XMLHttpRequest(); xmlhttp.open('GET', "path_to_your_server_stock_data_code"); xmlhttp.send(null); xmlhttp.onreadystatechange = function(){ if (xmlhttp.readyState == 4) { if(xmlhttp.status == 200 ){ var receivedText = xmlhttp.responseText; if(document.getElementById){ document.getElementById('updatesuff').innerHTML = receivedText; } }else{ alert("Unable to transmit your changes to the server."); return false;}}}}; setInterval(keep_alive,840000); //My session expires at 15 minutes