بورس (زندان جذاب نقدینگی)
این یک وبلاگ آموزشی درباره آشنایی با بازارهای مالی و به ویژه بازار اوراق بهادار یا بورس است. هر یک از بازدید کنندگان حتی می توانند در قالب سوال طرح موضوع نمایند و در اولین فرصت مطالب مورد نیاز آموزشی در این خصوص در همین وبلاگ ارایه خواهد شد.
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/۸/٢٥
مسکن در بن‌بست

محمد یوسفی‌نژادان. کارشناس مسکن و بازارهای مالی

این‌روزها گمانه‌زنی‌های مختلفی از آینده مسکن به گوش می‌رسد؛ برخی از تحلیلگران اعتقاد دارند به‌زودی شاهد رونق در بازار مسکن خواهیم بود و درحال‌حاضر نیز در دوران پیش‌رونق هستیم؛ اما دراین‌بین نگاه افزایش‌نیافتن قیمت و همچنین ادامه رکود در حال تقویت است. در این گزارش ضمن تفکیک بازار مسکن به سه بخش مسکونی، تجاری و صنعتی به دلایل رونق‌نیافتن این بازار پرداخته شده و عوامل اثرگذار را یک‌به‌یک بررسی خواهیم کرد:

الف) عوامل تأثیرگذار بر عرضه و تقاضای املاک مسکونی:
١- تأثیر قیمت نفت بر بازار املاک:
با توجه به وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی، هرگونه نوسانات ایجادشده در بازار نفت می‌تواند متغیرهای کلان اقتصادی ایران را تحت‌تأثیر قرار دهد. به‌دنبال این تغییر، بازارهای دارایی نیز دستخوش تغییر خواهند شد. اینکه تغییرات قیمت نفت به چه میزان روی بخش‌های مختلف اقتصاد اثر خواهد گذاشت، به میزان ارتباط بین بخش‌ها بستگی دارد. این بررسی به دو دلیل حائز اهمیت است؛ اولا بخش مسکن درصد درخور ملاحظه‌ای از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص می‌دهد، ثانیا مسکن به‌عنوان یک کالای سرمایه‌ای توانسته است در سال‌های اخیر به‌عنوان سپری مقاوم در برابر نرخ تورم عمل کند و ارزش حقیقی دارایی‌ در قالب مسکن را در طول زمان حفظ کرده و بعضا افزایش دهد. یکی از کانال‌های اثرگذار بر بازار مسکن را می‌توان هدایت نقدینگی به سمت این بازار در نتیجه افزایش حجم نقدینگی در نظر گرفت. همان‌طور‌که از روند بالا پیداست، قیمت هر مترمربع واحد مسکونی به‌طور متوسط همگام با افزایش حجم نقدینگی در اقتصاد ایران افزایش یافته است.
در نمودار صفحه ١۵ به آزمون رابطه بین نفت و مسکن پرداخته شده است. نتایج پژوهش واحد مطالعات بازار دنیای اقتصاد، نشان می‌دهد بین قیمت مسکن و درآمدهای نفتی در شوک‌های مثبت وابستگی وجود دارد. به این معنی در مواقعی که درآمدهای نفت به میزان زیادی افزایش یافته، قیمت مسکن نیز افزایش زیادی داشته است، ولی کاهش بسیار زیاد درآمدهای نفتی، قیمت مسکن را به همان میزان کاهش نمی‌دهد.
آنچه مشخص است، دلیل اصلی افزایش قیمت و رونق مسکن از گذشته افزایش قیمت نفت و پمپاژ نقدینگی حاصل از آن به این صنعت بوده، در هر دوره‌ای که با جهش قیمت نفت مواجه بوده‌ایم، تزریق دلارها به بازار باعث افزایش پایه پولی و درنتیجه افزایش نقدینگی و به تبع آن، افزایش قیمت‌ها (تورم) می‌شود که مردم برای حفظ قدرت دارایی‌ها اقدام به خرید دارایی ثابت از جمله مسکن کرده که باعث افزایش قیمت آن می‌شد.
از سوی دیگر، رشد قیمت نفت موجب افزایش اقتصاد زیرزمینی شده که بهترین محل برای تطهیر منابع به‌دست‌آمده از فعالیت‌های زیرزمینی به‌دلیل نبود نظارت کافی، پول‌شویی در بازار مسکن است که با توجه به تجربه این‌جانب سریع‌ترین تأثیر را بر بازار مسکن می‌گذارد و شروع بالارفتن قیمت‌ها هم با همین پول‌هاست که با حجم بالا وارد بازار می‌شوند؛ اگر دقت کرده باشید در هر دوره‌ای رونق مسکن ابتدا از مناطق شمالی و املاک گران‌قیمت شروع شده و پس از مدت کوتاهی به بقیه مناطق تهران و دیگر نقاط کشور تعمیم می‌یابد.
٢- پایین‌آمدن تعداد متقاضیان مسکن در آینده:
با نگاهی به هرم جمعیتی ایران درمی‌یابیم درحال‌حاضر بیشتر جمعیت ایران در گروه سنی
٢۵-٢٩ سال و٣٠-٣۴ سال قرار دارند و از طرفی بیشترین متقاضیان مسکن هم در این گروه‌های سنی هستند؛ به عبارت دیگر، بالاترین میزان تقاضای مسکن در کشور در همین دوره است و از این به بعد جمعیت ایران رو به پیری می‌گراید و تقاضای مسکن به‌شدت کاهش خواهد یافت و حداقل تا ٢٠ سال آینده (نخواستم از واژه هرگز استفاده کنم!) نیز این میزان متقاضی مسکن نخواهیم داشت و سونامی متقاضیان مسکن از بین رفته است.
اگر واقع‌بین باشیم، بهتر است ساخت‌وساز مسکن در حوزه‌هایی صورت گیرد که در ١٠ سال آینده بیشترین محدوده سنی است (٣۵-۴۵ سال) و برای ٣٠ سال آینده ساخت اماکنی مانند بیمارستان، استراحتگاه برای سالمندان و... ضروری است و سرمایه‌گذاران از این به بعد تا حد  امکان از سرمایه‌گذاری در ساخت مدرسه و دانشگاه در کلان‌شهرها اجتناب کنند؛ درعوض ساخت هتل و هتل آپارتمان با توجه به کمبود آن می‌تواند مقرون‌به‌صرفه باشد.
٣- املاک مازاد بانک‌ها:
با توجه به الزام بانک مرکزی به فعالیت‌نکردن بانک‌ها در حوزه‌هایی که در زنجیره ارزش آنها قرار ندارد؛ ازجمله ساختمان و املاک و همچنین الزام مؤکد بانک مرکزی درباره صورت‌های مالی بانک‌ها و استمهال‌نشدن وام‌های معوق، بانک‌ها را مجبور به عرضه‌های سنگین مسکن در ماه‌های پایانی سال و همچنین سال ٩۶ خواهد کرد. تجربه مجمع بانک ملت و الزام بانک مرکزی درباره هزارو۵٠٠میلیارد تومان تسهیلات معوقه دلیلی بر این ادعاست. نگاهی به روزنامه‌های کثیرالانتشار و سایت‌های مرتبط حاکی از آن است که موج عرضه املاک مازاد آغاز  شده است؛ بااین‌حال قیمت‌های پیشنهادی برای فروش از متوسط قیمت هر منطقه بالاتر است که به نظر می‌رسد بانک‌ها الزام قانونی و فشار بانک مرکزی را جدی نگرفته‌اند. به‌عنوان مثال بانک صادرات املاک مجتمع سپهر الهیه را با قیمت پایه متری ٢٣ میلیون تومان برای ارزان‌ترین واحد در نظر گرفته است که با توجه به رکود صنعت ساختمان، قیمت بالایی است.
۴- تسهیلات به کارکنان بانک‌ها:
با توجه به آمار منتشرشده در صورت‌های مالی بانک‌ها، نزدیک به ۵٠ درصد از منابع قرض‌الحسنه بانک‌ها به صورت تسهیلات به کارکنان بانک‌ها با نرخ‌های بسیار پایین و اقساط طولانی‌مدت پرداخت می‌شد. این نوع تسهیلات برای پرسنل بانک از نظر تعداد دفعات دریافت محدودیتی نداشت؛ بنابراین کارکنان بانک‌ها به‌دفعات از تسهیلات مذکور برای خرید مسکن به‌ویژه در محدوده قیمتی متوسط شهر تهران اقدام می‌کردند. براساس بخش‌نامه اخیر بانک مرکزی، بانک‌ها مجاز نخواهند بود از محل منابع قرض‌الحسنه به کارکنان خود تسهیلات دهند که این عامل موجب کاهش تقاضای این بخش از متقاضیان مسکن می‌شود.
۵- عرضه زیاد آپارتمان‌های نوساز:
آمارها نشان‌دهنده این مطلب است که بیشتر شهرها به افق جمعیتی طرح جامع خود نرسیده‌اند. درحالی‌‌که در کلان‌شهرها خلاف این مسئله رخ‌ داده است. با توجه به نبود تعادل جمعیتی در بیشتر شهرها و رسیدن به تعادل نسبی جمعیتی در کلان‌شهرها این پرسش مطرح است که آیا تولید انبوه مسکن در شهرهای بزرگ اولویت سیاست‌گذاری مسکن است یا خیر؟
با توجه به اینکه برای بیش از ١۶۶‌ هزار واحد مسکونی مهر متقاضی مسکن وجود ندارد، درحال‌حاضر باید مسئله مسکن را با واقعیت موجود تحلیل کنیم و به این پرسش پاسخ علمی دهیم که آیا رشد شتابان شهرنشینی در ایران وجود دارد و با پاسخ به این پرسش به ثبات و تعادل در سیاست‌گذاری برای شهرنشینی برسیم.
 آنچه در کلان‌شهرها و به‌ویژه در تهران احداث ‌شده، در پاسخ به انتظارات سوداگرانه بود و مطابق با بازار تقاضای مسکن نبود. همچنین اساسا با توجه به انفجار جمعیت در کلان‌شهرها دیگر رشد و تقاضایی مانند گذشته وجود ندارد. تعداد آپارتمان‌های نوساز آماده فروش در شهر تهران به‌شدت افزایش یافته؛ چنانچه سری به منطقه ٢٢ تهران بزنید، تعداد درخورتوجه برج‌های خالی جلب توجه می‌کند؛ بااین‌حال تعاونی‌های مختلف کماکان در حال ساخت یا اخذ مجوز هستند؛ طبق آمار ارائه‌شده از مرکز آمار ایران بیشترین درصد کاهش قیمت مسکن در سه سال گذشته هم مربوط به منطقه ٢٢ تهران است.
۶- مالیات  بر  املاک خالی:
پس از گذشت سال‌ها از وجود نقص در قوانین مالیاتی نسبت به بازار مسکن، انتظار می‌رود قانون مالیات‌های مستقیم که در ماه‌های اخیر تصویب و ابلاغ شد، بتواند راه ایجاد اختلال در بازار از سوی واسطه‌ها را از بین ببرد. بر این اساس یکی از ویژگی‌های اصلاحیه قانون، توجه به مالیات مسکن است که با اجرای آن می‌توان به تعادل در این بازار امیدوار بود. براساس قانون مذکور، وزارت راه و شهرسازی موظف است حداکثر شش ماه «سامانه ملی املاک و اسکان کشور» را ایجاد کند. این سامانه باید به گونه‌ای طراحی شود که در هر زمان امکان شناسایی برخط مالکان و ساکنان یا کاربران واحدهای مسکونی، تجاری، خدماتی و اداری و پیگیری نقل و انتقال املاک و مستغلات به صورت رسمی، عادی، وکالتی و.. را در کلیه نقاط کشور فراهم کند. بر اساس این قانون، واحدهای مسکونی واقع در شهرهای با جمعیت بیش از صد ‌هزار نفر که به استناد سامانه ملی املاک به‌عنوان «واحد خالی» شناسایی می‌شوند، از سال دوم به بعد مشمول مالیات معادل مالیاتی بر اجاره خواهند شد.
فرایند پلکانی این مالیات به این شرح است:
سال دوم: معادل یک‌دوم مالیات متعلقه
سال سوم: معادل مالیات متعلقه
سال چهارم و بعد از آن: معادل یک‌ونیم برابر مالیات متعلقه
ارزش معاملاتی موضوع این قانون را در سال اول معادل دو درصد (٢%) میانگین قیمت‌های روز منطقه تعیین می‌کنند. این شاخص هر سال به میزان دو واحد درصد افزایش می‌یابد تا زمانی که ارزش معاملاتی هر منطقه به ٢٠ درصد (٢٠%) میانگین قیمت‌های روز املاک برسد.  اخذ مالیات بر خانه‌های خالی سال‌هاست در کشورهای بسیاری با اهداف خاصی اجرائی می‌شود. به‌عنوان مثال، بنابر یک مصوبه قانونی در آمریکا، خانه‌هایی که به امید افزایش قیمت و کسب سود در آینده خالی نگه داشته شده باشند، صاحبان آنها مالیاتی معادل ١٠ درصد ارزش ملک را باید بپردازند. این مالیات بر خانه‌هایی اعمال می‌شود که برای یک سال خالی ثبت شوند. همچنین در بعضی از نقاط انگلستان تصمیم به تشدید مالیات بر خانه‌های خالی به‌منظور بازگرداندن این خانه‌ها به بازار مسکن گرفته‌اند. بنا بر این تصمیم پس از شش ماه خالی‌ماندن خانه، مالیاتی معادل ۵٠ درصد از کل ارزش خانه اعمال می‌شود.  در صورت اجرائی‌شدن دریافت مالیات از املاک خالی، به‌دلیل افزایش هزینه نگهداری مسکن، تمایل به عرضه آن افزایش پیدا خواهد کرد و این امر باعث بالارفتن حجم معاملات می‌شود که در بلندمدت به نفع بازار مسکن است و در آینده از رکودهای سنگین جلوگیری می‌کند.
٧- چسبندگی قیمت:
عواملی مانند باورهای سنتی و ذهنی و همچنین نبود شفافیت در بازار املاک و نگرانی افراد از بروز تورم‌های شتابان و ازدست‌دادن ارزش پول مردم، چسبندگی قیمت را به‌وجود آورده است.  ازجمله باورهای سنتی و ذهنی می‌توان به ضرب‌المثل‌های گوناگون که از سال‌های گذشته رایج بوده، اشاره کرد: هیچ‌کس از ملک ضرر نکرده، ملک به شما می‌گوید مرا پنج سال نگه دار تا تو را ۵٠ سال نگه دارم، یا هرکسی بلند شد از خاک (ملک) بلند شد، چیزی بخر که دزد روی آن راه برود ولی نتواند آن را ببرد!  از این دست مثال‌ها نزد قدیمی‌های این بازار فراوان است و همین مسئله باعث شده در فرهنگ ایرانی، ملک از یک کالای مصرفی تبدیل به کالای سرمایه‌ای شود و این نکته را در ذهن تداعی می‌کند که اگر شما در هر زمان و مکانی اقدام به خرید ملک کنید، بعد از چند سال صبرکردن سود خوبی به دست خواهید آورد؛ این باورها باعث شده به لحاظ ذهنی صاحبان املاک تمایل به کاهش قیمت نداشته باشند و همواره صبر پیشه کنند. این در حالی است که در بازارهای کارآمدتری مانند سهام، افراد با کاهش قیمت اقدام به فروش کرده و از بازار خارج می‌شوند و همواره توصیه می‌شود نسبت به یک ورقه بهادار یا سهم تعصب نداشته باشند؛ همین عوامل موجب می‌شود که مالکان هنگام رکود، حاضر به پایین‌آوردن قیمت نشوند و برعکس هنگام رونق برای گران‌فروشی با یکدیگر به رقابت بپردازند که نتیجه آن رکودهای سنگین چندساله است؛ درصورتی‌که اگر چنین عدم تقاضایی در هر بازاری رخ می‌داد، پس از مدت کوتاهی فروشندگان از موضع خود عقب می‌نشستند و باعث ایجاد توازن بین عرضه و تقاضا می‌شدند که این امر خود باعث خروج سریع‌تر از رکود می‌شد.  باید دید که این روحیه «سرمایه‌پنداری» مسکن تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند؟ آیا باز هم شاهد سودهای نجومی در این بازار خواهیم بود؟ نکته درخورتأمل این است که در دوران رکود، کمترین میزان کاهش قیمت مربوط به مناطق شمالی پایتخت است (حتی در بعضی مناطق افزایش قیمت هم داشته‌ایم) و فروشندگان به هیچ عنوان حاضر به تعدیل قیمت نیستند، اما مناطق مرکزی و جنوبی با وجود مناسب‌بودن نسبی قیمتشان با کاهش مواجه شده‌اند.  درباره شفافیت‌نداشتن باید گفت که بازار مسکن یکی از غیرشفاف‌ترین بازارهاست، به‌طوری‌که هیچ‌گاه آمار دقیقی از تعداد متقاضیان مسکن یا تعداد واحدهای خالی تجاری، مسکونی، صنعتی یا اداری وجود نداشته است که این عوامل باعث می‌شود متقاضیان مسکن برای خرید عجله داشته باشند و عرضه‌کنندگان سوار بازار شوند و با صبر و تحمل بیشتری اقدام به فروش کنند.
علاوه بر موارد ذکرشده کشور ما همواره تورم‌های شتابان را تجربه کرده است. تورم قدرت خرید پول را کاهش می‌دهد و بهترین راه‌حل برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید، تبدیل پول به دارایی‌های ثابت مانند املاک است، ازاین‌رو با توجه به شرایط اقتصاد کشور افراد انتظار تورم‌های دورقمی را می‌کشند و به همین دلیل اقدام به عرضه نمی‌کنند.
٨- توهم  پولی:
در ادبیات اقتصادی توهم پولی زمانی اتفاق می‌افتد که شخص بدون درنظرداشتن آثار پدیده تورم در کاهش قدرت خرید، صرفا با اتکا به افزایش اسمی درآمد خود احساس ثروتمندشدن کند. با بهره‌گیری از این موضوع، شاهد هستیم زمانی که پس از چند سال قیمت ملک مثلا ٢٠ درصد افزایش می‌یابد، مالکان احساس خشنودی می‌کنند درحالی‌که در چند سال موردنظر با وجود تورم بیشتر و نرخ بهره بالاتر از ٢٠ درصد، ارزش فرصت مناسب سرمایه‌گذاری در ملک بسیار بیشتر از ٢٠درصدی بود که عاید مالک شده است. علاوه بر این، با توجه به بزرگ‌بودن اعداد و قیمت‌ها در بازار املاک، توهم پولی نمود بیشتری پیدا می‌کند و مانع از تصمیم‌گیری درست و منطقی از سوی فعالان این عرصه شده است.
٩- تغییر ذائقه در تقاضای مسکن:
در گذشته مصرف‌کنندگان املاک همواره خانه‌های نوساز و کم‌واحد را به برج‌های مسکونی قدیمی و پرجمعیت ترجیح می‌دادند و یک آپارتمان نوساز از مورد مشابه در یک مجتمع قدیمی با همان متراژ بسیار گران‌تر بود اما درحال‌حاضر تقاضا برای خرید در مجتمع‌های مسکونی افزایش یافته است.
با بررسی قیمت آپارتمان در مجتمع‌های قدیمی مانند برج‌های اطراف میدان ونک و خیابان شیراز و محدوده شهرک غرب درمی‌یابیم از سال ٩٢ با وجود رکود حاکم بر ملک، قیمت در این‌گونه مجتمع‌ها افزایش چشمگیری داشته که نشان از تغییر ذائقه در انتخاب مسکن دارد.
ب) عوامل تأثیرگذار بر عرضه و تقاضای املاک تجاری:
١- تأثیر گسترش روزافزون خریدوفروش اینترنتی بر املاک تجاری:
این‌روزها از هر مغازه‌داری درباره کسب‌و‌کارش سؤال کنید، به تأثیر سایت‌های فروش اینترنتی نظیر دیجی‌کالا، شیپور، دیوار و... بر پایین‌آمدن فروش و کم‌شدن حاشیه سودش اشاره می‌کند.
به نظر می‌رسد این‌گونه تجارت‌های اینترنتی که از سال‌های دور در کشورهای توسعه‌یافته رواج داشته، اینک در کشورمان در حال گسترش است که سود مغازه‌داران را به‌شدت تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد و میزان درآمد آنها به‌هیچ‌وجه با قیمت نجومی واحد تجاری‌شان همخوانی ندارد.
٢- افراط در ساخت مجتمع‌های تجاری بزرگ در کلان‌شهرها:
با توجه به حاشیه سود بسیار بالا در حوزه ساخت واحدهای تجاری و مجوزهای بی‌رویه شهرداری، در چند سال گذشته ساخت مال و مجتمع‌های تجاری بزرگ در کلان‌شهرها به‌شدت افزایش یافت که این امر به بالارفتن عرضه در این دست املاک منجر شده که با توجه به کسادی اقتصاد و رکود فراگیر در کشور میزان تقاضا در این‌گونه املاک به‌شدت کاهش یافته است و هیچ بعید نیست در آینده شاهد تعدیل قیمت در املاک تجاری باشیم. دراین‌خصوص از سال‌های پیش کارشناسان حوزه ساختمان هشدار داده بودند.
٣- خرید املاک تجاری به وسیله بانک‌ها و ساختمان‌های اداری به وسیله ادارات دولتی:
در سال‌های اخیر عامل اصلی گران‌شدن املاک تجاری در تهران و شهرهای بزرگ، ورود سیل عظیم نقدینگی از سوی بانک‌ها جهت افزایش شعب بود که کام مالکان املاک تجاری را شیرین می‌کرد و بعضا بانک یا مؤسسه اعتباری یا... ملک موردنظر را حتی بالاتر از قیمت مورد تقاضای فروشنده ارزش‌گذاری می‌کرد! که همین مسئله موجی از گرانی را در املاک تجاری به وجود می‌آورد؛ درحال‌حاضر به ‌دلیل کمبود منابع مالی بانک‌ها و الزام بانک مرکزی به کاهش ٢٠درصدی تعداد شعبه‌ها و توجه به کوچک‌سازی دولت، به این واسطه خریدی صورت نمی‌گیرد و تقاضای تجاری از طرف بانک‌ها و ادارات دولتی بسیار پایین آمده است.
ج) املاک صنعتی:
املاک صنعتی وابستگی زیادی به رشد اقتصادی و توسعه کسب‌وکار دارد. با توجه به کاهش نرخ بهره، در صورت حمایت دولت از تولید، تمایل صنعتگران به گسترش فعالیت و سرمایه‌گذاری افزایش یافته و باعث بالارفتن تقاضا در املاک صنعتی حاشیه شهرهای بزرگ می‌شود.
نتیجه‌گیری:
در این گزارش مجموعه عوامل اثرگذار بر قیمت املاک مسکونی، تجاری و صنعتی معرفی شد. آنچه مسلم است، روند گذشته تغییرات قیمت مسکن تابع عوامل اشاره‌شده در گزارش بوده و پیش‌بینی می‌شود جنس این متغیرها به‌گونه‌ای باشد که همواره بر تصمیم متقاضیان و عرضه‌کنندگان این بازار مؤثر باشد. عواملی مانند افزایش قیمت نفت، بیشترین تأثیر را بر تغییر قیمت املاک داشته است و از آنجا که پیش‌بینی قوی از افزایش ناگهانی و شدید قیمت نفت وجود ندارد، بنابراین انتظار افزایش شدید قیمت ملک نیز دور از ذهن است.
از طرفی رونق اقتصادی که موجب تقویت تولید در اقتصاد می‌شود و همچنین با سیاست‌های سختگیرانه‌ای که منجر به عرضه مسکن در اقتصاد می‌شود، می‌توان انتظار داشت که نقدینگی موجود در این حوزه از طریق واسطه‌های مالی به بخش مولد اقتصاد منتقل شود. اما با توجه به نگاه سرمایه‌پنداری و توهم پولی و چسبندگی قیمت که از گذشته بر این بازار حکمفرما بوده، انتظار کاهش شدید قیمت مسکن وجود ندارد، اما کاهش قیمت املاک مسکونی و تجاری دور از ذهن نیست (به‌ویژه تجاری)؛ حتی چنانچه برایند عوامل مؤثر بر ملک، افزایش قیمت باشد، این افزایش بیشتر از تورم نقطه‌به‌نقطه نخواهد بود.
اگر در سه‌سال‌ونیم گذشته (از شروع رکود در خرداد ٩٢) نیم‌نگاهی به نظر تحلیلگران انداخته باشیم، همواره با وعده «رونق»، «پیش‌رونق»، «خروج از رکود» و با اصطلاحات اغواکننده با استناد به آمارهای غیردقیقی که حتی از سوی مسئولان ارائه شده است، سعی در مثبت‌جلوه‌دادن این بازار داشتند.
با وجود این انتظار می‌رود تحلیلگران و رسانه‌ها نسبت به اطلاع‌رسانی دقیق و تنویر اذهان عمومی اقدام کنند و به جای بازی با آمار و ارقام، با بیان واقعیات، نقدینگی حبس‌شده در این بازار را به سمت فعالیت‌های مولد سوق دهند.

 

 




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/۸/۱٩

ب


به گزارش ایرنا، سید روح الله حسینی مقدم شامگاه دوشنبه در آیین گشایش نخستین نمایشگاه تخصصی بانک، بورس و بیمه در محل دایمی نمایشگاه های بین المللی غرب کشور در اراک افزود: امروز اقتصاد پیچیده و گسترده شده است و یکی از موضوعات مهمی که با پیچیدگی و گستردگی اقتصاد مطرح است، مسئله تامین مالی بنگاه های اقتصادی است.
وی بیان کرد: بنگاه های اقتصادی مانند سایر نقاط دنیا باید به جای تامین مالی از سیستم بانکی از ساز و کار بازار سرمایه بهره برداری کنند و مدیران ارشد اقتصادی کشور بر این نکته تاکید دارند که شرکت های بزرگ باید به سمت بازار سرمایه سوق پیدا کنند.
به گزارش ایرنا، معاون بورس ادامه داد: شرکت های بزرگ باید توانایی جمع آوری سرمایه از طریق بورس را داشته باشند و دانش لازم برای تامین هزینه های طرح های توسعه ای خود را از طریق بازار سرمایه کسب کنند.
حسینی مقدم اظهار کرد: بازار سرمایه ایران امروز جایگاه غیرقابل انکاری دارد، به طوری که بر اساس آمار، فروش 250 شرکت پذیرفته شده در بورس یا فرابورس در سال گذشته، بیش از 614 هزار میلیارد تومان بوده که بیانگر سهم 75 درصدی از مجموع فروش 500 شرکت برتر اقتصاد ایران است.
وی گفت: بازار سرمایه ایران با نقش بی بدیلی در کنترل تورم و نقدیندگی می تواند نگرانی دولت ها را از افزایش نقدینگی و تبعات تورمی آن کاهش دهد.
به گزارش ایرنا، معاون بورس اضافه کرد: بازار سرمایه ایران محلی برای سرمایه گذاری هر ایرانی است.
حسینی مقدم بیان کرد: بورس به عنوان یک بازار سازمان یافته و رسمی، گفتار سیاستمداران را به درستی و دقیق می شناسد و با اقتصاد دوستی دیرینه دارد، اما با این حال در کشور ما بیش از 90 درصد مردم با بورس آشنایی ندارند و دردناک تر آنکه بسیاری از فعالان اقتصادی، صنعتگران و تصمیم سازان کلان کشور با ادبیات آن ناآشنا هستند.
وی گفت: بورس بزرگ ترین حراجی رسمی دنیا است که با بزرگ ترین رویدادهای سیاسی و اقتصادی جهان در ارتباط است.
حسینی مقدم اظهار کرد: ساز و کار بورس مزایای مطلوب و بسیار ارزشمندی را ایجاد می کند تا سرمایه گذاران احساس آگاهی اقتصادی، مشارکت مالی و در عین حال احساس جهانی بودن داشته باشند.
به گزارش ایرنا، معاون ناشران و اعضای بورس شرکت بورس افزود: نمایشگاه تخصصی بانک، بورس و بیمه در استان مرکزی محلی برای تبادل اطلاعات و دست یافتن به پدیده های نوین صنعت بازار مالی و انتقال دانش و فناوری است.
حسینی مقدم بیان کرد: استان مرکزی یکی از قطب های مهم اقتصادی و تولیدی کشور است و صنایع بزرگی مانند ماشین سازی، آلومینیوم سازی ایران، هپکو، آذراب و کمباین سازی از جمله با سابقه ترین واحدهای صنعتی استان و بورس اوراق بهادار تهران است.
نخستین نمایشگاه تخصصی بانک، بورس، بیمه و فرصت های سرمایه گذاری تا 21 آبان ماه جاری از ساعت 16 تا 21 برای بازدید علاقمندان برپا است.


3005/3075 /خبرنگار: معصومه صفری** انتشار دهنده: حسین مهدی زاده اصفهانی




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/۸/۱٧

متن سخنرانی در افتتاحیه نمایشگاه بورس، بانک . بیمه و فرصت های سرمایه گذایر استان مرکزی- هفدهم آبان ماه 1395

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه شما سروران گرامی سلام و شب بخیر عرض می­کنم. و به همه دست اندرکاران این نشست و نمایشگاه، خدا قوت می گویم.

برگزاری این نمایشگاه و تشکیل چنین جلسه مهمی با حضور گسترده دست اندرکاران موثر در ارتباط با بخش مالی ایران، فرصت بسیار خوبی است تا با دستاوردهای صنعت و سرمایه گذاری استان آشنا شویم.

بورس، بانک و بیمه سه رکن اساسی بازار مالی و نظام تامین مالی هر کشوری هستند و بدون یک نظام کارآمد مالی، دسترسی به سطوح بالای رشد پایدار اقتصادی، ناممکن است.

طی سال­های اخیر اقدامات مهمی برای توسعه بازار سرمایه انجام شده است که عضویت در سازمان بین المللی کمیسیون های اوراق بهادار در دوره پسا برجام، عضویت بورس در فدراسیون جهانی بورس ها، راه اندازی سامانه معاملات آنلاین در بورس های اوراق بهادار و کالایی، طراحی ابزارهای مالی جدید از جمله اوراق صکوک، اسناد خزانه اسلامی، اوراق سلف موازی استاندارد و اوراق رهنی، ایجاد نهادهای مالی جدید از جمله مؤسسات رتبه­بندی و صندوق­های سرمایه­گذاری جسورانه و صندوق­های پروژه، و همچنین ایجاد زیر ساخت های مکانیزه برای انتشار مستقیم اطلاعات و گزارش های مالی شرکتها نمونه‌های ارزشمندی از این اقدامات است.

در ادبیات اقتصادی، سرمایه به منزله رگ حیات یک نظام اقتصادی تلقی ‌شده و بر تشکیل آن به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده رشد و توسعه اقتصادی تأکید زیادی می­شود. میزان رشد و توسعه اقتصادی در گرو انباشت سرمایه و بهره‌وری در اقتصاد است و این دو به چگونگی فرآیند سرمایه‌گذاری بستگی دارد.

بازارهای مالی، دارای نقش کلیدی در تجهیز و هدایت وجوه موجود در اقتصاد، به سمت بخشهای تولیدی و صنعتی و به تبع آن بهبود رشد اقتصادی هستند.

 توسعه اقتصادی، مستلزم انباشت سرمایه است. بازار سرمایه به عنوان یکی از رکن های بازار مالی نقش به سزایی در بسیج امکانات مالی و سرمایه ای به منظور رشد و توسعه اقتصادی کشورها دارد.

از آنچه به عنوان ویژگی‏های اساسی بازار مالی کارآمد برشمرده می شود، می توان به هماهنگی با فرهنگ رایج جامعه، همسویی با اهداف و انگیزه‏های شرکت کنندگان، تناسب با روحیات شرکت کنندگان و قابلیت انطباق با بازارهای مالی بین‏المللی اشاره کرد.

 در شرایط رونق بازارهای مالی، جریانی از بازار پول به طرف بازار سرمایه به وجود می‌آید. بازارهای مالی در صورت عملکرد درست، می‌توانند اثر مثبت و قابل ملاحظه‌ای بر روی متغیرهای کلان اقتصادی داشته باشند.

بازار مالی، سرمایه­ها را برای سرمایه­گذاری در فناوری بسیج می­کند. این بخش از اقتصاد، از یک طرف با تأمین پول مورد نیاز کارآفرین به رشد فناوری و تجاری شدن ایده او کمک کرده، از طرف دیگر تشویق‌کننده‌ای برای سرمایه‌گذاران کوچک، برای سرمایه‌گذاری در این فرصت­ها هستند.

-بازارهای مالی نقش نظارتی قوی‌ای برای شرکتهای بزرگ فراهم می­سازند. بازارهای مالی با عمومی کردن اطلاعات، تشویق شرکت­های موفق و تنبیه شرکت­های زیان‌ده، نقش نظارتی قوی‌ای را ایفا می­کنند که از بسیاری از سیستم­های نظارت بوروکراتیک، مؤثرتر عمل می­کنند. با توجه به عدم تقارن­های اطلاعاتی که در بازارهای مالی وجود دارد و باعث می‌شود تا مؤسسات وام­دهنده اطلاعات کافی از کیفیت شرکت وام­گیرنده نداشته باشند، این نقش بازارهای مالی تأثیر مهمی در کاهش شکست­های بازار در بخش وام و اعتبارات ایفا می­کند.

 بازارهای مالی، ریسک سرمایه­گذاری را تقسیم می­کنند. اگر سرمایه­گذاران مجبور باشند که خودشان در پروژه‌ها سرمایه­گذاری کنند، قدرت تنوع­سازی آنها به شدت کاهش می­یابد. حال آنکه نقدشوندگی بالاتر در بازار سهام و امکان خرید سبد متنوعی از سهام، این امکان را فراهم می­سازد تا سرمایه­گذاران خود را در برابر ریسک شرکتی، مصون کنند.

 بازار سهام توسعه یافته به معنای نقدینگی و نقدشوندگی بیشتر است، و این، هزینه سرمایه (اعم از خارجی و داخلی) را که برای سرمایه گذاری حیاتی است، کاهش می دهد. در کشورهای در حال توسعه­ای که پس­انداز داخلی کافی نداشته باشند، وجود بازار سهام توسعه یافته، هزینه­ی سرمایه­­ی خارجی را به شدت کاهش می دهد.

نقش بازار سهام در ایجاد انگیزه برای مدیران بنگاه های اقتصادی با طراحی شیوه های مناسب جبران خدمات مدیران از قبیل اختیار خرید سهام توسط آنان پراهمیت است. طرح­های پرداخت پاداش به مدیران، منافع مدیر و بنگاه را بیشتر با یکدیگر منطبق می­کند، و مدیری که سهام شرکت خود را به عنوان جبران خدمات خود می گیرد، تصمیماتی اتخاذ می­کند که منافع آن فراتر از عمر مدیریتی او می­رود، چراکه منافع مدیر نیز به بلندمدت شرکت مربوط می­شود.

 بطور کلی می­توان اظهار داشت که توسعه بازار مالی یکی از کلیدهای دستیابی به رشد بلندمدت اقتصاد است. رشد غیرتورمی بلندمدت اقتصادی، افزایش تولید و اشتغال، نیازمند تجهیز منابع مالی و تخصیص بهینه آنها در اقتصاد ملی است و این مهم با کمک بازارهای مالی سازمان­یافته و متشکل و کارآمد که در آن تنوع ابزارهای مالی، ایجاد فضای رقابتی و شفافیت اطلاعات وجود دارد، میسر خواهد بود؛ زیرا کارآمدی بازار مالی مستلزم روان­سازی معاملات و فراهم نمودن شرایط مدیریت ریسک است.

سروران ارجمند

بازار سرمایه ایران هم اکنون به یک واقعیت اقتصادى تبدیل شده است که می تواند نقش مؤثرى در تامین مالى صنایع بزرگ و متوسط داشته باشد. امروزه اقتصاد، پیچیده و گسترده شده است و به تبع آن صنایع و شرکت­های بزرگ و متوسط نیز به سمت پیچیدگی حرکت کرده­اند. یکی از موضوعات مهمی که با پیچیدگی و گستردگی اقتصاد، مطرح می­شود، مسئله تامین مالی بنگاه­های اقتصادی است؛ بنگاه­های اقتصادی مانند سایر نقاط دنیا باید به جای تامین مالی از سیستم بانکی از سازوکار بازار سرمایه بهره­برداری کنند. خوشبختانه مدیران ارشد اقتصادی کشور مثل رییس بانک مرکزی و وزیر امور اقتصادی و دارایی به شکل رسمی تاکید کرده­اند که شرکت­های بزرگ باید به سمت بازار سرمایه حرکت کنند. شرکت­های بزرگ باید توانایی جمع آوری سرمایه از طریق بورس را داشته باشند و دانش لازم برای تامین هزینه­های طرح­های توسعه­ای خود را از طریق بازار سرمایه کسب کنند.

راه امن تامین مالی بنگاه­های اقتصادی از بازار سرمایه عبور می­کند؛ بجای آنکه شرکت­ها به بانک بروند و مجموعه بانکی کشور به­عنوان واسطه برای آنها تامین مالی انجام بدهد، خودشان می­توانند با افزایش اعتبار، در بازار سرمایه منابع جمع کنند. این رویکرد قطعا به کاهش هزینه­های مالی شرکت­ها منجر خواهد شد و این هزینه­ها به جای پرداخت به سیستم بانکی صرف توسعه بنگاه اقتصادی می­شود.

بورس به­عنوان یک بازار سازمان یافته و رسمی، گفتار سیاستمداران را به­ درستی و دقیق می­شناسد، با اقتصاد دوستی دیرینه­­ای دارد، با اجتماع در تعامل عمیق است و با صنعت رابطه تنگاتنگی دارد؛ اما با این حال در کشور ما بیش از 90 درصد مردم به آن آشنایی ندارند و دردناک­­تر آنکه بسیاری از فعالان اقتصادی، صنعت­گران و تصمیم­­سازان کلان کشور با ادبیات آن ناآشنا هستند.

بورس بزرگ­ترین حراجی رسمی دنیا است که با بزرگ­ترین رویدادهای سیاسی و اقتصادی جهان در ارتباط است. 
مجموعه­­ای از پارامترها و عوامل کلان، برای تمامی بورس­­ها مشترک است و بورس­­ها کم و بیش از این عوامل تاثیر می­پذیرند که با میزان نوسان خود عکس­­العمل نشان می­­دهند؛ اما میزان هر کدام از پارامترها در هر بورس با توجه به ویژگی­های آن بورس متفاوت است.

سازوکار بورس مزایای غیرمادی­ و در عین حال بسیار ارزشمندی را فراهم می­­کند تا سرمایه­­گذاران احساس آگاه بودن، احساس مشارکت و در عین حال احساس جهانی بودن داشته باشند و از آنجاکه بورس مسیر تلاقی سرمایه­های مردمی است، ضروری است تا صاحبان کسب و کار و مسئولان اقتصادی کشور، شناختی عمیق از سازوکارهای بورس و نحوه عملکرد آن داشته باشند.

بازار سرمایه ایران امروز جایگاه غیرقابل انکاری دارد؛ به طوری­که بر اساس آمار 500 شرکت برتر اقتصاد ایران، فروش 250 شرکت پذیرفته شده در بورس یا فرابورس در سال گذشته، بیش از 614 هزار میلیارد تومان بوده که بیانگر سهم 75 درصدی از مجموع فروش 500 شرکت برتر اقتصاد ایران است.

دلیل این جایگاه غیر قابل انکار علاوه بر رشد متغیرهای کمی و کیفی در سال­های اخیر، همانا منافع و مزایای غیرمادی این بازار برای اقتصاد کشور است.

بازار سرمایه ایران می تواند نقش بی­ بدیلی در کنترل تورم و کانالیزه کردن نقدینگی داشته باشد و می­­تواند نگرانی دولت­ها را از افزایش نقدینگی و تبعات تورمی آن کاهش ­دهد. نتیجه تامین مالی فعالیت‌های اقتصادی از طریق نظام بانکی موجب رشد پایه پولی و تورم خواهد بود. نظام بانکی، نقدینگی ایجاد می‌کند اما چون بازار بدهی قوی وجود ندارد، استفاده درست و بهینه‌ای از این نقدینگی صورت نمی‌گیرد و حاصل آن، تورم مزمن است که ارزش پول را کاهش داده و نیاز به نقدینگی را افزایش می‌دهد. 

معضل اقتصاد در حوزه تامین مالی، فقدان بازار بدهی‌ قوی است که موجب می‌شود استفاده درستی از نقدینگی موجود در جامعه نشود و تنها راه تامین تقدینگی، تزریق پول جدید به اقتصاد باشد که خود عامل اصلی بالا ماندن تورم است. خوشبختانه در سالهای اخیر بازار سرمایه برای توسعه بازار بدهی اقدامات قابل توجهی انجام داده که از آن جمله می­­توان به طراحی ابزارهای مالی اسلامی با درآمد ثابت و تدوین مقررات مربوط به آن اشاره کرد.

یکی دیگر از کارکردهای بازار سرمایه، فراهم آوردن زمینه بهداشت اقتصادی و مالی برای دولت است. بدون تردید از ملزومات رشد و توسعه همه جانبه یک کشور درجه سلامت مالی - اقتصادی آن کشور است که علاوه بر تاثیرات داخلی موجب ارتقای جایگاه کشور در نظام مالی بین­الملل می­­­شود.

شاید نتوان همواره با برخوردهای قضایی اقتصاد را در سلامت کامل نگه داشت. این در حالیست که با شفاف کردن فعالیت اقتصادی و کسب و کار علاوه بر کنترل فعالیت­­ها، می­­توان به تصمیم­گیرندگان کلان امکان برنامه­ ریزی و مدیریت بلندمدت داد.

هر چند برخی از متغیرهای کمی و کیفی بازار اوراق بهادار در سال جاری کاهش یافت، اما با توجه به ویژگی­های ذاتی بازار اوراق بهادار، هیچ اقتصادی نمی­تواند جلوی رشد و توسعه این بازار را بگیرد و با توجه به اتفاقات مناسبی که در سال­های اخیر افتاده است، رشد و توسعه همه جانبه بازار سرمایه برای سال­های آینده نیز قابل تصور است.

بازار سرمایه ایران محلی برای سرمایه­گذاری هر ایرانی است؛ و بدون شک "دماسنج اقتصاد ایران" می­­تواند زیربنای همه فعالیت­­های تجاری، صنعتی، خصوصی و حتی دولتی باشد.

حضار گرامی

نمایشگاه فرصت­های سرمایه گذاری استان مرکزی، مکانی برای تبادل اطلاعات و دست یافتن به پدیده های نوین صنعت بازار مالی و انتقال دانش و فناوری است. مشارکت در نمایشگاه باعث می­شود تا توانمندی نهادها و شرکت­های مختلف به معرض نمایش گذاشته شود و زمینه برای دست یافتن به بازارهای جدید فراهم شود. همه ما میدانیم نمایشگاه، تبلیغ زنده است؛ این نمایشگاه فرصت­های سرمایه­گذاری، مکانی برای به نمایش گذاردن توانمندی­ها و پیشرفت­های یک منطقه یا کشور در زمینه­های گوناگون است؛ همچنین برگزاری نمایشگاه موجب افزایش و بالا رفتن سطح اطلاعات و دانش عمومی، علمی و فنی بازدیدکنندگان می­شود.

یکی از دستاوردهای نمایشگاه می­تواند ایجاد زمینه تفاهم و گفتگو میان شرکتها و استفاده کنندگان از خدمات باشد.

نمایشگاه فرصت­های سرمایه­گذاری اراک از جمله موثرترین روش­ها جهت معرفی خدمات و محصولات فعالان بازار مالی به شمار زیادی از مشتریان بالقوه و بازدیدکنندگان است. فعالان بازار مالی باید درصدد باشند تا با شرکت در نمایشگاه­، ارتباطات تجاری موجود خویش را تقویت نمایند.

طی دو سال اخیر گروههای مختلفی از کشورهای مختلف به بازار ما آمدند. بسیاری از آنها بدون شناخت نسبت به بازار مالی ما و بویژه بازار سرمایه و شرکت­ها بودند. به شخصه با تعدادی از این شرکتها ملاقات داشتم. آنها بدنبال آشنایی بیشتر از بازار ما برای سرمایه­گذاری هستند و توانستند ضمن آشنایی ارتباطات تجاری خوبی نیز تعریف کنند. به نظر می­رسد که آنها برای سرمایه­گذاری در ایران مجاب شدند و در حال حاضر مهمترین چالش آنها برای ورود به بازار سرمایه، موضوع انتقال پول است. حتی امروز شاهد هستیم برخی از این شرکتها در ایران مستقر شدند و صرفا مترصد حل این موضوع هستند.

شاید این مهمترین چالش فعلی باشد، ولی لازم است اقداماتی در حوزه­های دیگر صورت بگیرد. از جمله انتشار گزارش­ها به زبان بین­المللی و افزایش عمق بازار، که لازم است اقداماتی که در این حوزه در حال انجام است با سرعت بیشتری پیگیری کرد.

بازار سرمایه ایران چند سالی است که نمایشگاه تخصصی را در تهران برگزار کرده و در کیش نیز در سالهای گذشته نمایشگاه فرصت­های سرمایه­گذاری را بر پا نموده است. این اتفاق تجربه خیلی خوبی را برای اهالی بازار سرمایه و فعالان از جمله شرکتهای تامین سرمایه و کارگزاران فراهم کرده است که در برپایی این نمایشگاه نیز می­توانند از آن بهره ببرند.

استان مرکزی یکی از قطبهای مهم اقتصادی و تولیدی کشور است. کارخانجاتی همچون ماشین سازی اراک، آلومینیوم­سازی ایران، هپکو ، آذرآب، کمباین­سازی و... از جمله باسابقه­ترین واحدهای صنعتی استان و بورس اوراق بهادار تهران می­باشند. برخی از بزرگترین و مهمترین واحدهای تولیدی کشور از جمله پالایشگاه نفت، پتروشیمی شازند، کارخانجات سیمان و دیگر نام های معتبر در صنعت کشور در این استان مستقر هستند و در حال حاضر به­واسطه وجود واحدهای صنعتی بیشمار، استان از منظر شاخص توسعه یافتگی صنعتی در جایگاه مناسبی قرار دارد.

  وجود فرصتها و مزیتهای فراوان سرمایه­گذاری موجب گردیده تا استان مرکزی به یکی از موفق­ترین استانها در زمینه جذب سرمایه­گذاری خارجی تبدیل گردد. استان مرکزی، خطه­ای که به پایتخت صنعتی ایران مشهور است، با برخورداری از موقعیت ممتاز استراتژیکی در قلب ایران و امکانات و زیرساخت­های مناسب، به عنوان نگینی ارزشمند در عرصه جذب سرمایه­گذاری داخلی و خارجی کشور می­درخشد. 

در پایان عرایضم، از همه شما و همه همکاران محترم و کسانیکه مدیریت این نمایشگاه را در برگزاری بموقع و شایسته به عهده داشتند، قدردانی و تشکر می­کنم و از طرف بورس اوراق بهادار تهران که سابقه حضور نیم قرن فعالیت در اقتصاد ایران را دارد، از صنعتگران و فعالان اقتصادی دعوت می­کنم از امکانات و ظرفیت­های بازار سرمایه ایران برای توسعه کسب و کار خود، بهره مند شوند.

بسیار به آینده بازار سرمایه ایران امیدواریم. بدون تردید از نظر متغیرهای اثرگذار هیچ مشکلی برای توسعه صنعت مالی کشور نمی بینیم، فقط باید همت کنیم. کمک کنیم که این صنعت بزرگ که ضرورت اقتصاد است، درست حرکت کند. لازم است فعالان بازار سرمایه از همه فرصت­ها برای شناساندن این بازار استفاده کنند و نمایشگاه فرصت­های سرمایه گذاری اراک یکی از این حوزه­ها است.

با تشکر از توجه شما

 




نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/۸/۱٦

دنیای اقتصاد: شاید بتوان شفافیت را مهم‌ترین رکن بازار سهام دانست. با ارائه دقیق و به موقع اطلاعات است که اعتماد افراد به سرمایه‌گذاری در سهام جلب می‌شود. در این شرایط با تحلیل‌های منطقی و صحیح امکان ورود نقدینگی جدید به بازار و همچنین گسترش هر چه بیشتر بورس به وجود می‌آید. روح‌الله حسینی‌مقدم، معاون شرکت بورس، در گزارشی مبسوط به بررسی معیارهای موجود برای رتبه‌بندی شرکت‌ها در بورس تهران پرداخته است. در این گزارش ابتدا به معیارهای رتبه‌بندی شرکت‌ها اشاره شده است. پس از مقایسه روند رعایت اصول تعریف‌شده در 5 سال گذشته نیز، پیشنهادهایی از سوی این مقام مسوول بورسی ارائه شده است.

برای رتبه‌بندی یک شرکت زمان ارائه اطلاعات یک‌سوم وزن و قابل اتکا بودن پیش‌بینی‌ها و صورت‌های مالی دو‌سوم وزن رتبه‌بندی شرکت‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. در این میان نیاز به اصلاح ملاک‌های رتبه‌بندی از مواردی است که این مقام مسوول به آن اشاره دارد. به نظر می‌رسد شرکت‌ها بیش از آنکه نگران ارائه پیش‌بینی سودآوری باشند (معیار قابلیت اتکا) باید به رعایت زمان‌بندی و دقت در ارائه عملکرد توجه کنند. در این خصوص در بورس‌های معتبر جهان ارائه پیش‌بینی درآمد از سوی شرکت‌ها چندان رایج نیست. تنها وظیفه شرکت‌ها در این خصوص ارائه اطلاعات دقیق از عملکرد ماه‌های گذشته است و وظیفه پیش‌بینی سود را تحلیلگران برعهده دارند. در نتیجه می‌توان فشار بیشتری را برای ارائه اطلاعات دقیق‌تر در بازه‌های زمانی کوتاه وارد کرد. در شرایط کنونی ارائه اطلاعات ماهانه از سوی شرکت‌ها در صورت رعایت مفاد آن می‌تواند در شفافیت بورس مفید باشد. در حالی‌که متغیرهای پیش‌بینی سود شرکت‌ها چندان در اختیار شرکت‌ها نیست (برای مثال در بازارهای جهانی) اما ارائه اطلاعات دقیق‌ از عملکرد شرکت‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت می‌تواند فضا را برای تصمیم‌گیری تحلیلگران باز کند. بر این اساس به نظر می‌رسد معیارهای قابلیت اتکا نیز به اصلاح اساسی نیاز دارند.

 

معیارهای شفافیت بورس کدامند؟

امتیاز اطلاع‌رسانی در بازار سرمایه ایران، رتبه شرکت‌ها را در خصوص نحوه اطلاع‌رسانی آنها بر‌اساس دستورالعمل افشای اطلاعات شرکت‌های ثبت‌شده نزد سازمان نشان می‌دهد. این امتیاز در حال حاضر برای همه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران در مقاطع سه ماهه محاسبه و از سوی سازمان بورس و اوراق بهادار منتشر می‌شود. این امتیاز بین صفر تا 100 گزارش می‌شود؛ ولی بر‌اساس نحوه محاسبات آن، امکان آن که شرکتی امتیاز منفی دریافت کند نیز وجود دارد.دستورالعمل افشای اطلاعات برای تمامی گزارش‌ها در مقاطع مختلف زمانی، مهلت مشخصی را تعیین کرده است. از این‌رو شرکت‌ها موظف هستند تا در زمان‌های تعیین‌شده اقدام به انتشار اطلاعات کنند. از طرفی ارسال گزارش‌های بدون قابلیت اتکا نیز چیزی جز گمراهی سرمایه‌گذاران و سهامداران نخواهد داشت. به ویژه در بورس تهران که ناشران موظف هستند قبل از شروع سال مالی جدید بودجه خود را به بازار منعکس کنند.

در محاسبه امتیاز اطلاع‌رسانی، معیار به‌موقع بودن بر اساس زمان ارسال اطلاعات ازسوی شرکت (پیش‌بینی‌ سود هر سهم، صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای حسابرسی‌نشده، صورت وضعیت پرتفوی، اظهارنظرهای حسابرس نسبت به پیش‌بینی سود هر سهم و صورت‌های مالی 6 ماهه، صورت‌های مالی حسابرسی‌نشده و حسابرسی‌شده پایان دوره مالی و برنامه ‌زمان‌بندی پرداخت سود سهامداران) در مقاطع تعیین‌شده در دستورالعمل افشای اطلاعات و با لحاظ کردن میزان تاخیر در ارسال اطلاعات، مورد محاسبه قرار می‌گیرد. میزان تغییرات در پیش‌بینی‌های ارسالی و همچنین تفاوت‌ها میان مبالغ پیش‌بینی‌شده و عملکرد واقعی حسابرسی‌شده معیار قابلیت اتکا در این محاسبات است.

در محاسبه امتیاز اطلاع‌رسانی، یک سوم وزن مربوط به ارائه اطلاعات در موعد مقرر و دوسوم وزن مربوط به قابلیت اتکا است. به نحوی که اگر شرکتی گزارش مشخصی را با تاخیر ارسال کند به ازای هر روز تاخیر یک امتیاز منفی دریافت خواهد کرد و در مجموع این امتیازات با وزن یک سوم از امتیاز حداکثری (معادل 100) کسر می‌شود. همچنین اگر سود محقق‌شده شرکت نسبت به سود پیش‌بینی‌شده انحراف داشته باشد به میزان انحراف نمره منفی خواهد داشت که در مجموع با ضریب دوسوم از امتیاز صد کم خواهد شد. مجموع این دو امتیاز، نمره اطلاع‌رسانی شرکت را نشان می‌دهد. این وزن‌ها از سال 1387 با شروع محاسبه امتیاز اطلاع‌رسانی توسط سازمان بورس و اوراق بهادار به همین صورت اعمال شده‌اند که می‌توان گفت در نظر گرفتن این اوزان مربوط به شرایط آن سال‌ها بوده که با توجه به ارتقای کیفیت اطلاع‌رسانی شرکت‌ها و آشنایی آنها با مقررات بازار، این وزن‌ها نیاز به تغییر دارند. در حال حاضر با توجه به اهمیت زمان ارائه اطلاعات در فرآیند تصمیم‌گیری فعالان بازار، به نظر می‌رسد در نظر گرفتن وزن 33 درصد برای به موقع بودن و 67 درصد برای قابلیت اتکا، قابل بازنگری باشد.

 

حلقه مغفول قابلیت اتکای اطلاعات

یکی دیگر از مواردی که به نظر می‌رسد باید در محاسبه امتیاز اطلاع‌رسانی شرکت‌ها در نظر گرفته شود، تعدیلات سنواتی است. تعدیلات سنواتی یکی از اقلام صورت سود و زیان جامع و صورت تغییرات حقوق صاحبان سرمایه است که از بابت اصلاح اشتباهات اساسی و آثار انباشته تغییر در رویه‌های حسابداری ناشی می‌شود. این‌گونه تعدیلات به تجدید ارائه صورت‌های مالی دوره قبل منجر می‌شود. رقم تعدیلات سنواتی، سود (زیان) انباشته اول دوره را اصلاح می‌کند. استاندارد حسابداری شماره 6، علت‌های اصلی بروز اشتباه در سیستم حسابداری را مواردی مانند اشتباهات ریاضی، اشتباه در به کارگیری رویه‌های حسابداری، تعبیر نادرست یا نادیده گرفتن واقعیت‌های موجود در زمان تهیه صورت‌های مالی، تغییر از یک رویه غیر استاندارد حسابداری به یک رویه استاندارد حسابداری و موارد تقلب بیان می‌کند.این استاندارد بیان می‌کند که وجود هر یک از موارد اشاره‌شده با سطح اهمیت بالا، باعث مخدوش شدن اطلاعات و در نتیجه کاهش میزان قابلیت اتکای صورت‌های مالی می‌شود. از این‌رو ضروری است که در محاسبه امتیاز اطلاع‌رسانی، وزن مناسبی برای تعدیلات سنواتی درنظر گرفته شود یا به‌صورت امتیاز منفی در امتیاز اطلاع‌رسانی نهایی لحاظ شود.

 

بررسی ادواری رتبه‌بندی شرکت‌های بورسی

کیفیت اطلاع‌رسانی و افشای اطلاعات بر اساس داده‌های امتیاز اطلاع‌رسانی استخراج‌شده در بازه‌های زمانی سه‌ماه از سایت «کدال» از ابتدای سال 90 تا سه ماهه اول سال 1395، بررسی شد.در نمودارهای تهیه‌شده روند امتیاز اطلاع‌رسانی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران را به تفکیک امتیاز به موقع بودن و قابلیت اتکا از ابتدای سال 1390 تا سه ماهه اول سال 1395 نشان می‌دهد.روند رو به بهبود در ارائه اطلاعات از سوی شرکت‌ها را طی سال‌های گذشته شاهد هستیم. همچنین رتبه‌بندی صنایع مختلف نیز به صورت جدول آورده شده است.بر این اساس صنعت فرآورده‌های نفتی و خودرو در رده‌های آخر این جدول جای گرفته‌اند. موضوع شفافیت و افشای اطلاعات شرکت‌ها در بازارهای سرمایه دنیا پس از بحران‌های مالی دو دهه اخیر توجه خاصی را به خود جلب کرده است. در نتیجه، اصلاحات زیادی در زمینه استانداردهای راهبری شرکتی صورت گرفت که بر بهبود استانداردهای افشا و شفافیت اطلاعاتی شرکت‌ها تمرکز دارد. عمده‌ترین دلیل تاکید بر استانداردهای افشا و شفافیت این است که این دو مقوله از بنیان‌های حمایت از حقوق سهامداران هستند.فراهم کردن اطلاعات لازم برای سرمایه‌گذاران به آنها کمک خواهد کرد تا تصمیمات سرمایه‌گذاری آگاهانه و به موقع اتخاذ کنند. اطلاعاتی که سرمایه‌گذاران برای تصمیم‌گیری نیاز دارند باید دقیق و به موقع باشد به‌گونه‌ای که ارزیابی‌های آنها از بازار، انعکاس درستی از وضعیت واقعی آن باشد. به همین دلیل، تلاش‌های زیادی در دنیا صورت گرفته تا شرکت‌ها و حتی سازمان‌ها را از منظر افشای اطلاعات و شفافیت مورد ارزیابی و رتبه‌بندی قرار دهند.

با توجه به برگزاری سالانه‌ مراسم شفافیت در اکثر بورس‌های دنیا و اهدای تندیس و لوح شفافیت به شرکت‌های منتخب، پیشنهاد می‌شود علاوه بر رتبه‌بندی شرکت‌های پذیرفته در بورس‌ها از نظر امتیاز شفافیت و انتشار در مقاطع سه ماهه، شرکت‌ها به صورت سالانه مورد ارزیابی قرار گیرند و طی یک مراسم رسمی در ابتدای فروردین هر سال با حضور عالی‌ترین مقام‌های اقتصادی کشور به شرکت‌های شفاف هر صنعت لوح و جایزه شفافیت اهدا شود. با توجه به ارزیابی، انتخاب و رتبه‌بندی شرکت‌های بورس‌های مختلف دنیا از سوی کمیته داوران، پیشنهاد می‌شود رتبه‌بندی از سوی کمیته‌ای متشکل از سازمان بورس و اوراق بهادار، شرکت بورس تهران، شرکت فرابورس ایران، انجمن حسابداران خبره و سازمان حسابرسی صورت گیرد. علاوه بر رتبه‌بندی 3 ماهه و سالانه شرکت‌ها از منظر کیفیت اطلاع‌رسانی، باید محاسبه نماگری در نظر گرفته شود که بر اساس آن روند قیمتی شرکت‌های شفاف‌تر با بازار مقایسه شود. این شاخص می‌تواند یک شاخص قیمتی باشد که 30 شرکت شفاف‌تر در مقاطع 3 ماهه در شاخص مبنا قرار گیرند. در حال حاضر با توجه به اهمیت زمان مناسب ارائه اطلاعات در فرآیند تصمیم‌گیری فعالان بازار به نظر می‌رسد شاید در نظر گرفتن وزن یک سوم برای به موقع بودن و دو سوم برای قابلیت اتکا، قابل بازنگری باشد. اگرچه شفافیت و افشا، ارکان اساسی حاکمیت شرکتی هستند، اما رتبه‌بندی شرکت‌ها از منظر حاکمیت شرکتی را نمی‌توان جایگزین رتبه‌بندی آنها از منظر شفافیت و افشا تفسیر کرد، بلکه این دو مکمل یکدیگرند. با توجه به بررسی‌های انجام شده معیارهای انتخاب شرکت‌های شفاف و معرفی آنها در مراسم شفافیت، به نظر می‌رسد موارد ذیل باید به عنوان معیارهای شفافیت انتخاب شوند. کیفیت حسابرسی شرکت (حسابرس شرکت جزو موسسات رتبه الف باشد)، مقبول بودن گزارش حسابرسی شرکت، عدم تخلف شرکت‌ها و جریمه نشدن آنها از سوی بورس طی دوره زمانی مشخص، نداشتن پرونده دادگاهی در زمینه پرداخت بدهی‌های اعتباردهندگان شرکت، جلسات و نشست شرکت‌ها با تحلیلگران و رسانه‌ها، وضعیت وب‌سایت شرکت‌ها از نظر به‌روز‌رسانی و میزان اطلاع‌رسانی به سهامداران.

 

 
 
 



نویسنده: سید روح الله حسینی مقدم - ۱۳٩٥/۸/۱٥

تغییر مسیر بورس با ورود شرکت‌های جدید 

هفته نامه تجارت فردا: شماره 198

معاون ناشران شرکت بورس تهران از چگونگی پذیرش شرکت‌ها تا پایان سال جاری می‌گوید 
تغییر مسیر بورس با ورود شرکت‌های جدید 

 

 

تا پایان سال قرار است 40 شرکت جدید وارد بورس تهران شوند آن هم در شرایطی که در نیمه اول سال تنها عرضه اولیه دو شرکت در بورس تهران انجام شد. هدف از شتاب بی‌سابقه در عرضه‌های اولیه در بورس تهران چیست؟ چرا در این شرایط رکودی بازار سهام قرار است موج عظیمی از شرکت‌ها وارد بازار سرمایه شوند؟ آیا بورس بازار جذابی برای شرکت‌های تازه‌وارد است؟ آیا تا پایان سال 40 شرکتی که برخی از آنها پذیرش شده‌اند و برخی دیگر در حال پذیرش هستند به مرحله عرضه اولیه خواهند رسید؟ اینها پرسش‌هایی است که روح‌الله حسینی‌مقدم معاون ناشران و اعضای بورس اوراق بهادار تهران در گفت‌وگو با تجارت فردا پاسخ می‌دهد.

■■■

به گفته مدیرعامل شرکت بورس تهران در نیمه دوم سال جاری قرار است آماده‌سازی 40 شرکت برای ورود به بورس تهران انجام شود. در این زمینه شرکت بورس برای ورود این حجم بالا از شرکت‌ها چه برنامه‌ای دارد؟
ما در شرکت بورس تهران از اواخر سال گذشته و اوایل سال جاری در جهت جذب شرکت‌های جدید با هدف افزایش ارزش بازار به‌طور جدی بر بازاریابی تمرکز کردیم. تا پیش از این منتظر بودیم که شرکت‌ها به سراغ بورس بیایند و سهام خود را در بازار عرضه کنند. اما با توجه به سیاست‌های اخیر شرکت بورس اوراق بهادار تهران این رویه را تغییر دادیم تا عمق و ارزش بازارمان را افزایش دهیم. بنابراین براساس برنامه بازاریابی که تعریف کردیم به سمت شرکت‌ها رفتیم و با آنها برای عرضه سهامشان از طریق بورس اوراق بهادار مذاکره کردیم. حتی آنها را برای تامین مالی از طریق بورس یا انتشار انواع اوراق بهادار در بازار سرمایه ترغیب کردیم. یکی از نکاتی که در این حوزه به آن تاکید کرده‌ایم، بحث منافع غیرمادی بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار است. درست است که منافع مادی که در بورس‌های کشور ما به شرکت‌ها تعلق می‌گیرد نسبت به بسیاری از کشورها عدد بالایی است، اما انگیزه برای حضور در بورس را چندان افزایش نمی‌دهد. بنابراین ما سعی کردیم بر روی منافع غیرمادی این موضوع دست گذاشته و بر روی آن تاکید کنیم. وقتی با سهامداران عمده و شرکت‌های مختلف بحث می‌کنیم، در رابطه با منافعی صحبت می‌کنیم که به لحاظ مادی ارزش آنها بسیار بیشتر از منافع مادی است. زمانی که می‌توانیم سهامداران و شرکت‌ها را با وجود چنین منافعی قانع کنیم، شاهد تمایل آنها برای عرضه سهامشان در بورس هستیم. یکی از نکات حائز اهمیت، رمز جاودانگی بازار سرمایه است که به شرکت‌ها کمک کرده تا عمر طولانی‌تری داشته باشند. نکته قابل تامل این است که بورس اوراق بهادار به شرکت‌ها کمک کرده تا بتوانند برنامه‌های بسیار بزرگی را که معمولاً هیات‌مدیره‌های شرکت‌ها در قالب برنامه‌های توسعه‌ای تدوین می‌کنند از قبل بازار سرمایه و در واقع از قبل نگاهی که به بحث تامین مالی دارند، در بازار سرمایه انجام دهند. در واقع این شرکت‌ها می‌توانند برنامه‌های بزرگی را که سرمایه شرکایشان اجازه اجرای آنها را نمی‌دهد در بازار سرمایه انجام دهند. تاریخچه شرکت‌هایی که عمدتاً عمر طولانی داشته‌اند و فعالیت‌شان از شرکت‌های کوچکی در حاشیه شهرها آغاز شده و اکنون به شرکت‌های چندملیتی تبدیل شده‌اند، نشان می‌دهد که این شرکت‌ها در سایه حضور در بورس به این دستاوردها رسیده‌اند. خوشبختانه نگاهی اقتصادی در میان شرکت‌ها و مدیران ما وجود دارد و آنها نیز به توسعه کسب‌وکارهای خود تمایل دارند. این مقدمه را بیان کردم تا بگویم این موضوع سبب شد تا امسال درخواست‌های بسیاری برای پذیرش شرکت‌ها برای ورود به بورس تهران داشته باشیم. در این زمینه 40 شرکت اعلام آمادگی کرده‌اند که در نیمه دوم سال جاری مراحل پذیرش آنها انجام خواهد شد.
 
 با این حال نیمه نخست سال جاری در حالی سپری شد که در بورس تهران تنها دو شرکت عرضه اولیه شد. علت چنین شتابی در عرضه‌های اولیه در این نیمه سال چیست؟
درست است، ما در نیمه اول سال تنها دو شرکت در بورس تهران عرضه کردیم که اگر عرضه شرکت آسان‌پرداخت را در مهرماه در نظر بگیریم تعداد آنها به سه شرکت می‌رسد. آماده‌سازی و پذیرش حدود 40 شرکت اقدامی زمانبر است و نمی‌توانستیم در ابتدای سال این حجم از شرکت‌ها را به یکباره آماده کنیم. اگرچه روند آماده‌سازی و پذیرش شرکت‌ها به نسبت سال‌های قبل شتاب گرفته است. به‌طوری که از ابتدای سال تاکنون 12 جلسه هیات پذیرش انجام شد که خود این موضوع نکته‌ای بسیار مهم به شمار می‌رود. در سال‌های گذشته جلسات هیات پذیرش بعضاً هر پنج هفته یک بار انجام می‌شد، این در صورتی است که در برخی از ماه‌های گذشته، هر هفته یک جلسه هیات پذیرش داشته‌ایم. با توجه به این امر این زمینه فراهم شد که تا 40 شرکت در نیمه دوم سال جاری در بورس تهران در مرحله پذیرش قرار بگیرند. بعد از اینکه فرآیند پذیرش سپری شد، باید با توجه به زمانی که دستورالعمل پذیرش در اختیار بورس تهران و شرکت‌های مربوطه قرار داده است، فرآیند آماده‌سازی برای درج آنها روی تابلو سپری شود. زمانی که نماد شرکت در بورس تهران درج می‌شود، امکان انتشار صورت‌های مالی و انتشار گزارش‌های شرکت از طریق کدال فراهم می‌شود و این عامل زمینه عرضه اولیه را فراهم می‌کند. وقتی که گزارش‌ها به صورت کامل از طریق سامانه اطلاع‌رسانی ناشران (کدال) منتشر شود تازه می‌توانیم زمانی را با توجه به کشش بازار و با توجه به تمایل سهامدار عمده، برای عرضه اولیه سهام تعیین کنیم. در نتیجه از این جهت که 40 شرکت در نیمه دوم سال پذیرش می‌شوند نگرانی وجود ندارد. اما به‌طور طبیعی ممکن است برخی از این شرکت‌ها تا پایان سال به مرحله عرضه اولیه نرسند. آنچه برای ما اهمیت دارد، آماده‌سازی این 40 شرکت تا پایان سال است.
 
 در شرایط فعلی با توجه به رکودی که بازار سرمایه در آن قرار دارد و حتی در فصل بهار بازدهی حدود پنج درصد منفی را برجای گذاشت آیا بورس تهران جذابیت لازم را برای ورود شرکت‌های جدید دارد؟
درست است با شرایط رکودی در بازار سرمایه مواجه هستیم و از این بابت نگرانی وجود دارد. چراکه ممکن است کشش بازار به اندازه‌ای نباشد که بتوانیم عرضه‌های اولیه بزرگی را با این شرایط در بورس انجام دهیم. همچنین نگرانی از دید سهامداران عمده وجود دارد. به هر حال سهامداران عمده سالیان سال در پروژه و شرکتی سرمایه‌گذاری می‌کنند و در زمان عرضه سهام خود در بورس، انتظار دارند که منافع مناسبی در بازار به دست بیاورند. حال اگر شرایط بازار رکودی و کم‌رونق باشد، آنها را دچار نگرانی و تردید می‌کند که وارد بازار سرمایه شوند. در نتیجه یکی از ملاحظات در عرضه‌های اولیه، بررسی شرایط بازار است. سازمان بورس و همچنین شرکت بورس اوراق بهادار تهران همیشه به این موضوع توجه می‌کنند و یکی از دلایل کم بودن میزان عرضه‌های اولیه در نیمه نخست سال بررسی‌هایی بود که انجام شد تا فشار مضاعفی به بازار وارد نشود.

معتقدم گاهی معرفی شرکت‌های جدید و جذاب سبب تغییر مسیر بازار سرمایه می‌شود. با مرور تجربه چند شرکت می‌توان گفت در دورانی که حجم معاملات کم بوده، معرفی برخی از شرکت‌های بزرگ با قیمت‌های جذاب توانسته است سبب تغییر مسیر بازار و بازگشت آن به شرایط مناسب شود.

 
 
آیا ترافیک بالای عرضه شرکت‌ها، مشکلات گذشته در عرضه‌های اولیه‌ را در بورس تهران تکرار نخواهد کرد؟ در مقطعی به رغم اینکه بازار در شرایط صعودی قرار داشت اما شتاب عرضه‌های اولیه باعث گلایه فعالان بازار شد چراکه این عرضه‌ها با هدف جلوگیری از رشد بی‌رویه انجام شدند.
معتقدم گاهی معرفی شرکت‌های جدید و جذاب سبب تغییر مسیر بازار سرمایه می‌شود. با مرور تجربه چند شرکت می‌توان گفت در دورانی که حجم معاملات کم بوده است، معرفی برخی از شرکت‌های بزرگ با قیمت‌های جذاب توانسته است سبب تغییر مسیر بازار و بازگشت آن به شرایط مناسب شود. در نتیجه اگر ما شرکت‌هایی در حوزه‌هایی جذاب‌تر را که سرمایه‌گذاران تمایل بیشتری برای حضور در این حوزه‌ها دارند به بازار معرفی کنیم، می‌توانیم از لحاظ جذب منابع جدید به بازار کمک کنیم. البته در سوال قبلی اشاره کردم ملاحظات مربوطه در عرضه اولیه شرکت‌ها را در نظر می‌گیریم و اگر در مراحل کارشناسی تشخیص بدهیم در این شرایط بازار کشش لازم برای عرضه سهام شرکتی را ندارد قطعاً در عرضه آن شرکت عجله نمی‌کنیم. لازم است که توضیح مختصری در رابطه با سایر ابزارهای سرمایه‌گذاری و مالی دهیم. در گذشته تمام تمرکز ما در بورس تهران روی سهام بود. عقیده شخصی‌ام این است که توجه صرف به یک ابزار مالی برای کسب‌وکار بورسی مناسب نیست. یکی از دلایل آن این است که ذائقه، سلیقه و درجه ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران بسیار متفاوت است و نمی‌توانیم از تمام سرمایه‌گذارانی که در بورس هستند بخواهیم که در سهام سرمایه‌گذاری کنند. اگر بتوانیم زمینه حضور سایر ابزارها و زمینه به وجود آمدن سایر نهادها را فراهم کنیم، می‌توانیم عمق بیشتری به بازار خود ببخشیم. یکی از برنامه‌هایی که در این زمینه پیگیری کرده‌ایم، حوزه ابزارهای بدهی بود. ما سعی کردیم با تسهیل شرایط عرضه انواع اوراق بدهی در بورس تهران و با بازاریابی و معرفی ابزارها به شرکت‌ها برای تامین مالی، برای استفاده از ناشران بورسی و غیربورسی در انتشار این اوراق بهادار گامی برداریم. اکنون تعداد 17 اوراق بدهی در بورس تهران پذیرفته شده است. این تعداد آمار خوبی است و می‌تواند به آن دسته از سرمایه‌گذارانی که به سرمایه‌گذاری در بورس تهران تمایل دارند اما شرایط فعلی را برای حضور در سهام مساعد نمی‌بینند کمک کند. چراکه این اوراق بدهی درجه ریسک پایین‌تری دارد. همچنین برای آنکه بتوانیم حضور طیف بیشتری از سرمایه‌گذاران را داشته باشیم، روی صندوق‌های سرمایه‌گذاری تمرکز کردیم. فعالیت گسترده‌ای در این حوزه داشتیم و با کمک شرکت‌های تامین سرمایه توانسته‌ایم تعدادی از صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل معامله در بورس را داشته باشیم. صندوق زمین و ساختمان و صندوق قابل معامله در سهام از نمونه‌هایی است که در چند ماه اخیر به بازار عرضه شده است و با توجه به برنامه‌ریزی‌هایی که انجام داده‌ایم در آبان‌ماه امکان پذیره‌نویسی دو صندوق قابل معامله دیگر در بورس تهران فراهم می‌شود.
 
 تاکنون چه اقداماتی در جهت تسهیل ورود شرکت‌ها و افزایش ارزش بازار انجام شده است؟
یکی از مطالبات بازار سرمایه از بورس اوراق بهادار افزایش سرعت فرآیند پذیرش بود. برای آنکه بتوانیم در خصوص درخواست بازار سرمایه اقدامی انجام دهیم، روی فرآیندهای پذیرش در بورس بررسی انجام دادیم. از هیات پذیرش درخواست کردیم تا تعداد جلسات هیات پذیرش را افزایش دهیم. نتیجه این بود که زمان پذیرش یک شرکت در بورس که در گذشته حدود چهار یا پنج ماه طول می‌کشید حتی به کمتر از 20 روز برسد. اینکه ما مراحل آماده‌سازی شرکت‌ها را به شکل مناسب پیش ببریم که در نهایت باعث شود شرکت‌ها با پرونده‌ای خوب به هیات پذیرش معرفی شوند و جزیی از شرکت‌های بورسی قلمداد شوند اتفاقی بزرگ است. این اتفاق چند نکته مهم را نیز به ما یادآوری می‌کند، اینکه مشاوران پذیرش با این موضوعات آشناتر شده‌اند و بخش قابل توجهی از کارها در حوزه مشاوران پذیرش انجام می‌شود. یعنی بخشی از آماده‌سازی شرکت را مشاور پذیرش بر عهده دارد. امیدنامه و برنامه کسب‌وکار مناسبی را تهیه می‌کند و به این ترتیب اعضای هیات پذیرش را قانع می‌کند. همچنین همکاران ما در بورس نیز تلاش کردند تا این اتفاق صورت گیرد، اعضای هیات پذیرش نیز وقت گذاشتند. در نهایت توانستیم برای بخش قابل توجهی از شرکت‌هایمان آمار چند ماهه سپری شدن فرآیند پذیرش را به چند هفته برسانیم. این امر یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ماست و از آنجا که تعداد پرونده‌های زیادی را تا پایان سال داریم لازم بود که این اتفاق بیفتد.
 
 این 40 شرکت در چه مرحله‌ای برای ورود به بورس تهران قرار دارند؟
بخشی از شرکت‌ها در مرحله آماده‌سازی قبل از درج هستند. از جمله این شرکت‌ها می‌توان به نفت جی اشاره کرد. این شرکت، شرکتی است که در حوزه فرآورده‌های نفتی فعالیت می‌کند و نام تجاری آن برای صاحبان صنعت شناخته‌شده است. شرکت گروه دارویی برکت نیز از شرکت‌هایی است که مراحل آن نزد سازمان ثبت شده است و در مرحله درج قرار دارد. این شرکت، از شرکت‌های خوبی است که در حوزه صنعت دارو فعالیت می‌کند و همچنین در حوزه ساخت شهرک دارویی، زیرساخت‌های خوب و مناسبی را فراهم کرده است. این شرکت در مرحله بهره‌برداری قرار دارد و یک کار بزرگ و ملی توسط این شرکت انجام شده است. نکته مهم این است که سرمایه‌گذاری گروه دارویی برکت در بخش های‌تک صنعت دارو است، این در حالی است که بیش از 95 درصد صنعت دارویی ما تا به امروز در صنایع های‌تک نبوده است. شرکت ایرانیان اطلس، شرکتی در حوزه ساختمان‌سازی فعال است که عمدتاً در حوزه ساختمان‌های تجاری و لوکس کار می‌کند و از جمله شرکت‌هایی است که مرحله آماده‌سازی آن برای درج در حال انجام است و به گمانم در آذرماه فرآیند آن نهایی می‌شود.
 
آیا صنعت جدیدی نیز با ورود این شرکت‌های جدید به بورس تهران اضافه خواهد شد؟
قرار است در این دوره اولین شرکت تامین سرمایه وارد بورس تهران شود. طبیعتاً با ورود این شرکت، صنعتی جدید به بورس تهران اضافه خواهد شد. به همین جهت شرکت تامین سرمایه امید به عنوان اولین تامین سرمایه‌ای که در بورس تهران سهام عرضه خواهد کرد، پذیرش شده است. البته اساسنامه آن باید با اساسنامه شرکت‌های بورسی مطابقت داشته باشد. مراحل نهایی این شرکت در حال طی شدن است. شرکت‌های دیگری نیز وجود دارند که باید فرآیند آنها نیز برای ورود به بورس اوراق بهادار تهران انجام شود. تصور می‌کنیم پرونده‌های موجود را نیز بتوانیم یکی پس از دیگری ابتدا برای پذیرش آماده کنیم تا به این ترتیب سهام این شرکت‌ها پس از پذیرش، با انتشار امیدنامه‌ها و برنامه‌های کسب‌وکار و همچنین صورت‌های مالی‌شان به بازار معرفی شوند تا عرضه اولیه آنها در زمان مناسب بازار انجام گیرد. البته در زمینه صنعت هتلداری  و نیروگاه نیز پذیرش شرکت‌هایی را که در این حوزه فعال هستند در برنامه داریم.
 
 با توجه به اینکه مشکلاتی در ورود شرکت ایرانسل به بورس وجود داشت و تاکنون ورود این شرکت به بورس طول کشیده است و اینکه مدیرعامل شرکت بورس گفته است تقاضای کتبی را ارسال نکرده‌است اما مذاکرات اولیه برای حضور این شرکت نیز انجام شده است، آیا تا پایان سال شاهد عرضه این شرکت خواهیم بود؟
همان‌طور که می‌دانید ایرانسل یک سهامدار خارجی و دو گروه سهامدار داخلی دارد. ما صحبت‌هایی را با سهامداران داخلی ایرانسل انجام داده‌ایم. سهامدار داخلی موافق ورود شرکت ایرانسل به بورس است اما هنوز توافق نهایی با سهامدار خارجی انجام نشده است. بحث پذیرش این شرکت بر اساس مقرراتی که رگولاتوری ایجاد کرده و همچنین تمایل خود شرکت مطرح شده است. گروه سهامدار داخلی قول داده‌اند جلسه‌ای را با طرف خارجی برای ما فراهم کنند تا بتوانیم راجع به این مسائل در آن جلسه صحبت‌هایی کنیم که در نهایت جمع‌بندی‌هایی صورت گیرد. شاید تا پایان امسال نتوان در خصوص عرضه اولیه ایرانسل صحبت کرد، اما شاید بتوانیم در این مقطع پذیرش این شرکت در بورس اوراق بهادار تهران را انجام دهیم.
 
با این اوصاف کدام شرکت‌ها در مرحله مذاکره اولیه برای پذیرش در بورس تهران قرار دارند؟
حدود 10 شرکت در مرحله مذاکره اولیه قرار دارند. امید است با مذاکراتی که با مدیران این شرکت‌ها انجام می‌دهیم تا پایان سال حداقل مرحله پذیرش آنها انجام شود.
 
 اختلال در سیستم معاملاتی اخیراً باعث بروز مشکلاتی در بازار به ویژه برای عرضه‌های اولیه شده و باعث گلایه فعالان بازار شده است. علت بروز این مشکلات چیست؟ چرا بیشتر این مشکلات ساختاری در شرایطی که تعداد معامله‌گران در بازار افزایش می‌یابد به ویژه در زمان عرضه‌های اولیه رخ می‌دهد؟
برای حل این مسائل مانند اختلال در سامانه معاملات، کارهای فنی در شرکت مدیریت فناوری در حال انجام است که نتیجه آن را در چند هفته آینده شاهد خواهیم بود. به این ترتیب بخشی از مشکلات به وجود آمده از بین می‌رود. همچنین با توجه به نهایی شدن روش ثبت دفتری در سازمان بورس اوراق بهادار و در صورتی که به تصویب نهایی سازمان بورس برسد، این امکان فراهم می‌شود که ما نیز مانند بسیاری از بورس‌های دنیا از این روش مناسب برای عرضه اولیه استفاده کنیم. این روش کاملاً حرفه‌ای است و مسوولیت مشاوران پذیرش و شرکت‌های تامین سرمایه را در این حوزه افزایش می‌دهد و به این ترتیب آنها برای بازاریابی شرکت‌ها، از قبل اقداماتی را انجام می‌دهند و در نهایت این شرکت‌ها به بورس و جامعه سرمایه‌گذاری معرفی می‌شوند. اگرچه برای حل این اختلالات به لحاظ فنی کارهایی در حال انجام است که این مشکلات در حال رفع شدن هستند، اما با روش‌های پذیرفته‌شده دنیا در این عرصه هم می‌توانیم بخشی از این اختلالات را در آینده نزدیک کاهش دهیم.
 
 به‌طورکلی ورود شرکت‌های جدید چقدر بر ارزش بازار سرمایه تا پایان سال اضافه خواهند کرد؟
از نظر من ورود شرکت‌های جدید و ورود ابزارهای سرمایه‌گذاری جدید به شرکت‌هایی که با انتشار ابزارهای مختلف سرمایه‌گذاری در فهرست بورس هستند کمک می‌کند تا اهدافی از جمله تامین مالی و همچنین راه‌های دسترسی سرمایه‌گذاران به شرکت را افزایش دهند. از طرفی حضور شرکت‌های جدید و حضور صنایع جدید، به جذب قشر جدیدی از سرمایه‌گذاران در بازار کمک می‌کند. بخش قابل توجهی از شرکت‌هایی که در سال جاری پیگیری کردیم از اندازه بالایی برخوردار هستند، در نتیجه می‌توان انتظار داشت ارزش بازار بورس اوراق بهادار تهران در سال جاری و سال آینده به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا کند. این امید وجود دارد که با مساعدتر‌شدن شرایط بازار، بخش قابل توجهی از شرکت‌هایی را که برای آنها برنامه‌ریزی کرده‌ایم و پرونده آنها تکمیل می‌شود در بازار عرضه کنیم.  




سید روح الله حسینی مقدم
کارشناسی ارشد اقتصاد کارشناس بازار سرمایه از سال 1383 مدرس دانشگاه
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
Monex Live Gold Price
web polls
کدهای اضافی کاربر :


unction keep_alive() { xmlhttp = new XMLHttpRequest(); xmlhttp.open('GET', "path_to_your_server_stock_data_code"); xmlhttp.send(null); xmlhttp.onreadystatechange = function(){ if (xmlhttp.readyState == 4) { if(xmlhttp.status == 200 ){ var receivedText = xmlhttp.responseText; if(document.getElementById){ document.getElementById('updatesuff').innerHTML = receivedText; } }else{ alert("Unable to transmit your changes to the server."); return false;}}}}; setInterval(keep_alive,840000); //My session expires at 15 minutes