آیا مسئولان بازار سرمایه ترمز شاخص بورس را می‌کشند؟

 

همانطور که همه فعالان بازار اوراق بهادار و فعالان اقتصادی اطلاع دارند، تاریخیترینترین روز بورس و بازار سرمایه با ثبت بالاترین عدد ممکن شاخص 5مهرماه 1391 در تاریخ بازار سهام و اقتصاد کشور ثبت شد تا از این پس دوره تازه ای برای فعالیت های بورس تهران تعریف شود، هر چند از این پس، حتی با افزایش یک واحدی شاخص، باز هم رکورد جدیدی برای بازار سرمایه ثبت خواهد شد و خوشبختانه مسئولان بازار سرمایه هم سرخوش از این رویداد تاریخی در رادیو و تلویزیون حضور می یابند.

اما نباید فراموش کرد که این موضوع دارای جنبه دیگری نیز هست که بسیار جای تاسف دارد و آن هم اینکه ارزش بازار بورس اوراق بهادار تهران که حکایت از ارزش روز همه شرکت های پذیرفته شده در بورس دارد، بر حسب دلار بازار آزاد طی دو روز حدود 7 درصد از ارزش خود را از دست داده است.

اما سوال اینجاست که چرا بازار رشد شاخص را تجربه می کند؟ طی هفته های اخیر بازارهای ارز، سکه و طلا و سایر کالاها با التهاب رشد قیمت ها مواجه شدند و التهاب موجود به همراه مبهم بودن فضای سرمایه گذاری در آن بازار و همچنین حضور بازیگر بزرگی به نام بانک مرکزی که هیچگاه دستش برای بازار رو نیست و همانند یک سرمایه گذار بدون دانش اقدام به بازی می کند، فضای مناسبی برای انتفاع از نوسان ایجاد نمی کند؛ اما به رغم همه این موارد بازاری بوده که در کمتر از 9 ماه بیش از 100 درصد بازدهی داشته است و از طرفی دارندگان آن را در مقابل ریسک کاهش ارزش بین المللی بیمه کرده است.

فعالان بازار سرمایه مدت هاست که آثار مثبت واقعی شدن نرخ ارز را زمزمه می کنند و بدنبال استفاده از این رشد و نوسان بوده و با تحلیل هایی در مورد آثار رشد ارز اقدام به خرید سهام شرکت های آینده دار و ارزنده کردند که تعداد آن ها براحتی از تعداد انگشتان دست هم فراتر می رود.

رشد ارز در کنار آزادسازی کالاهایی مانند سیمان ( که بدنبال تلاش های انجمن سیمان کشور و پس از سال ها صورت گرفت) و افزایش قیمت فلزات در بورس کالا و شایعه آزادسازی قیمت خودرو، افزایش نقدینگی جامعه، رشد تورم، عطش مردم به خرید آن هم با هدف پوشش درصدی از کاهش ریال، بی اعتنایی به تحریم ها، افزایش سودآوری شرکت ها و در پیش رو بودن ارایه گزارش های 6 ماهه شرکت ها (خصوصا"شرکت های صادر کننده محصول و منتفع از رشد ارز) همگی دست به دست هم دادند تا بازار سهام هم بعد از ماه ها شاهد رونق باشد.

رونقی که هنوز نیامده زمزمه حبابی شدن بازار را با خود به همراه داشته است ( این زمزمه در شرایطی است که هنوز این کار علمی و بررسی آماری دقیقی روی آن صورت نگرفته است ). بازاری که به زعم آمار و ارقام متوسط نسبت قیمت به درآمد به کمترین میزان در دوسال اخیر رسیده و ارزش بازار نیز هنوز به سطح شهریور سال قبل نیز نرسیده است.

همچنان که اشاره شد تا به امروز سابقه نداشت که شاخص در یک روز موفق به پرش 692 واحدی (معادل 2.5 درصد) شود اما تا به امروز نیز سابقه نداشت که ارزش بازار بورس تهران معادل 6 درصد کاهش داشته باشد و ارزش بازار همه شرکت های بورسی در سطح بین المللی و بر حسب دلار بازار آزاد بیش از 6 درصد از ارزش خود را طی دو روز از دست دهد.

در این میانشنیده می شودباز هم همچون گذشته مسئولان بازار سرمایه در حال رایزنی برای "کشیدن ترمز شاخص" هستند. اقدامی که همواره با انتقادات فعالان بازار و مهمتر از همه ادبیات بازارهای رقابتی همراه بوده است. بازاری که در سال حمایت از تولید ملی و سرمایه ایرانی، وظیفه خطیری در تجهیز منابع پس اندازی مردم به سمت تولید داخلی دارد و انتظاری زیادی نیز از آن می رود. بازاری که با این ارزش بازار و حجم دادوستد بیش از 25 درصد از اقتصاد واقعی ( تاکید میکنم اقتصاد واقعی نه اقتصاد دلالی و سفته بازی) بر گرده خود احساس می کند.

در چنین شرایطی پیشنهاد می شود مسئولان بازار سرمایه به جای اقدامات شتابزده در عرضه های سنگین از سوی سهامداران عمده و دخالت های ناصحیح که دیگر بر هیچ کسی پوشیده نیست، به سازوکارهای تنظیم بازار که تجربه خود را در دنیا پس داده است، روی آورده و از آن بهره بگیرند تا سرمایه گذاران در یک فضای شفاف اقدام به تحلیل و سرمایه-گذاری کنند. لازم است این نکته را اضافه نمایم و آن اینکه امروزه بازار اوراق بهادار کشور از ساختار حرفه ای و تحلیلی صندوق های سرمایه گذاری در کشور بهره مند می شوند ( که زیر نظر سازمان بورس کشور فعالیت می کند)، سطح دانش فعالان به شدت ارتقا یافته است و به نظر می رسد حضور و دخالت مسئولان بازار در عرضه یا تقاضا مثل "دایه مهربان تر از مادر" است.

اگر امروز شاهد آن هستیم که طی یک روز شاخص 690 واحد رشد می کند باید اشکال را در شاخص جستجو کنیم نه دلایل رشد. شاخصی که به زبان علم آمار بر کسی پوشیده نیست که به خودی خود و در بلندمدت به سمت بی نهایت تمایل دارد و شاید در حال حاضر بهترین فرصت برای احیای شاخص واقعی قیمت باشد.

از طرفی رسالت بورس به عنوان فراهم کننده منابع مالی ارزان قیمت و بلندمدت امروز مقفول مانده است و سازوکار افزایش سرمایه نه تنها تسهیل نشده بلکه تفاسیر فراقانونی از مقررات و قوانین، نوعی عدم مشارکت را بروز می دهد. این شرایط فرصت بسیار خوبی برای تامین مالی است تا شرکت ها در شرایطی که کارت زردهایی را از سیستم بانکی دریافت می کنند به خواستگاه خود یعنی بازار سرمایه امیدوار شوند.

لازم به بیان این نکته نیز است، دامنه نوسان در بورس اوراق بهادار تهران بسیار پایین است و همین عامل موجب بوجود آمدن صف های طولانی خرید یا فروش در بازار شده است و همین عامل زمینه تسری نوسان قیمت یک سهم را به روز معاملاتی بعد فراهم می کند.

کافی است یک بررسی ساده بر نوسان قیمت در بورس تهران و فرابورس ایران بیندازیم. تنها اختلاف 1 درصدی دامنه نوسان در فرابورس، بازاری پر گردش تر را ایجاد کرده است. این در حالیست که مسئولان بورس با نگرانی های بی مورد بدنبال اختراع چرخ هستند و از تجربیات بورس ها و بازارهای دیگر برای دامنه نوسان بهینه استفاده نمی کنند.

به نظر می رسد تنها اقدام اثرگذار و ضروری مسئولان بورس، جدیت در پیگیری شفاف سازی در شرکت های بورسی است تا سرمایه گذاران اسیر فریب عده ای فرصت طلب نشوند؛ اقداماتی که در خصوص شرکت های سیمانی ( با تاخیر) و برخی شرکت های کوچک بورسی نظیر مواد الیاف مصنوعی، صنعتی دریایی ایران، اعتباری کیش ایران و پارس الکتریک از سوی سازمان بورس کشور می بایست انجام می شد، ولی هیچگاه صورت نگرفت.