سایر بورس ها در شرایط نوسان بازار چه اقداماتی انجام می دهند؟

بورس اوراق بهادار تهران این روزها شاهد رشد شاخص آنهم بصورت شتابان است بطوریکه در هر گمانه زنی اعدادی مانند 40 هزار واحد و ... را می شنویم. کمتر کسی از اهالی بازار سرمایه، حتی خوشبین ترین آنها که از قوه تخیل خوبی هم برخوردار بوده، نمی توانست پیش بینی کند که شاخص بورس روزانه و بطور متوسط 700 واحد رشد کند و حتی سرانجامی برای آن قابل تصور نباشد. هر چند سایر نماگرهای بورس مااند حجم و ارزش معاملات رشد قابل ملاحظه ای داشته و در بورس و فرابورس روزانه حدود سیصد میلیارد تومان داد وستد می شود که حکایت از رشد پارامترهای اساسی بورس دارد.

کارشناسان در کنار رشد سودآوری شرکتها و عملکرد مناسب  انها، سرازیر شدن نقدینگی سرگردان جامعه به سمت بورس را عامل اساسی رشد شتابان بورس اعلام می کنند.

نقدینگی ای که باعث شرایط غیر عادی و غیر اقتصادی در بازار سکه و ارز شد و موجب شد تا دولت و نهادهای ذیصلاح در آن دخالت نموده و کنترل نمایند و حتی مجبور به استفاده از ابزارهای انتظامی شوند.

سوال اساسی این است که آیا بازار سرمایه که سمبل بازارهای مدرن است نیز به وضعیت بازارهای رقیب خود دچار می شود؟ و مهمتر از آن اینکه مسئولان بازار سرمایه چه تمهیدی اندیشیده اند و چه برنامه هایی برای کنترل این بازار دارند؟

طی روزهای اخیر اقداماتی موثری مانند عرضه سهام توسط سهامداران عمده شرکتها در جهت کنترل عطش خرید سرمایه گذاران صورت گرفت اما به نظر می رسد نقدینگی سرازیر شده از حجم بسیار بالاتری از حد تصور برخوردار است.

در چنین شرایطی بورس های دنیا چه می کنند؟ شاید بگوییم در هیچ بازار و کشوری چنین اتفاقاتی نمی افتد که بتوان تجربه ای از اقدامات بورس ها را بررسی کرد اما یکی از ابزارهای اساسی بورس ها برای کنترل نوسان بازار و همچنین تنظیم آن ابزارهای حوزه ریزساختار است. طی سالهای اخیر مشاهده شده است که بورس اوراق بهادار تهران از این ابزار برای افزایش نقدشوندگی استفاده کرده است که تا حدود بسیار زیادی هم موثر بوده است. اما چرا در این برهه حساس از این سازوکار استفاده نمی کند؟ در حالیکه این ابزارها و سازوکارها با سرعت و با توجه به شرایط بازار تغییر می کند اما تغییر آن در بورس بسیار کند است.

در چنین شرایطی کاهش دامنه نوسان قیمت به 2 و یا حتی کمتر از آن به 1 درصد در شرایط کوتاه مدت توصیه می شود که بتوان از رشد شتابان قیمت ها و شاخص جلوگیری کند. حتی حذف شرایط رفع گره معاملاتی در این شرایط ضروری به نظر می رسد. زیرا اعتقاد بر این است که هدف از افزایش دامنه نوسان، تسهیل رسیدن قیمت به قیمت واقعی سهم و اوراق بهادار است در حالیکه در شرایط کنونی، نقدینگی افسار گسیخته با هدف دستیابی به قیمت واقعی به سمت بورس اوراق بهادار سرازیر نشده است؛ بلکه صرفا تمایل به خرید سهام دارد که بی شک در اولین واکنش طبیعی بازار، قصد خروج از بازار را دارد که در آنصورت بحران عظیمی برای بازار سرمایه ایجاد خواهد کرد که برگرداندن شرایط اطمینان و اعتماد مجدد به بازار نیاز به سالها زمان خواهد داشت.

 

حسن کشوری

کارشناس بازار سرمایه