مقدمه

ابعاد مختلف فعالیت بازار سرمایه و امکانات توسعة بورس بر همگان روشن است. این توسعه در خدمت رشد و آبادانی کشور است، خلق ارزش می‌کند و کمیـّت‌های مورد علاقة کشور در حوزه‌ مصرف، رفاه و تولید را بهبود می‌بخشد.

برنامه‌های توسعه و عمق‌بخشیدن به بازار سرمایة کشور که درحال حاضر محدود به بورس است، می‌تواند خلق ارزش، ثروت و درآمد کند؛ اما موضوعی که به‌همین مقدار اهمیت دارد، مسئلة توزیع این ارزش‌ها و ثروت در کشور است. سؤال این است که بورس برای بسط توزیع عادلانه‌تر منابع، ارزش‌ها، و ثروت چه‌ کاری می‌تواند انجام دهد؟ سؤال این است که آیا بورس می‌تواند به توزیع ارزش‌ها و ثروت میان خانوار‌های ایرانی اقدام کند، به‌گونه‌ای که تعدیل ثروت اتفاق بیفتد و شکاف طبقاتی کم‌تر شود و توسعة اقتصادی کشور بر ناعدالتی نیفزاید و عدالت توزیع، پایدار و متداوم شود. در ادامه به برخی از مزایای بازار برای اقتصاد کلان، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران اشاره شده ‌است.

 

1- گسترش مالکیت عمومی

   بی‌شک بورس تنها امکان برای چنین اقدام مهمی نیست و نهادها و ابزارهای بسیاری باید خود را در خدمت تحقق این هدف قرار دهند و سیاست‌های متعددی می‌باید اعمال شود. اما، بورس در این زمینه می‌تواند به‌طور جدی تأثیرگذار باشد و در نهایت به تقویت طبقة متوسط در هر کشوری کمک نماید. بورس امکان تجمیع منابع مالی طبقات ضعیف و متوسط را فراهم می‌کند و این منابع را در طرح‌های بزرگ، سرمایه‌گذاری می‌نماید. این امکان تجمیع که فواید آن نصیب خانوار‌های با درآمد پایین نیز می‌شود، از انباشت ثروت دردست عدة معدود کاسته و امکان مشارکت عمومی مردم در طرح‌های سرمایه‌گذاری را فراهم می‌آورد.

   ثروت خانوار‌ها نقش عمده‌ای در توسعة کشور دارد. دولت‌ها نسبت به الگوهای مالکیت در جامعة بی‌تفاوت نیستند، چرا که ترکیب مالکیت خانوار‌ها بر امنیت اجتماعی تأثیر جدی دارد. در اینصورت ترکیب مالکیت افراد و خانواده‌ها اهمیت پیدا می‌کند و آن ترکیبی مدنظر قرار می‌گیرد که به تمرکز بیشتر ثروت منتهی نشود.

   با تقویت ترکیب مالکیتی خانوار‌ها، بر قدرت خرید خانواده‌ها نیز افزوده خواهد شد. این قدرت خرید و ایجاد خریدار محصولات و خدمات بنگاه‌های اقتصادی، باعث رشد آتی بنگاه‌های اقتصادی نیز خواهد شد. تقویت ترکیب مالکیت خانوار‌ها به‌نوبة خود ثبات سیاسی کشور را نیز تقویت می‌کند. اگر خانوار‌ها ثروتمند باشند و توزیع ثروت به‌درستی انجام شود و موقعیت اقتصادی خانواده‌ها به‌گونه‌ای باشد که دائماً گرفتار تنگناهای مالی نباشند، ثبات سیاسی لازم برای کشور فراهم می‌شود. شرکت‌ها باید به‌گونه‌ای تأمین مالی شوند، و نظام تأمین اعتبارات و منابع مالی ‌باید به‌گونه‌ای باشد که هدف ایجاد مالکیت برای مالکان جدید دنبال شود، نه این‌که سرمایة بیشتری برای مالکان موجود تأمین مالی ‌شود. با تقسیم مالکیت‌های بزرگ از طریق فروش سهام آنها در بورس اوراق بهادار، از دید اقتصاد کلان به هدف‌های توزیع عادلانه‌تر درآمد و نیز احساس مشارکت عموم افراد جامعه در فعالیت‌های تولیدی و تجاری کمک زیادی می‌کند. بسیاری از جامعه‌شناسان توزیع مالکیت را بین عموم طبقات به لحاظ اجتماعی مفید می‌دانند؛ امری که از دوقطبی شدن جامعه جلوگیری می‌کند و ناآرامی‌های اجتماعی را تخفیف می‌دهد. علاوه بر این مالکیت از مدیریت جدا شده و کلیه سوء استفاده‌های ناشی از آن از بین خواهد رفت. در کنار مزایایی که بدان اشاره شد، سازوکار موجود در بورس اوراق بهادار منافع مهم دیگری هم برای سرمایه‌گذاران، سرمایه‌پذیران و کل اقتصاد به‌همراه دارد که در ادامه اشاره می‌گردد:

 

2- تشکیل سرمایه  (انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی)

   نقش اساسی بخش مالی اقتصاد، انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی است. خانوارها منبع اصلی پس‌انداز هستند که معمولاً فرصت سرمایه‌گذاری‌های مستقیم در فعالیت‌های مولد را ندارند، اما پس‌اندازهای آن‌ها می‌تواند به طرف سرمایه‌گذاری‌های مولد سوق داده شود. از سوی دیگر، واحدهای اقتصادی فعالی وجود دارند که امکانات سرمایه‌گذاری دارند اما وجوه لازم برای انجام سرمایه‌گذاری‌ واقعی در اختیار ندارند.

   نقش بازارهای مالی این است که این دو گروه مزبور را به یکدیگر نزدیک کند و راهکاری فراهم نمایند ‌که وجوه از واحدهای دارای مازاد پس‌انداز به واحدهای مواجه با کمبود منابع یا کسری پس‌انداز انتقال یابد. بدیهی است که تأثیر این نقل‌و‌انتقال وجوه فراهم آوردن امکانات سرمایه‌گذاری مولد است. بنابراین ملاحظه می‌شود که در صورت عدم وجود یا ضعف بازارهای مالی، امکان تحقق سرمایه‌گذاری‌های مولد در سطح وسیع وجود نخواهد داشت.

   در واقع زمانی‌که بازارهای مالی فعال و کارآمد وجود داشته باشند، هم قرض‌دهندگان و هم قرض‌گیرندگان وجوه، از موقعیت بهتری در بازار برخوردار خواهند بود. وضع پس‌اندازکنندگان بهبود خواهد یافت چون می‌توانند به صورت غیرمستقیم در یک یا چند فعالیت مولد سرمایه‌گذاری کنند و عایدی کسب نمایند. از طرفی توزیع درآمد بین عده بیشتری از مردم  صورت می‌گیرد و همچنین مشارکت افراد در اداره امور واحدهای تولیدی، بین اهداف دولت و مردم منافع بیشتری ایجاد نموده و موجبات استحکام هر چه بیشتر ارکان اقتصادی اجتماعی را فراهم خواهد نمود. بنگاه‌ها نیز وضعیت مناسبی به دست می‌آورند و با انجام سرمایه‌گذاری، فعالیت‌های خود را توسعه می‌دهند.

 

3- شفافیت

3-1 تعیین قیمت وجوه و سرمایه

   بنگاه‌های اقتصادی باید در مورد مخارجی که بازدة آن‌ها در آیندة نزدیک و مخارجی که بازدة آن‌ها در سال‌های آتی دور به دست می‌آید، قضاوت و تصمیم‌گیری کنند. آن‌ها همچنین باید در مورد تعهداتی که در حال حاضر نیاز به وجوه و منابع دارند یا تعهداتی که وجوه آن در آینده مورد نیاز است، تصمیم‌گیری کنند. برنامه‌ریزی مالی در هر بنگاهی نیز نه تنها وابسته به وجوهی است که انتظار می‌رود در حال حاضر دریافت کنند، بلکه متکی به وجوهی است که انتظار می‌رود در آینده به‌دست آورند و نیز پیش‌بینی میزان وام‌گیری و پوشش دادن کسری‌هاست. همة این تصمیم‌گیری‌ها و انتظارات نیز مستلزم کسب اطلاعات در مورد قیمت وجوه و هزینة دسترسی به سرمایة مورد نیاز است. قیمت وجوه و سرمایه نیز در بازارهای مالی تعیین می‌شود. بنابراین بازارهای مالی با تعیین قیمت سرمایه و وجوه، بنگاه‌ها را در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های مالی کمک می‌کنند. به‌طوری که قیمت بازاری سرمایه توسط بنگاه می‌تواند با بازده انتظاری ناشی از آن مورد مقایسه قرار گیرد و بدین‌ترتیب بنگاه‌ها سرمایة خود را به سرمایه‌گذاری‌هایی که بازدة آن‌ها بالاتر یا مساوی هزینة سرمایة آن‌هاست اختصاص دهند. همچنین با استفاده از هزینة سرمایه که در بازار مالی تعیین می‌شود، امکان مقایسه و ترجیح سرمایه‌گذاری‌های کوتاه مدت و بلند مدت فراهم می‌شود. اما فرآیند کشف قیمت در بازارهای مالی زمانی به درستی و به شکل عادلانه انجام می‌گیرد که شرایط رقابتی بر بازار حاکم باشد. در این شرایط عرضه و تقاضای وجوه و سرمایه، قیمت را تعیین می‌کند و قیمت تعیین شده توسط بازار بهترین راهنما برای عرضه‌کنندگان وجوه یعنی پس‌اندازکنندگان و سرمایه‌گذاران و تقاضاکنندگان وجوه یا سپرده‌پذیران خواهد بود. بدین‌وسیله تصمیم‌گیری برای هر دو گروه آسان خواهد شد و منابع سرمایه‌ای به بهترین نحو تخصیص خواهد یافت.

 

3-2  انتشار و تحلیل اطلاعات

   افراد سپرده‌گذار، زمان، ظرفیت و ابزار لازم برای جمع‌آوری و پردازش اطلاعات مربوط به بنگاه‌ها، مدیران و شرایط اقتصادی را ندارند و لذا به سراغ فعالیت‌هایی می‌روند که در آن، اطلاعات قابل اعتمادی وجود داشته باشد. در نتیجه، هزینة بالای اطلاعات مانعی برای جریان سرمایه به بهترین صورت در بازارهای مالی می‌شود.

  بازارهای مالی، اطلاعات را گردآوری می‌نمایند و از طریق قیمت‌های منتشر شده منعکس می‌نمایند. حتی افرادی که فرآیند پرهزینه ارزیابی بنگاه‌ها و مدیران و شرایط بازار سهام را طی نکرده‌اند، می‌توانند قیمت‌های سهام را که منعکس کنندة اطلاعاتی است که دیگران به دست آورده‌اند، مشاهده کنند. انتشار و تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط بازارهای مالی باعث می‌شود تا جامعه منابع ناچیزی را به منظور به دست آوردن اطلاعات هزینه کند. اقتصادی شدن کسب اطلاعات دربارة فرصت‌های سرمایه‌گذاری، می‌تواند به تخصیص بهتر منابع منجر گردد. بورس هم در این راستا با وضع دستورالعمل و ضوابط از شرکت‌های پذیرفته شده درخواست اطلاعات عملکرد می‌نماید تا سرمایه‌گذاران حاضر در این حوزه بتوانند با کمترین هزینه و به بهترین شکل در فرایند قیمت‌گذاری اوراق‌بهادار سرمایه‌گذاری نمایند.

   از طرفی تمامی شرکت‌ها در بدو ورود به بورس، توسط کارشناسان مورد بررسی‌های عمیق قرار می‌گیرند و در چندین نوبت، بازدیدهایی از عملیات تولیدی و خدماتی شرکت و سیستم مالی آن به عمل می‌آید. برای پذیرش سهام شرکت‌ها مواردی از قبیل سابقه، سرمایه، تعداد سهامداران، وضعیت مالکیت، سودآوری، نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی‌ها و اساسنامه شرکت مدنظر قرار می‌گیرد که همه این موارد موجب افزایش شفافیت فعالیت در شرکت‌های پذیرفته شده برای سرمایه‌گذاران می‌شود و ارتقاء اعتماد عمومی را برای شرکت بدنبال خواهد داشت.

 

4-  افزایش اعتبار ملی و بین المللی

   پذیرش شرکت‌ها در بورس به اعتبار آن‌ها در عرصه ملی و بین المللی می‌افزاید. یک شرکت پذیرفته شده، محیطی باز و شفاف در معرض دید تمام ذی‌نفعان خواهد بود که منجر به بهبود درک از شرکت و افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران ملی و بین‌المللی می‌شود. با توجه به برآورده نمودن الزامات بورس‌ها، شرکت پذیرفته شده توانایی‌ و ظرفیت‌های مورد نیاز را برای همکاری با سایر بورس‌ها نیز خواهد داشت. چنین همکاری‌هایی به ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری میان کشورها می‌انجامد.

 

 

 

 

5- توزیع خطر و مدیریت ریسک

   بازارهای سرمایه علاوه بر تخصیص سرمایة پولی، خطرات اقتصادی را نیز توزیع می‌کنند. در واقع ریسک اشتغال به فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری، از طریق ایجاد و توزیع اوراق بهادار از هم تفکیک و توزیع می‌شود. به عبارت دیگر بازارهای اوراق بهادار در ابعاد وسیع ریسک افرادی را که در فعالیت‌های اقتصادی بزرگ و پرمخاطره اشتغال دارند به پس‌اندازکنندگان که حاضر به پذیرش ریسک یک بازدة غیرمطمئن هستند، منتقل و بین آن‌ها توزیع می‌کنند.

   از طرفی بازارهای اوراق بهادار علاوه بر تفکیک ریسک اشتغال و سرمایه‌گذاری، افراد را قادر به ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری می‌نمایند. ایجاد تنوع در سبد دارایی منجر به کاهش ریسک می‌شود. کل ریسک به این علت کاهش می‌یابد که زیان در بعضی از سرمایه‌گذاری‌ها توسط منافع ناشی از سایر سرمایه‌گذاری‌ها جبران می‌شود. بازارهای مالی همچنین ریسک عدم نقدشوندگی را کاهش می‌دهند. بازارهای مالی از طریق انتشار و تحلیل اطلاعات و تسهیل دادوستدها به کاهش ریسک عدم نقدشوندگی کمک می‌کنند.

  

نتیجه‌گیری

با توجه به مزایای اشاره شده، دولت‌ها تمایل به استفاده از سازوکار بورس دارند و با ارایه مشوق‌های مختلفی نظیر بخشودگی مالیاتی، بهره‌مندی از سطح تسهیلات بالاتر از شبکه بانکی و ... سعی در نیل شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران به سمت این بازار دارند.