محاسبه NAV در مورد شرکت‌های سرمایه‌گذاری مناسب‌ترین روش جهت ارزش گذاری سهام است، اما توضیح نحوه محاسبه آن، مستلزم آشنایی و درک مبانی علم حسابداری است که در ادامه سعی شده به زبان ساده توضیحاتی در این خصوص ارائه شود.


NAV مطابق تعریف عبارت از خالص ارزش دارایی‌های یک شرکت و به عبارت دیگر، ارزش کل دارایی‌های شرکت پس از کسر بدهی‌ها می‌باشد. از نظر حسابداری، کشف NAV آسان است، زیرا حقوق صاحبان سهام بر حسب خالص دارایی‌های شرکت اندازه‌گیری می‌شود. شما احتمالا در فرم ارائه ترازنامه (فرم یک) نیز این مساله را مشاهده کرده‌اید.


فرم یک به خوبی معادله حسابداری را نشان می‌دهد: مجموع دارایی‌های یک شرکت برابر است با جمع بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام. به عبارت دیگر، از نظر حسابداری (که گزارش‌های شرکت‌ها نیز بر مبنای استانداردهای آن در بورس منتشر می‌شود)، حقوق صاحبان سهام معادل خالص دارایی‌های شرکت است که از تفاوت دارایی‌ها و بدهی‌ها به دست می‌آید. بنابراین از لحاظ حسابداری، NAV یک شرکت در زمان ارائه صورت‌های مالی معادل با رقم حقوق صاحبان سهام شرکت خواهد بود.


اما دربرآورد تحلیلی، این رقم نمی‌تواند انعکاس دقیقی از خالص ارزش دارایی‌های شرکت ارائه دهد که علت آن نیز به برخی محدودیت‌های ترازنامه باز می‌گردد. واقعیت این است که در ترازنامه، ارزش بسیاری از دارایی‌ها به بهای تمام شده تاریخی گزارش می‌شوند که در برخی سرفصل‌ها نظیر سرمایه‌گذاری‌ها و دارایی‌های ثابت، بین ارزش روز آنها و مبلغ دفتری تفاوت وجود دارد. در بعضی موارد، این تفاوت بین بهای تمام شده تاریخی و ارزش‌های جاری زیاد بوده و باعث لطمه به سودمندی اطلاعات مربوط به دارایی‌ها در ترازنامه می‌شود. این در حالی است که در ستون مقابل (سمت چپ)، کلیه بدهی‌ها به ارزش روز منعکس می‌شود. البته منشاء این نحوه ارائه اطلاعات در ترازنامه به اصول حسابداری مربوط می‌شود که بحث در خصوص آنها در این مختصر نمی‌گنجد، اما مقصود این است که اثر عوامل فوق موجب می‌شود تا نحوه محاسبه خالص ارزش دارایی‌ها برای تحلیل گران دستخوش تغییراتی شود و رقم حاصل، معادل با رقم حقوق صاحبان سهام نباشد. بدین ترتیب به منظور محاسبه دقیق خالص ارزش دارایی‌ها در شرکت‌های سرمایه‌گذاری لازم است که ارزش روز سرمایه‌گذاری‌های انجام شده توسط این شرکت‌ها کشف شود. سرفصل سرمایه‌گذاری‌ها در ترازنامه از دو بخش کوتاه مدت و بلند مدت تشکیل می‌شود. اغلب شرکت‌های سرمایه‌گذاری در بورس تهران، سرمایه‌گذاری‌های سریع‌المعامله (کوتاه‌مدت) خود را به روش «اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش» در صورت‌های مالی منعکس می‌کنند. مفهوم استفاده از این روش این است که سرمایه‌گذاری در ترازنامه به ارزش بهای تمام شده یا ارزش بازار (هر کدام کمتر است) ثبت خواهد شد. همچنین سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت نیز مطابق استاندارد‌های حسابداری، به بهای تمام شده پس از اخذ هر گونه ذخیره کاهش ارزش منعکس می‌شوند. بنابراین به منظور کشف NAV سهام شرکت‌های سرمایه‌گذاری لازم است ابتدا سرمایه‌گذاری‌های شرکت را ارزش گذاری کنیم و سپس این رقم را با بهای تمام شده مندرج در ترازنامه مقایسه نماییم و در صورتی که ارزش بازار بیشتر از بهای تمام شده باشد، ‌این «مازاد ارزش نسبت به بهای تمام شده » باید در محاسبه خالص ارزش دارایی‌ها در نظر گرفته شود. زیرا در حقیقت این مازاد ارزش، به هنگام ارائه اطلاعات در بخش دارایی‌ها در ترازنامه پنهان مانده است. بنابراین فرمول محاسبه خالص ارزش دارایی‌های یک شرکت به صورت زیر به دست می‌آید:
حقوق صاحبان سهام + مازاد ارزش سرمایه‌گذاری‌ها نسبت به بهای تمام شده = خالص ارزش دارایی‌ها (NAV)
بدیهی است انجام محاسبه فوق در زمانی که کلیه سرمایه‌گذاری‌ها در سهام بورسی صورت گرفته باشد آسان است، اما پیچیدگی، زمانی آشکار می‌شود که شرکت سرمایه‌گذاری فعالیت‌هایی خارج از بورس داشته باشد که در این حالت معمولا اختلاف زیادی بین تحلیلگران در خصوص محاسبه NAV بروز می‌کند که علت آن نیز به فقدان بازار منصفانه برای ارزش‌گذاری سرمایه‌گذاری‌ها باز می‌گردد.با درک مفهوم آنچه در بالا عنوان شد، پاسخ به پرسش خواننده محترم روشن می‌شود؛ اما به منظور توضیح بیشتر مثال ساده‌ای ارائه می‌کنیم:


شرکت سرمایه گذاری «الف» را در نظر بگیرید که در سال 13X1 اقدام به پذیره نویسی کرده و در نهایت سرمایه ثبت شده ای معادل هزار واحد داشته است. برای سهولت فرض می‌کنیم کل موجودی در حساب بانک قرض‌الحسنه نگهداری شود. همچنین در این مثال فقط بر مساله سرمایه گذاری‌های شرکت تمرکز شده و آثار سایر درآمدها و هزینه‌ها و اندوخته‌ها و 000 در ارائه صورت‌های مالی در نظر گرفته نشده است. در پایان سال13X1دنمونه ترازنامه شرکت به شکل جدول 2 خواهد بود.

 


همان‌طور که از جدول 2 پیداست در پایان سال نخست، شرکت هیچگونه فعالیتی نداشته و طبیعتا تغییراتی در اجزای معادله حسابداری به وقوع نپیوسته است. در این حالت  NAV، معادل رقم حسابداری آن یعنی حقوق صاحبان سهام (1000 واحد) خواهد بود.


    حال فرض کنید در سال  2×13 شرکت اقدام به سرمایه‌گذاری کوتاه مدت 800 واحدی در سهام شرکت «ب» در بورس می‌کند. با فرض آنکه سرمایه‌گذاری انجام شده توسط شرکت «الف» مشمول دریافت سود نقدی در این سال نشود و قیمت سهام خریداری شده در پایان سال دقیقا معادل رقم بهای تمام شده باشد، ترازنامه شرکت سرمایه گذاری «الف» در پایان سال   2×13به شکل جدول 3 خواهد بود:

به طوری که ملاحظه می‌کنید بر اثر این معامله، بخشی از یک نوع دارایی یعنی موجودی نقد به دارایی دیگر یعنی سرمایه گذاری در سهام شرکت «ب»، تبدیل شده است. در این نمونه، ارزش بازار سرمایه‌گذاری‌ها در زمان ارائه ترازنامه معادل بهای تمام شده می‌باشد بنابراین هیچ‌گونه مازاد ارزش نسبت به بهای تمام شده در سرمایه‌گذاری‌ها ایجاد نشده و  NAV کماکان معادل رقم حقوق صاحبان سهام در پایان این دوره مالی خواهد بود.


حال فرض کنید در سال 3×13 سهام شرکت «ب» باز هم تقسیم سود نقدی نداشته باشد، اما از سوی دیگر قیمت سهام آن در بورس به نحوی افزایش یابد که در پایان سال، ارزش بازار سرمایه‌گذاری انجام شده توسط شرکت «الف» در سهام «ب» به 900 واحد برسد.   


ترازنامه شرکت سرمایه گذاری «الف» در پایان سال  3×13 به شکل جدول 4 خواهد بود:

همان‌طور که مشاهده می‌کنید تغییراتی در ارائه ترازنامه نسبت به سال گذشته ایجاد نشده است، اما از منظر تحلیلی، ارزش بازار سرمایه‌گذاری‌ها با 100 واحد افزایش نسبت به بهای تمام شده مواجه شده که این پتانسیل بالقوه در ترازنامه منعکس نمی‌شود. بنابراین خالص ارزش دارایی‌های شرکت معادل 1100 واحد خواهد بود که این رقم از حاصل جمع حقوق صاحبان سهام(1000 واحد) و مازاد ارزش بازار سرمایه‌گذاری‌ها نسبت به بهای تمام شده (100 واحد) تشکیل شده است.

بنا براین می‌توان گفت در صورتی که به طور مثال سرمایه شرکت «الف» به ده سهم 100 واحدی در زمان پذیره نویسی تقسیم شده باشد، خالص ارزش دارایی‌ها (NAV) هر سهم در پایان سال سوم معادل 110 واحد خواهد بود.