به طور کلی فعالیت موفقیت‌آمیز در بازار سرمایه همانند سایر حوزه‌های شغلی نیازمند صرف زمان و پی گیری مستمر است. بنابراین بر خلاف تصور عمومی، فعالیت در بازار سرمایه یک تخصص می‌باشد و به افراد غیر‌حرفه‌ای توصیه می‌شود که به منظور کسب بازده مطلوب از بازار سهام، به طور مستقیم وارد عرصه فعالیت نشوند. با این مقدمه در ادامه برخی اصول اولیه در ورود به بازار سرمایه مورد اشاره قرار گرفته است.


یکی از اولین مسائل قبل از ورود به بورس، داشتن یک نگاه منطقی در مورد بازدهی بازار سرمایه است، بدین معنا که در این عرصه افراد باید به دنبال کسب درآمد منطقی باشند. این در حالی است که تازه واردان معمولا تحت تاثیر تشویق سایرین یا اخبار کلی و غیردقیق رسانه‌ها در باره بازده نجومی‌ بازار سهام، قدم به این حوزه می‌گذارند. این مساله باعث می‌شود انتظار این افراد از سودآوری در بورس غیر واقعی بوده و نتوانند خود را از نظر روانی با قوانین بازار وفق دهند. به همین دلیل در بیشتر موارد نیز بازندگان اصلی بازار همین گروه هستند که با خاطره‌ای تلخ، بورس را ترک می‌کنند.

پس از پذیرش این اصل، عامل مهم دیگر در کسب موفقیت «یادگیری» است. بدین منظور باید هر فرد شناخت دقیق از توانایی خود پیدا کرده و سپس متناسب با آن استراتژی فعالیت در بازار سرمایه را تنظیم کند.

داشتن استراتژی به فرد کمک می‌کند تا سرمایه‌گذاری خود را مبتنی بر تحلیل و منطق قرار دهد. در این حالت توجه به شایعات و پیروی از جو بازار کاهش پیدا می‌کند و انتخاب‌های سرمایه‌گذاری با پشتیبانی این استراتژی صورت می‌گیرد.

دست یافتن به استراتژی نیازمند تسلط بر روش‌های تحلیل (تکنیکال و فاندامنتال) است که این روش‌ها باید با استفاده از مطالعه اصول نظری فرا گرفته شوند. نکته جالب توجه این است که حتی پس از فراگیری کامل اصول تحلیل و تدوین استراتژی، باز هم نمی‌توان به کسب بازدهی مناسب در بازار سرمایه مطمئن بود.

موردی که بارها توسط نگارنده در خصوص تازه واردین به بورس مشاهده شده این است که اولین تصمیمات سرمایه‌گذاری این افراد معمولا آمیزه‌ای از کوشش و خطا است که در کوتاه‌مدت وزن خطاها بیشتر بوده و حصول زیان در سرمایه‌گذاری را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. این مرحله یکی از بحرانی‌ترین دوره‌ها در مسیر ورود به بازار سرمایه است، زیرا بسیاری از افراد این شرایط را تجربه می‌کنند، اما تنها عده کمی ‌متوجه ماهیت این روند اجتناب‌ناپذیر شده و به فعالیت خود در بازار ادامه می‌دهند.

در حقیقت بهتر است بگوییم شکست‌های اولیه در بورس باید به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری در نظر گرفته شوند و به همین دلیل است که به تازه واردان توصیه می‌شود برای مدت زمانی معین (حداقل یک سال) تنها بخش کوچکی از سرمایه خود را به بازار وارد نمایند. پس از گذر موفقیت‌آمیز از این مرحله و در صورت تلاش برای فراگیری اصول و روش‌های تحلیل سهام می‌توان امیدوار بود که به تدریج شرایط تغییر کرده و سرمایه‌گذاری در بورس برای فرد تبدیل به تجربه ای مطلوب و پربازده شود. البته این روند همان طور که پیشتر ذکر شد، نیازمند صرف زمان (توسط فرد) و گذشت زمان (به طور طبیعی) به مدت نسبتا طولانی است.


در نهایت اصل مهمی‌ که هر سرمایه‌گذار در ورود به بازار سرمایه باید مد نظر قرار دهد، متنوع کردن سرمایه‌گذاری‌ها و تشکیل سبد سهام (پرتفولیو) به منظور کنترل ریسک سرمایه‌گذاری است. بدین ترتیب روشی که سرمایه‌گذار در پیش می‌گیرد مبتنی بر تشکیل یک سبد از سهامی‌ است که مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. اگر چه شاید به نظر برسد ایجاد تنوع در سرمایه‌گذاری، بازدهی را محدود می‌کند، اما تجربه نشان داده است که در بلند‌مدت کفه ترازوی بازدهی پایدار به نفع کسانی است که به جای تمرکز بر تک سهم‌ها، سبد سهام تشکیل داده‌اند.


شایان ذکر است روش‌های زیادی برای تشکیل سبد سهام وجود دارد که آنچه ذیلا مورد اشاره قرار می‌گیرد تنها یک روش پیشنهادی بر مبنای دیدگاه فاندامنتال است.


اول: انتخاب صنایع برتر، دوم: تعیین سهم سرمایه‌گذاری هر یک از صنایع در سبد و سوم: انتخاب یک یا چند شرکت از صنایع منتخب.


در انتخاب صنایع باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:


1 - بازدهی متوسط صنعت در چند سال گذشته؛ که محاسبه این بازدهی می‌تواند با استخراج داده‌های تاریخی شاخص صنعت مربوطه (از سایت‌های اطلاع رسانی) انجام پذیرد.


2 - محاسبه متوسط حاشیه سود صنعت در چند سال اخیر و روند تغییرات آن

3 - روند عرضه و تقاضا در تولیدات صنعت‌، رقابت داخلی و خارجی‌، قیمت محصولات‌، نحوه نرخ‌گذاری محصولات و ...


4 - روند رشد یا نزول سود دهی متوسط شرکت‌های صنعت


5 - توجه به ریسک‌های سیستماتیک صنعت ( ریسک سیاسی- ریسک تغییر نرخ بهره- ریسک تغییرات نرخ ارز –ریسک تصمیمات دولتی و …)


با توجه به عوامل فوق چند صنعت برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌شود و با توجه به مطلوبیت هر صنعت براساس نتایج بررسی‌های فوق‌، درصد تخصیص سرمایه به هر کدام از صنایع تعیین می‌شود. سپس در هر صنعت منتخب‌، یک یا چند شرکت برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌‌شود.


در انتخاب شرکت‌های برتر‌، علاوه بر عوامل فوق، باید مواردی همچون قابلیت نقدشوندگی، میزان سهام شناور آزاد، ترکیب سهامداران، ثبات نسبی سودآوری در سال‌های گذشته‌، طرح‌های توسعه شرکت برای افزایش و تنوع بخشی به تولیدات نیز مورد توجه قرار گیرد.


علاوه بر آن، بررسی روند تغییرات حجم فروش و سودآوری و بازده قیمت سهام شرکت در گذشته نیز اهمیت زیادی دارد. گام آخر نیز به منظور انتخاب سهام برتر از صنایع منتخب می‌تواند تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، ضریب بتا ( ریسک سیستماتیک ) و مقایسه نسبت P/E شرکت‌ها در یک صنعت باشد.


بدیهی است که هر سرمایه‌گذار برای طی موفقیت‌آمیز مراحل فوق نیازمند مجهز شدن به دانش بنیادی تحلیل سهام است.