بررسی عوامل کلان سیاسی داخلی بر بورس اوراق بهادار

بررسی مطالعات سایر کشور در خصوص عوامل کلان سیاسی تأثیر گذار بر بورس اوراق بهادار نشان می­دهد که مهمترین متغیر کلان تأثیر گذار، انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی است.

در نظام­های مردم سالار برگزاری انتخابات و تغییر در قدرت حاکمیت سیاسی مهمترین تحول سیاسی نظام است که منشاء تحولات گسترد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه به شمار می­رود.

از آنجا که برگزاری انتخابات به صورت مستقیم به تحولات سیاسی می­انجامد، بیشتر پژوهش­ها در زمینه انتخابات نیز به بحث اثرات انتخابات بر ایجاد تحولات سیاسی پرداخته­اند و تحولات اقتصادی و اثر انتخابات بر اقتصاد تاکنون کم­تر مورد توجه قرار گرفته­اند. اما در بین متغیرهای اقتصادی، بورس اوراق بهادار با توجه به ویژگی­های خاص خود که در مقابل تحولات سیاسی حساسیت بیشتری دارد، اثر انتخابات نسبت به سایر متغیرهای اقتصادی مشهودتر است.

در اقتصادهای پیشرفته امروزی وضعیت بورس هر کشور شاخص روشنی از وضعیت اقتصادی و سیاسی آن کشور است. هر چند بورس اوراق بهادار در کشور ما هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را به عنوان رکن اساسی بازار سرمایه در اقتصاد به دست آورد، اما به طور کلی می­توان گفت شاخص بورس در کشور ما نیز تا حد زیادی نشان دهنده اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور است به طوری که با بهبود چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی در کشور شاخص بورس نیز بهبود می­ یابد و در مواردی که وضعیت اقتصادی و به خصوص سیاسی کشور با تحولات و بحران­هایی روبه­رو شده است این شاخص کاهش پیدا کرده است.

در حال حاضر با توجه به ارتباط وسیع بین اقتصاد و سیاست، انتخاب­های سیاسی به شدت بر رفتار و عملکردهای اقتصادی افراد تأثیر گذار می­باشد. لذا می­توان از انتخابات به عنوان مهم­ترین و سرنوشت سازترین حادثه عرصه سیاست و اقتصاد در هر کشور نام برد که جایگاه خاصی در تحولات اقتصادی و اجتماعی هر کشوری دارد. زیرا در نظام­های مبتنی بر مردم سالاری، ساز و کار مشارکت مردم در فرآیند دموکراسی و عملکرد احزاب و گروه­های منتخب تأثیر بسیار زیادی در مناسبت­های اقتصادی افراد و بنگاه­های کشور دارد. در این بین بورس اوراق بهادار هر کشور و تغییرات آن به عنوان یکی از متغیرهای مهم اقتصادی نقش به سزایی در تصمیم­گیری رأی دهندگان در هر انتخاباتی دارد.

نظریه وجه اجتماعی بیان می­کند که وضعیت جامعه در عملکرد بازار سرمایه منعکس می­شود و بنابراین نظریه، عملکرد بازار سهام پیش­بینی می­کند که چه کسی در انتخابات پیروز می­شود.

با توجه به اینکه سرمایه­گذاری در بورس با انواع مختلفی از ریسک روبه­رو می­باشد، انتخابات و تغییرات سیاسی در کشور می­تواند منبع بالقوه­ای برای تغییر ریسک سیاسی در تصمیم­گیری سرمایه گذاران باشد، به طور کلی به دنبال هر انتخابات برگزار شده در ایران به خصوص زمانی که گرایشات سیاسی گروه­های منتخب متفاوت از گروه حاکم باشد، به دلیل عدم ثبات و عدم تداوم سیاست­های پیشین اقتصادی در نتیجه تغییر ساختار مدیریتی کشور و از سوی دیگر با توجه به اینکه در انتخابات ایران نقش شخصیت­ها به مراتب پر رنگ­تر از احزاب و برنامه­های آنهاست و کاندیداها برنامه­های روشنی در زمینه اقتصاد ارایه نمی­دهند و به دادن شعارهایی در این زمینه اکتفا می­کنند و تغییرات هیأت حاکمه منجر به تغییر بدنه کارشناسی دولت حتماً تا رده­های میان آن می­شود، لذا به دنبال انتخابات ریسک سیاسی در کشور تغییر خواهد کرد که این تغییر با تغییر انتظارات سرمایه گذاران از آینده اقتصادی کشور همراه می­شود که آثار زیادی به بورس می­تواند به دنبال داشته باشد.

مطالعات نشان می­دهد که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس بر بورس اوراق بهادار تأثیر گذار است اما انتخابات مجلس تأثیر بیشتری بر شاخص بورس داشته است. البته شاخص بورس در دوره­های ششم، هفتم و نهم ریاست جمهوری کاهش داشته که بیشترین میزان کاهش در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری صورت گرفته است.

شاخص بورس در دوره­های پنجم، ششم و هفتم انتخابات مجلس و دوره هشتم ریاست جمهوری افزایش یافته که بیشترین میزان افزایش مربوط به دوره پنجم انتخابات مجلس شورای اسلامی بوده است. مطالعات نشان می­دهد که در مواقعی که انتخابات ریاست جمهوری منجر به انتخاب مجدد دولت حاکم می­شود روند تغییرات شاخص بورس یک روند خطی ساده خواهد بود و در مواقعی که انتخابات ریاست جمهوری منجر به تغییر دولت حاکم می­شود، روند تغییرات شاخص بورس قبل از انتخابات پیچیده است.

نتایج حاصل از مطالعه نشان می­دهد در ایران به دلیل آن که نقش شخصیت­ها پر رنگ­تر از احزاب و برنامه­های آن می­باشد، لذا تغییرات ریاست جمهوری منجر به تغییرات بدنه کارشناسی دولت حتی در رده­های پایین مدیریتی نیز می­شود. در نتیجه این امر موجب نااطمینانی بیشتری در سرمایه­گذاران ایجاد کرده و این افراد تصمیمات سرمایه گذاری خود را به حالت تعلیق در می­آورند.

با توجه به مطالعه انجام شده می­توان نتایج زیر را در خصوص اثر برگزاری انتخابات بر شاخص­های بورس چنین عنوان داشت:

1.      انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری اثر مستقیمی بر شاخص بورس اوراق بهادار تهران دارند.

2.      انتخابات مجلس شورای اسلامی اثر مثبت زیادی بر شاخص بورس بر جای گذارده است و در مجموع انتخابات مجلس شورای اسلامی اثر بیشتری بر شاخص بورس داشته است.

3.      در بورس اوراق بهادار تهران سیکل تجاری وجود ندارد و به همین دلیل پیش­بینی نتایج انتخابات به وسیله شاخص­های بورس غیر ممکن است.

4.      پیروزی حزب حاکم در انتخابات ریاست جمهوری موجب بهبود و رشد شاخص­های بورس گردیده ولی در مقابل شکست حزب حاکم اثرات شدید و منفی بر شاخص بورس بر جای گذاشته که بیشترین آن مربوط به دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری است. یعنی به دنبال هر انتخابات برگزار شده در کشور و به خصوص زمانی که گرایشات سیاسی گروه منتخب متفاوت از گروه حاکم مبتنی باشد، به دلیل عدم ثبات و تداوم سیاست­های اقتصادی در نتیجه تغییر مجریان و تصمیم­گیران و به طور کلی امکان شکست ساختار سیاست­های اقتصادی و نیز تغییر در سیاست­های بین المللی، ریسک اقتصای و سیاسی در کشور بالا رفته و به دنبال این افزایش ریسک شاهد خروج سرمایه­گذاران و کاهش حجم سرمایه­گذاری و در نتیجه کاهش شاخص­های اقتصادی و شاخص بورس خواهیم بود. به عبارت دیگر در دوره­ای که نتایج سیاسی انتخابات قابل پیش­بینی نیست، مالکان سرمایه­ها به سمت خارج بورس و تملک سایر دارایی­ها حرکت می­کنند که از نتایج سیاست و تغییرات بالقوه سیاسی جدا باشند.

از سوی دیگر با توجه به اینکه بیش از 80 درصد سهام بورس تحت اختیار بانک­ها، صندوق­ها و شبه دولتی­هاست. بنابراین در این شرایط، سهامداران جزء اقدام به فروش سهام خود می­کنند عدم دخالت این نهادها به دلیل افزایش ریسک، بازار اوراق بهادار را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد. نمونه بارز این مسئله تأخیر در بازارگردانی و عدم بازار سازی برای بسیاری از شرکت­های بزرگ و وجود شایعه کنار رفتن بازار گردان چند شرکت بزرگ است که موجب تشکیل صف­های فروش، افت قیمت سهام و افت شدید شاخص بورس خواهد شد.

برگرفته از گزارش سند راهبردی بورس اوراق بهادار تهران. معاونت مطالعات اقتصادی و توسعه بازار