همچنین بازارگردان ویژه می‌تواند سفارش یک طرفه به بازار ارایه کند که این کار بستگی به چند عامل اساسی مانند روند بازار دارد.


انتظار می‌رود بازارگردان ویژه برخلاف جریان بازار، زمانی‌که قیمت‌ها مشخصاً در حال افزایش یا مشخصاً در حال کاهش هستند، داد و ستد کنند. به‌ویژه آن‌ها ملزم به خرید سهام می‌شوند تا زمانی‌که مازاد سفارش فروش (صف فروش) وجود دارد و بازار حتماً روند نزولی را طی خواهد کرد. همچنین بازارگردان ویژه باید از موجودی شخصی خود و یا با استفاده از فروش استقراضی پاسخ‌گوی مازاد تقاضای (صف خرید) بازار باشد که در این حالت بازار حتماً روند صعودی خواهد داشت.

انتظار نمی‌رود که بازارگردان ویژه از افزایش یا کاهش قیمت‌ها جلوگیری کنند اما انتظار حفظ قیمت پیوسته یا پیوستگی قیمت دور از ذهن نیست. شواهد نشان می‌دهد که آن‌ها طی سال‌های اخیر به وظایفشان به خوبی عمل کردند، به‌طوری‌که در 95 درصد اوقات قیمت سهام در بورس نیویورک نسبت به آخرین معامله انجام شده (Last Trade) بیش از 10 سنت تغییر نکرده است. اما زمانی‌که روند مشخصی از جریان بازار ملاحظه نشود، چند عامل بر نحوه فعالیت بازارگردان ویژه در تعیین شکاف قیمتی خرید و فروش اثر خواهد گذاشت. عامل اول موجودی سهم آن‌ها در شرایط کنونی است. برای مثال اگر آن‌ها حجم زیادی سهم از یک سهم مشخص داشته باشند و سایر شرایط نیز ثابت باشد، آن‌ها به احتمال زیاد سفارش فروش برای کاهش حجم زیاد موجودی را وارد بازار می‌کنند و برعکس بازارگردان ویژه‌ای که حجم کمی از سهم مشخص دارد (به‌ خاطر این‌که مثلاً موجودی خود را تخلیه کرده است) یا از طریق فروش استقراضی یا ورود درخواست خرید به بازار سعی در افزایش موجودی خود خواهد کرد.

عامل دوم جریان سفارش‌های موجود در دفتر ثبت سفارش[1] است که بر اندازه شکاف قیمتی توسط سایر سرمایه‌گذاران اثر خواهد گذاشت. به‌عنوان مثال حجم زیاد سفارش‌های خرید و تعداد کم سفارش‌های فروش ممکن است تمایل به افزایش قیمت را ایجاد کند زیرا ظاهراً فشار تقاضا زیاد و میزان عرضه بسیار محدود است. در چنین شرایطی، بازارگردانان ویژه‌ای که به‌دلایل دیگری نظیر حجم پول و نقدینگی محدود نباشد، سهام بیش‌تری را برای افزایش قیمت انباشته خواهد کرد.

بازارگردان‌ها در گذشته در بورس نیویورک در حدود 15 درصد از معاملات به‌عنوان معامله‌گر مشارکت داشتند اما این میزان به 27 درصد در سال 2000 افزاش پیدا کرده است.

بازارگردان‌های ویژه درآمد خود را از هر دو فعالیت یعنی کارگزاری و معامله‌گری به‌دست می‌آورند که البته سهم هرکدام به نوع سهم مورد بازارگردانی بستگی دارد. در مورد سهام پرمعامله مانند IBM یا GE، بازارگردان ویژه نیاز کمی به فعالیت به‌عنوان معامله‌گر احساس می‌کند زیرا اقبال عمومی برای این سهم بازاری با شکاف قیمتی عرضه و تقاضای کوچک را برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

 

در چنین حالتی منبع اصلی کسب درآمد فعالیت کارگزاری و حفظ سفارش‌ها است که البته درآمد از این طریق برای سهام پر معامله مانند IBM بسیار زیاد و بدون ریسک است. در مقابل، سهمی با حجم معاملات پایین و نوسان بالا شکاف قیمتی عرضه و تقاضای گسترده (البته منصفانه) دارد و بازارگردان ویژه مجبور است که یک معامله‌گر فعال باشد. درآمد بازارگردان ویژه به توانایی وی در داد و ستد توأم سهام بستگی دارد. قابل ذکر است که بازارگردان‌ها یک مزیت مهم در زمان معاملات دارند و آن هم دسترسی به صفحه ثبت سفارش‌ها است؛ زیرا بازارگردان ویژه می‌تواند رسماً دفتر ثبت سفارش‌ها را ببیند که این بدان معنی است که آن‌ها دسترسی انحصاری به اطلاعات خیلی مهم از جریان سفارش‌های خرید و فروش برای سهم مورد بازارگردانی دارند. نباید این نکته را هم نادیده گرفت که برخی از آن‌ها، اطلاعات دفتر ثبت سفارش را در اختیار برخی از کارگزاران قرار می‌دهند که این مسأله مزیت رقابتی را دچار خدشه می‌کند.

 

 

اغلب بازارگردانان ویژه تلاش می‌کنند تا درآمد خود را بین فعالیت کارگزاری و معامله‌گری متعادل نگه‌دارند و نکته با اهمیت آن‌که افزایش در فعالیت معامله‌گری با افزایش در بازدهی سرمایه بازارگردان ویژه برابری می‌کند.



[1] . limit order book